تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» داستان کوتاه هدیه ارزشمند

یک شب مردی مست به ایستگاه قطار می رود و از یکی از دوستانم می پرسد:

«کجا می توانم برای دختر کوچکم یک هدیه بخرم؟ او یازده سالش است و من دلم می خواهد چیزی برایش بخرم».

دوستم پرسیده بود: «چرا می خواهی به او هدیه بدهی؟»

مرد مست پاسخ داده بود: «معلوم است، می خواهم او را خوشحال کنم.»

او گفت: «می شود هدیه ای را پیشنهاد کنم که واقعاْ او را خوشحال کند؟»

مرد مست پرسیده بود که آن هدیه چیست؟ و دوستم گفته بود:

«به او پدری سر به راه هدیه بده. این کار او را خیلی خوشحال خواهد کرد.»


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مودم اینترنت   |   Telegram SMM Panel   |   پت شاپ   |   خرید آنتی ویروس   |   آينه کاری   |   ساخت وبلاگ   |   ساخت وبلاگ حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی مشاهده