موضوع : داستان پیدایش شلوار لی | بازدید : 32 | تگ ها : پیدایش شلوار لی، تاریخ شلوار لی، داستان کوتاه، داستان کوتاه تاریخی
تاريخ : پنجشنبه 3 اسفند 1396 | 10:41 | نویسنده : رز ابی

سال 1853 مردم برخی کشورها به کالیفرنیا می آمدند. آن ها به دنبال طلا می گشتند. آن ها به پولدار شدن فکر می کردند. لیوای استروس یکی از آنها بود. او 24 سال داشت و آلمانی تبار بود و نیز مانند بقیه به دنبال پولدار شدن و کشف طلا...

او پارچه ای از کشور آلمان برای ساخت چادر (خیمه گاه) در معدن طلا با خود آورده بود.

مردی از او پرسید: می خواهی با این پارچه چه کار کنی؟

او گفت: می خواهم چادر (خیمه گاه) بسازم.

مرد گفت: من به چادر نیاز ندارم اما من یک شلوار خیلی مقاوم لازم دارم!

شلوار من رو نگاه کن. پر از سوراخ است!

لیوای استروس شلواری از آن پارچه ی مقاوم ساخت. آن مرد بابت شلوار خوشحال شد آنها به یک موفقیت بزرگ دست پیدا کردند. به زودی تک تک مردم خواستار شلواری فقط با جنس آن پارچه ی آلمانی شدند! لیوای از آن شلوار ده ها ، صد ها و هزار ها ساخت. و این بود داستان ساخت و پیدایش شلوار جین شما !



موضوع : تاریخچه سلامت روان در ایران | بازدید : 36 | تگ ها : تاریخچه سلامت روان در ایران
تاريخ : يکشنبه 29 بهمن 1396 | 13:47 | نویسنده : رز ابی

دوره اول تا سال‌های۱۳۲۰ ادامه یافت  و دارالمجانین‌ها  با  شرایط بسیار نامناسب در تهران، همدان، شیراز و اصفهان وجود داشتند.
دوره دوم ازسال‌های ۱۳۲۰آغاز شد، هنگامی‌که دانشکده پزشکی در کشور تاسیس شد و روان‌پزشکی به عنوان شاخه‌ای از طب مدرن منظور شد. تاسیس بیمارستان‌های دانشگاهی جدید و تاسیس و رشد تدریجی دپارتمان‌ها و بیمارستان‌های روان‌پزشکی و آموزش دستیاری روان‌پزشکی در سال‌های ۱۳۴۰، حداقل در شهرهای بزرگ، منجر به بهبود مراقبت‌های ارایه شده برای بیـماران روان‌پزشکی شد.در سومین دوره که سال‌های ۱۳۵۰ را شامل می شد، تلاش‌هایی در جهت دستیابی به مراقبت‌های بهداشت روان جامع، توسط اولین معاونت وزارت بهداشت و تامین اجتماعی وقت انجام شد. وزارت‌خانه به یک سری پژوهش همه گیرشناسی و تاسیس تعدادی بیمارستان و مراکز جامع روان‌پزشکی جدید در نقاط مختــلف کشور اقدام کرد و آغاز به آموزش سطح بندی شده در روان‌پزشکی و روان‌پرستاری کرد. این برنامه‌های آموزشی و تحقیقاتی، پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، در انستیتو روان‌پزشکی تهران ادغام شد و گسترش کشوری پیدا نکرد.
چهارمین دوره از مهرماه ۱۳۶۵ شروع شد. هنگامیکه برنامه ملی بهداشت روان (NPMH) توسط یک تیم چند رشته ای از متخصصان طرح و توسط دولت پذیرفته شد و استراتژی اصلی، ادغام فعالیت‌های جدید در سیستم مراقبت‌های بهداشتی اولیه بود. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۷۷ در سی امین اجلاس خود هدف «بهداشت برای همه تا سال ۲۰۰۰» را مطرح کرد و در سال ