۹ سال پیش
اکتشافات جالب از بهار سال 1977 آغاز شد. در آن سال ابزارهایی کشف شد که دانشمندان را قادر میساخت تا به بخشهای داخلی سلولهای عصبی در مغز نفوذ کنند. تقریباً هر روز کشفیات تازهای درباره کارکرد داخلی مغز منتشر میشد. ما اکنون میدانیم که مواد شیمیایی، پیامها را بین سلولهای مغز رد و بدل میکنند. در واقع، به نوعی میتوان گفت که به سلولهای مغز، امکان «صحبت کردن» با یکدیگر را میدهند.
در فعالیت روزانه مغز، میلیاردها پیام ارسال و دریافت میشود. پیامهای امیدوارکننده و نوید بخش را «پیامآوران شادی» و پیامهای نومید کننده را «پیامآوران غم» می رسانند. اغلب مراکز عصبی از هر دو نوع پیامآور، ورودی دریافت میکنند. تا وقتی که حجم این دو نوع ورودی متعادل باشد، همه چیز به طور عادی پیش میرود.
وجود استرس در انسان، مشکلاتی را برای پیامآوران شادی در مغز به وجود میآورد. هنگامی که زندگی به آرامی پیش میرود، پیامهای شاد متناسب با سطح تقاضا دریافت میشود. اما هنگامی که استرس در مغز انسان جای گرفته باشد، پیامآوران شادی کم کم از برنامه حملشان عقب میافتند. و با ادامه استرس، پیامهای شاد رفته رفته دیگر به مقصد نمیرسند. در نتیجه، مراکز مهم عصبی عمدتاً پیامهای غمگین دریافت میکنند و کلّ مغز تحت تاثیر این فرایند قرار میگیرد. در این حالت، شخص در شرایطی از نظر عدم تعادل مواد شیمیایی مغز قرار میگیرد که به آن استرس بیش از حد گفته میشود.
استرس بیش از حد، احساس بسیار بدی را در انسان به وجود میآورد. با غلبه پیامهای غمگین بر پیامهای شاد، شخص احساس «درماندگی» و «از پا افتادن» میکند. عوارض آن عبارتند از: احساس خستگی، بیخوابی یا خواب بدون رفع خستگی، کمبود انرژی، انواع دردها و بالاخره لذت نبردن از زندگی. در این شرایط است که فرد دچار افسردگی، اضطراب و عدم توانایی برای تطبیق با شرایط زندگی میشود.
عوامل وراثتی
همه افراد توانایی ایجاد و به کارگرفتن پیامآوران شادی در مغز را به ارث میبرند. تا وقتی که شخص بتواند متناسب با استرسهای زندگیش به قدر کافی پیامآوران شادی را به وجود آورد، در این صورت استرس برای او هیجانانگیز، شادیبخش و سرگرم کننده میشود و در واقع، بدون آن احساس کسالت و ملال میکند.
ولی از سوی دیگر، چنانچه میزان استرس در زندگی فرد آنقدر زیاد باشد که پیامآوران شادی را تحت تاثیر خود قرار دهد، رویدادهای بد به سراغ شخص میآید: اختلال در خواب، انواع دردها، لذت نبردن از زندگی و حتی ترس و وحشت.
میزان استرسی که فرد میتواند تحمّل کند قبل از آن که پیامآوران شادی در مغزش دچار سوء عمل و اختلال شوند، «حد تحمّل استرس» نامیده میشود. این حد تحمل توسط آنچه که فرد از نظر ژنتیکی به ارث برده است تعیین میگردد. اغلب ما به قدر کافی این حد تحمل را به ارث بردهایم که بتوانیم با استرسهای روزانه در زندگی کنار بیائیم. با وجود این، همه ما در زندگی خود، دوران کوتاهی از عدم تعادل مواد شیمیایی در مغزمان را تجربه کردهایم. بیخوابی در شب امتحان، ناراحتی و گریه در غم از دست دادن یک دوست یا عضو خانواده، سردرد یا حتی درد قفسه سینه، همه نمونههایی از این حالت هستند. امّا 10٪ از مردم همیشه چنین احساسی دارند.
