خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

پیرمرد و سر و صدای کودکان

پیرمرد و سر و صدای کودکان

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعط...

نظر ۰ بازدید ۱۶۸
داستان «روزی که امیرکبیر گریست»

داستان «روزی که امیرکبیر گریست»

در سال 1264 هجری قمری نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما ...

نظر ۰ بازدید ۱۵۱
داستان روانشناسی بالا نرو، خطرناک است

داستان روانشناسی بالا نرو، خطرناک است

سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقی...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

داستان روانشناسی «تاجر و ماهی گیر»

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا م...

نظر ۰ بازدید ۱۷۴
داستان روانشناسی«اسکناس مچاله شده»

داستان روانشناسی«اسکناس مچاله شده»

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. س...

نظر ۰ بازدید ۱۸۳
داستان روانشناسی قضاوت عجولانه»

داستان روانشناسی قضاوت عجولانه»

خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود. بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري مي کرد و تا پرواز هواپيما مدت زياد...

نظر ۰ بازدید ۱۶۲
داستان روانشناسی «ملاقات با خدا»

داستان روانشناسی «ملاقات با خدا»

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با ...

نظر ۰ بازدید ۱۶۹
داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

داستان روانشناسی «جودو کار یک دست»

پسر بچه نه ساله اي تصميم گرفت جودو ياد بگيرد. پسر دست چپش را در يک حادثه از دست داده بود ولي جودو را خيلي دوست داشت به همين دليل پدرش او را نزد استاد جودوي ژاپني معروفي ...

نظر ۰ بازدید ۱۹۵
داستان روانشناسی داستان «دو کوزه»

داستان روانشناسی داستان «دو کوزه»

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست، چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک ه...

نظر ۰ بازدید ۱۷۳
داستان روانشناسی داستان «عروسک»

داستان روانشناسی داستان «عروسک»

چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: «عمه ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

داستان روانشناسی دانشجوی نمونه

در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده‌ايم، برای نگاه كردن به اطراف ايستادم، در آن هنگام دستی ب...

نظر ۰ بازدید ۱۶۸
داستان روانشناسی حضرت سلیمان و مورچه

داستان روانشناسی حضرت سلیمان و مورچه

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه ی گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۵




۱
 ... 
۳۴۵۶۷
 ... 
۳۳




medca360Cosmetic surgery in iran
لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل

  خرید آنتی ویروس   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   میزان بلاگ   |   خرید کتراک   |   ساخت وبلاگ   |   خرید لنت ترمز   |   Telegram Premium SMM Panel  


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده