فروپاشی روانی (که به انفجار عصبی یا بحران روحی نیز شناخته میشود) اصطلاحیاست غیر پزشکی برای توصیف دورهای حاد و کوتاه مدت از یک آشفتگی خاص که ابتدا با مشخصههای افسردگی یا اضطراب تظاهر می کند.
عبارت های «فروپاشی روانی» و «بحران عصبی» فاقد تعاریف رسمی ازسوی سامانههای بیماریشناسی همچون طبقهبندی رفتارهای ناهنجار یا فهرست کدهای آیسیدی۱۰بوده و کموبیش جایی در ادبیات علمی روز وابسته به بیماریهای روانی ندارند باآنکه «فروپاشی روانی» لزوماً تعریف روشنی ندارد، بررسی افراد غیر متخصص چنین پیشنهاد میدهد که عبارت به واکنش درهمپریش زمانمحدود حاد خاصی اشاره دارد، که عوارضی چون اضطراب و افسردگی را درپیداشته و معمولاً بهواسطهٔ محرکهای تنشزای بیرونی تسریع میشود. شرایط یادشده میتواند علائم روان پریشی همچون نشانههای متناظر با شیزوفرنی را نیز دارا باشد یا اینکه فاقد آن باشد.
این وضعیت در مواردی خاص پس از اینکه یک فرد از فعالیت روزمره به دلیل مشکلات رخ داده ناتوان میگردد نیز گاه با تکواژهٔ «فروپاشی» توصیف میشود
این فروپاشیها انگیزههای گوناگونی دارند. در پژوهشی در سال ۱۹۹۶ روشن شد که پدیدههایی برخاسته از متزلزل شدن بنیاد روابط تنگاتنگ، همچون پدیدهٔ طلاق یا جدایی زناشویی، عامل ۲۴٪مشکلات کاری و در مدرسه عامل ۱۷٪ و مشکلات مالی عامل ۱۱٪ فروپاشیهای روانی بودهاند. بررسی نشان میدهد که در ایالات متحده، مشکلات ناشی از بیماریها و مسائل درمانی بهعنوان یک عامل برای انفجار عصبی اهمیتشان بتدریج کاهش یافته، چراکه این شمار تا ۲۸٪ در سال ۱۹۵۷، ۱۲٪ در سال ۱۹۷۶ و تنها ۵٫۶٪ در سال ۱۹۹۶ از فروپاشیهای روانی را شامل میشدند
رپورت، تاد، لاملی و فیسیکارو پیشنهاد میدهند نزدیکترین مقولهٔ تشخیص امراض در طبقهبندی رفتارهای ناهنجاربرای فروپاشی روانی را اختلال سازگاری با نگرانی همراهبا حالت افسردگی (حاد) دانست.اختلالات همسازی و فروپاشیهای روانی هر دو واکنشهای حاد به تنشهاییاند که با از میان رفتن محرک تنشزا رفع میشوند. اگرچه طبقهبندی رفتارهای ناهنجار موارد اختلالات ثانوی ناشی از داغدار شدن را که عامل ۶ تا ۸٪ فروپاشیهای روانیست، از این غائله مستثنی میداند.
فروپاشی روانی ممکن است برخی از ویژگیهای اختلالات تنشزای حادو اختلالات تنشزای پس از رویداد را بهاشتراک داشته باشد که در آن، این اختلالات هرکدام در پاسخ به محرک تنشزای خارجی رخ داده و ممکن است با پریشان خوابی، کاهش تمرکز و دگردیسی خلقوخویی همراه باشد. بااینحال، علائم فروپاشی روانی شامل مجموعهٔ آسیبهای روانی بازآزموده شده، گسستگی شخصیت، اختلال شخصیتی پرهیزگری و ازکارافتادن پاسخدهی عمومی که با دو اختلال دیگر همراهاست، نبوده و محرکهای تنشزای در پیوند با فروپاشیهای روانی رویهمرفته از شدت کمتری برخورداراند
فروپاشی روانی شاید بسیاری از وجنات اختلال اضطراب آمیخته با افسردگی را بهاشتراک داشته باشد. بااینوجود، تعریف اختلال اضطراب آمیخته با افسردگی وضعیتی مزمن را نشان میدهد، در تضاد با طبیعت حاد و کوتاهمدت فروپاشی روانی