خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


روانشناسی


چگونه فردی که دوستش داریم را فراموش کنیم؟

چگونه فردی که دوستش داریم را فراموش کنیم؟

راهکارهایی برای فراموش کردن شخص مورد علاقهقطع رابطه هرگز آسان نیست، به خصوص اگر هنوز او را دوست داشته باشید. با این حال، با گذشت زمان، صبر و چند استراتژی مقابله ای سا...

نظر ۰ بازدید ۶۷۵
چگونه با کودکان رفتار کنیم؟

چگونه با کودکان رفتار کنیم؟

نحوه رفتار صحیح با کودکانگاهی اوقات، صحبت کردن با بچه ها شبیه یادگیری یک زبان خارجی است. متأسفانه، هیچ کتاب عبارات یا برنامه ترجمه مفیدی وجود ندارد که بتواند شما را د...

نظر ۰ بازدید ۶۴۲
با این افراد ازدواج نکنید

با این افراد ازدواج نکنید

چه افرادی مناسب ازدواج نیستند؟بعضی از افراد، هر چقدر هم که به شما ابراز علاقه کنند و بخواهند بقیه زندگیشان را با شما بگذارنند، باز هم اخلاق های خاصی دارند که زندگی را...

نظر ۰ بازدید ۷۳۷
عقاب و مرغ

عقاب و مرغ

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت. عقاب با بقیه یجوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کر...

نظر ۰ بازدید ۱۹۳
همسر وفادار

همسر وفادار

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خو...

نظر ۰ بازدید ۱۸۰
گوش سنگین

گوش سنگین

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد د...

نظر ۰ بازدید ۱۸۷
 پیله ی و پروانه

پیله ی و پروانه

شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص م...

نظر ۰ بازدید ۲۰۱
طمع

طمع

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میم...

نظر ۰ بازدید ۱۶۷
چهار داستان کوتاه و آموزنده

چهار داستان کوتاه و آموزنده

یک‌ :زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد از اولین روز سکونت در خانه ی جدید ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن لباس&

نظر ۰ بازدید ۱۸۱
داستان ساحل و صدف

داستان ساحل و صدف

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می شود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت می کند. نزدیک تر می شود، می بیند...

نظر ۰ بازدید ۱۷۹
داستان روانشناسی بالا نرو، خطرناک است

داستان روانشناسی بالا نرو، خطرناک است

سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقی...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا م...

نظر ۰ بازدید ۱۷۵
داستان روانشناسی«اسکناس مچاله شده»

داستان روانشناسی«اسکناس مچاله شده»

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. س...

نظر ۰ بازدید ۱۸۳
داستان روانشناسی قضاوت عجولانه»

داستان روانشناسی قضاوت عجولانه»

خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود. بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري مي کرد و تا پرواز هواپيما مدت زياد...

نظر ۰ بازدید ۱۶۲
داستان روانشناسی «ملاقات با خدا»

داستان روانشناسی «ملاقات با خدا»

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۰
داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

پسر بچه نه ساله اي تصميم گرفت جودو ياد بگيرد. پسر دست چپش را در يک حادثه از دست داده بود ولي جودو را خيلي دوست داشت به همين دليل پدرش او را نزد استاد جودوي ژاپني معروفي ...

نظر ۰ بازدید ۱۹۶
داستان روانشناسی داستان «دو کوزه»

داستان روانشناسی داستان «دو کوزه»

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست، چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک ه...

نظر ۰ بازدید ۱۷۳
داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده‌ايم، برای نگاه كردن به اطراف ايستادم، در آن هنگام دستی ب...

نظر ۰ بازدید ۱۶۸
داستان روانشناسی حضرت سلیمان و مورچه

داستان روانشناسی حضرت سلیمان و مورچه

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه ی گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
داستان کوتاه هدیه ارزشمند

داستان کوتاه هدیه ارزشمند

یک شب مردی مست به ایستگاه قطار می رود و از یکی از دوستانم می پرسد: «کجا می توانم برای دختر کوچکم یک هدیه بخرم؟ او یازده سالش است و من دلم می خواهد چیزی برایش بخرم»...

نظر ۰ بازدید ۱۹۷




۱۲۳۴




لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل
medca360Cosmetic surgery in iran

  میزان بلاگ   |   خرید لنت ترمز   |   خرید آنتی ویروس   |   Telegram Premium SMM Panel   |   خرید کتراک   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   ساخت وبلاگ  


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده