موضوع : پیله ی و پروانه | بازدید : 3 | تگ ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه مدیریتی، داستان کوتاه روانشناسی
تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1396 | 11:20 | نویسنده : رز ابی

شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند اما چنین نشد. در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد. و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند. آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.

 

نتیجه ی اخلاقی :گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم. به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.



پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | طراحی سایت در اصفهان | ماشین تزریق پلاستیک | منزل مبله شیراز | دیاگ | فلزیاب تصویری | پاپ آپ نمایشگاهی | آگهی استخدام | تور کربلا | دستگاه فلزیاب | ترخینه | تحکیم خاک | هاست لینوکس ارزان | پیش بینی مسابقات فوتبال | ریاضی اول | منزل مبله شیراز | محمد دبیری | فلزیاب | تور کویر | بانک شهر | گیت کنترل تردد | لباس هندی | دکوراسیون داخلی اصفهان | ثبت شرکت | طلایاب | تور اربعین | تور نجف | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات