خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


داستان کوتاه،


ناسا

ناسا

هنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضانورد به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی رو به رو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند. در واقع جوهر خود...

نظر ۰ بازدید ۲۷۲
داستان پیدایش شلوار لی

داستان پیدایش شلوار لی

سال 1853 مردم برخی کشورها به کالیفرنیا می آمدند. آن ها به دنبال طلا می گشتند. آن ها به پولدار شدن فکر می کردند. لیوای استروس یکی از آنها بود. او 24 سال داشت و آلمانی تبار بو...

نظر ۰ بازدید ۳۰۳
پس کجایی ؟ (سروش صحت)

پس کجایی ؟ (سروش صحت)

صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی...

نظر ۰ بازدید ۱۶۳
عقاب و مرغ

عقاب و مرغ

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت. عقاب با بقیه یجوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کر...

نظر ۰ بازدید ۱۹۰
همسر وفادار

همسر وفادار

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خو...

نظر ۰ بازدید ۱۷۸
دختر نابینا

دختر نابینا

چندین سال پیش، دختری نابینا زندگی می کرد که به خاطر نابینا بودن از خویش متنفر بود. او از همه نفرت داشت الا نامزدش. روزی، دختر به پسر گفت که اگر روزی بتواند دنیا را ببین...

نظر ۰ بازدید ۱۸۸
گوش سنگین

گوش سنگین

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد د...

نظر ۰ بازدید ۱۸۴
 پیله ی و پروانه

پیله ی و پروانه

شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص م...

نظر ۰ بازدید ۲۰۰
طمع

طمع

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میم...

نظر ۰ بازدید ۱۶۵
مدیر و منشی

مدیر و منشی

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن. منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن. شوهره زنگ میزنه ب...

نظر ۰ بازدید ۱۷۵
بیمارستان روانی

بیمارستان روانی

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت: ما وا...

نظر ۰ بازدید ۲۰۶
بزرگ مرد كوچك

بزرگ مرد كوچك

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود پسر ۱۰ ساله ای وارد قهوه فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست . خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید : بستنی با شکلات ...

نظر ۰ بازدید ۱۵۳
چهار داستان کوتاه و آموزنده

چهار داستان کوتاه و آموزنده

یک‌ :زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد از اولین روز سکونت در خانه ی جدید ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن لباس&

نظر ۰ بازدید ۱۷۹
داستان تکرار زمانه

داستان تکرار زمانه

مردی 80 ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله­ اش روی مبل خانه خود نشسته بودند. ناگهان کلاغی كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند...

نظر ۰ بازدید ۱۹۰
داستان ساحل و صدف

داستان ساحل و صدف

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می شود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت می کند. نزدیک تر می شود، می بیند...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
داستان «روزی که امیرکبیر گریست»

داستان «روزی که امیرکبیر گریست»

در سال 1264 هجری قمری نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما ...

نظر ۰ بازدید ۱۵۰
داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا م...

نظر ۰ بازدید ۱۷۲
داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

پسر بچه نه ساله اي تصميم گرفت جودو ياد بگيرد. پسر دست چپش را در يک حادثه از دست داده بود ولي جودو را خيلي دوست داشت به همين دليل پدرش او را نزد استاد جودوي ژاپني معروفي ...

نظر ۰ بازدید ۱۹۳
داستان روانشناسی داستان «عروسک»

داستان روانشناسی داستان «عروسک»

چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: «عمه ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۳
داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده‌ايم، برای نگاه كردن به اطراف ايستادم، در آن هنگام دستی ب...

نظر ۰ بازدید ۱۶۶
داستان کوتاه هدیه ارزشمند

داستان کوتاه هدیه ارزشمند

یک شب مردی مست به ایستگاه قطار می رود و از یکی از دوستانم می پرسد: «کجا می توانم برای دختر کوچکم یک هدیه بخرم؟ او یازده سالش است و من دلم می خواهد چیزی برایش بخرم»...

نظر ۰ بازدید ۱۹۴






medca360Cosmetic surgery in iran
لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل

  خرید آنتی ویروس   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   خرید کتراک   |   ساخت وبلاگ   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   میزان بلاگ   |   Telegram Premium SMM Panel