همان گونه که گفته شد، از هر ده نفر یک نفر حد تحمل استرس پائینی را به ارث برده است. این بدان معنی است که پیامآوران شادی او در سطح استرسی که از نظر بقیه مردم «عادی» است، دچار اختلال میشوند. نتیجه به ارث بردن چنین حد تحمل استرس پائینی میتواند فاجعهآمیز باشد. چنین فردی با استرس بیش از حد در طول زندگیش روبرو خواهد بود و ممکن است مشکلاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، خستگی، اختلال در خواب و حتی اعتیاد در تمام طول عمر همراهش باشد.
توجه داشته باشید که در مورد 10٪ از کلّ مردم صحبت میکنیم و این اصلاً عدد کوچکی نیست. ده درصد از دوستان، آشنایان، کارمندان، همکاران و همه کسانی که دور و بر شما هستند، قادر به تطبیق دادن خود با استرسهای زندگی روزمره نیستند.
برای درک بهتر این که چگونه استرس برای بسیاری از مردم موجب این وضعیت خطرناک و فاجعهآمیز میشود، بیائید با هم پیامآوران شادی در مغز را مورد بررسی قرار دهیم..
|
سه پیامآور شادی
|
|
| |
سه پیامآور شادی عبارتند از: سروتونین ( Serotonin )، نورآدرنالین ( Noradrenalin ) و دوپامین ( Dopamin ) در زیر به طور خلاصه به عملکرد این سه ماده شیمیایی مغز اشاره میکنیم.
سروتونین
- خواب راحت
برای آن که شما بتوانید خواب راحتی بکنید، سروتونین باید عملکرد مناسبی داشته باشد. در واقع، سروتونین مسئول اطمینان یافتن از این مسأله است که فیزیولوژی بدن شما برای خواب تنظیم شده باشد. اگر سروتونین کارش را به خوبی انجام ندهد، شما هر چقدر هم که تلاش کنید نخواهید توانست خواب آسوده و راحتی بکنید.
- تنظیم ساعت بدن
درون مغز همه ما «ساعت» دقیقی قرار دارد. این ساعت مانند رهبر ارکستر عمل میکند. همانگونه که رهبر ارکستر باعث میشود تا تمام سازها با ریتم یکنواختی بنوازند، ساعت بدن نیز تمام کارهای مختلف بدن شما را هماهنگ کرده و آنها را با ریتم یکسانی به حرکت در میآورد. ساعت بدن در اعماق مرکز مغز و در میان گروه کوچکی از سلولها که به نام غدّه صنوبری ( Pineal Gland ) معروفند، قرار دارد. درون غدّه صنوبری، منزلگاه پیامآور سروتونین است که محرّک اصلی ساعت بدن میباشد. هر روز، سروتونین از نظر شیمیایی به ترکیب دیگری به نام مِلاتونین ( Melatonin ) تبدیل میشود و سپس ملاتونین دوباره به سرتونین تبدیل میگردد. این چرخه، دقیقاً 25 ساعت طول میکشد و این ساعت بدن شما را تشکیل میدهد. بیست و پنج ساعت؟ بله. اگر شرایط محیطی تغییر نکند این چرخه 25 ساعت به طول میانجامد. امّا اگر شخص در یک محیط طبیعی با تغییرات روشنایی روز و تاریکی شب قرار داشته باشد، غدّه صنوبری به طور خودکار، خود را با 24 ساعت شبانهروز تنظیم میکند. یعنی غدّه صنوبری به طور خودکار چرخهاش را با طول یک شبانهروز در کره زمین تطبیق میدهد. کلّ فرایند تنظیم ساعت بدن با ساعت کره زمین در حدود سه هفته طول میکشد.
چرخه 24 ساعته بدن از اهمیت زیادی برخوردار است و خواب و بیداری شما را تنظیم میکند. هر شامگاه، ساعت بدن، فیزیولوژی شما را برای خواب تنظیم میکند و پس از مدتی، ساعت بدن، فیزیولوژی شما را برای بیدار شدن تنظیم مینماید. آنگاه شما از خواب بیدار شده و احساس تازگی و سرحالی میکنید. همان گونه که پیش از این گفتیم، ساعت بدن، هماهنگ کننده ارکستر فیزیولوژیک شماست. سه نوازنده اصلی این ارکستر عبارتند از: دمای بدن، هورمون استرس ستیز و چرخههای خواب شما. هر یک از این سه عامل باید توسط ساعت بدن به نحو مناسبی هماهنگ گردند تا شما بتوانید خواب راحتی کنید و سرحال از خواب بیدار شوید.
- ساعت بدن و دمای بدن شما
هر 24 ساعت، دمای بدن شما در یک چرخه از بالا به پائین و بالعکس، در حدود یک درجه تغییر میکند. هنگامی که زمان بیدارشدن و فعّال شدن است، دمای بدن شما کمی افزایش مییابد و هنگامی که موقع خوابیدن است، دمای بدن کمی کاهش مییابد. به همین دلیل است که برای اغلب افراد، خوابیدن در شبهای بسیار گرم، خیلی سخت است. برای آن که شخص بهترین خواب را داشته باشد، ترموستات بدن باید درجه حرارت را در شب، کمی پائین بیاورد. این زمانبندی توسط ساعت بدن شما تنظیم میگردد.
- ساعت بدن و هورمون استرس ستیز شما
در بدن ما هورمونی به نام کورتیزول ( Cortisol ) وجود دارد که وظیفهاش مقابله با استرس است. هنگامی که ترشح کورتیزول زیاد است، بدن در «وضعیت جنگی» قرار میگیرد و برای مقابله با شرایط استرسزا آماده میشود. به طور معمول، شبها که فرد برای آسودن و خوابیدن آماده میشود، سطح کورتیزول به نحو قابل ملاحظهای کاهش مییابد. همانند دمای بدن، بالا و پائین رفتن سطح هورمون استرس ستیز شما نیز باید در طول 24 ساعت به نحو مناسبی تنظیم شود تا شما بتوانید خواب راحتی بکنید و سرحال از خواب بیدار شوید.
- ساعت بدن و چرخههای خواب شما
پس از خوابیدن، خواب فرد عمیقتر و عمیقتر میشود تا سرانجام به مرحله خواب کاملاً عمیق میرسد. سپس خواب او سبکتر و سبکتر میشود تا فرد به مرحله خواب دیدن میرسد. آنگاه کل این چرخه دوباره تکرار میشود. زمان این چرخه حدوداً 90 دقیقه به طول میانجامد. در اوایل شب، مدّت زمان بیشتری از این چرخه در مرحله خواب کاملاً عمیق میگذرد و به تدریج، هر چه به صبح نزدیکتر میشویم، زمان صرف شده در این مرحله کاهش مییابد و زمان بیشتری در مرحله خواب دیدن صرف میشود. برای آن که فرد خواب راحتی داشته باشد، این الگوی خواب باید به نحو مناسبی برقرار گردد. و البته این چرخه توسط ساعت بدن شما تنظیم میگردد.
- استرس خواب شما را از بین میبرد.
ساعت بدن برای تنظیم هارمونی مناسب دمای بدن، هورمون استرسستیز و چرخههای خواب شما نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر، برای آن که خواب راحتی داشته باشید و سرحال از خواب بیدار شوید، ساعت بدن شما باید به خوبی عمل کند. سروتونین، که یکی از پیامآوران شادی است، محرّک اصلی ساعت بدن شماست. اگر استرس باعث کاهش سروتونین گردد، حرکت ساعت بدن شما متوقف میشود یا با اختلال روبرو میگردد. بنابراین، نعمت خواب راحت را از دست خواهید داد.
از آنجا که معمولاً سروتونین نخستین پیامآور شادی است که تحت استرس از کار میافتد، نخستین علامت استرس بیش از حد، معمولاً عدم توانایی در داشتن خواب راحت است.
نورآدرنالین: انرژی بخش به احتمال زیاد، همه شما نام «آدرنالین» را شنیدهاید. هنگامی که میترسید، آدرنالین از غدد آدرنال به جریان خون شما سرازیر میشود. ضربان قلب شما تندتر میشود، جریان خون از پوست و رودهها به سمت عضلات منحرف میگردد و عرق بر روی پیشانی و کف دستتان ظاهر میشود. به عبارت دیگر، بدن شما برای «مقابله» آماده میشود. نورآدرنالین که از خانواده آدرنالین است، یکی از پیامآوران شادی است و وظایف بسیار مهمی در سیستم اعصاب دارد. یکی از این وظایف که در اینجا بیشتر مورد نظر ماست، نقش نورآدرنالین در تنظیم سطح انرژی است. عملکرد مناسب نورآدرنالین در مغز برای احساس انرژی داشتن ضرورت دارد.
افرادی که فاقد نورآدرنالین کافی باشند، رفته رفته خموده و کسل میشوند و انگار انرژی برای انجام هیچ کاری ندارند. فعالیت مغز با نورآدرنالین کم، همانند حرکت ماشین با باتری خراب است. دیر یا زود، ماشین روشن نخواهد شد.
دوپامین: شادی و درد شما همان گونه که احتمالاً میدانید، مرفین و هروئین، قویترین مواد شناخته شده برای رهایی از درد و ایجاد سرخوشی هستند. مدتها اعتقاد بر این بود که آنها رفتاری مشابه به یک مادّه شیمیایی ناشناخته ولی طبیعی بدن دارند. اما پیشرفتهای تکنولوژیکی اخیر به کشف مولکولهای طبیعی «شبه مرفین» انجامیده است که در مغز همه ما تولید میشود. آنها که اندورفین( Endorphins ) نامیده میشوند، مسئول تنظیم لحظه به لحظه آگاهی ما نسبت به درد هستند.
به نظر میرسد که با کشف اندورفین، سازوکار طبیعی بدن برای تنظیم درد مشخص شده باشد. به احتمال زیاد، میزان مشخصی از اندورفین همواره در بدن ترشح میشود. این میزان ترشح، تحت شرایط خاصی افزایش مییابد و باعث میشود که فرد حساسیت کمتری نسبت به درد داشته باشد. و بر عکس، تحت شرایطی کاهش مییابد و شخص را بیشتر از معمول نسبت به درد حساس میسازد.
سطح مختلف اندورفین در افراد بیانگر این واقعیت است که چرا آنها در برابر محرکهای مشابه درد، عکسالعملهای متفاوتی نشان میدهند. در تجربیات پزشکی بسیار دیده شده است که یکنفر با یک آسیبدیدگی خاص، ناراحتی اندکی داشته در حالی که فرد دیگری با همان آسیبدیدگی، بسیار بیقراری و ابراز ناراحتی میکرده است.
حال به سومین پیامآور شادی، یعنی دوپامین برگردیم. به نظر میرسد که تمرکز دوپامین بر آن ناحیهای از مغز است که درست همجوار محلی است که سازوکار آزادسازی اندورفین قرار دارد. هنگامی که عملکرد دوپامین دچار اختلال گردد، عملکرد اندورفین هم مختل میشود. بنابراین، هنگامی که استرس زیاد باعث اختلال در عملکرد دوپامین شود، مقاومت طبیعی بدن در برابر درد نیز از دست خواهد رفت.
دوپامین همچنین «مرکز خوشی» در بدن شما را اداره میکند. این ناحیهای از مغز شماست که به شما اجازه میدهد تا از زندگی لذت ببرید. هنگامی که استرس، کار دوپامین را مختل کند، مرکز شادی غیرفعال میگردد و فعالیتهای شادی بخش دیگر خاصیتشان را از دست میدهند. با سوء عمل جدّی دوپامین / اندورفین، زندگی دردناک و خالی از هرگونه شادی خواهد شد.
پیامدهای استرس بیش از حد هنگامی که سطح استرس به اندازهای برسد که پیامآوران شادی را دچار اختلال سازد، چه اتفاقی میافتد؟ و چه احساسی در شما به وجود میآید؟
نخست آن که ساعت بدن شما از کار میافتد. در نتیجه، خوابیدنتان با اشکال روبرو میشود و در طول شب چندبار از خواب بیدار میشوید و صبح که از خواب برمیخیزید بهیچوجه احساس نمیکنید که خستگی از تنتان در رفته است.
دیگر آن که در خود احساس کمبود انرژی میکنید. کمبود تمایل به بیرون رفتن و انجام دادن کاری و کمبود علاقه به دنیای خارج.
سوم آن که احساس درد و ناراحتی میکنید. شایعترین دردها در این حالت عبارتند از درد قفسه سینه، شانهها، پشت و گردن. به همراه افزایش حساسیت نسبت به درد، حس لذت بردن از زندگی نیز کاهش خواهد یافت. چیزهایی که پیش از این، سرگرم کننده و شادیبخش بودند دیگر این چنین نخواهند بود.
|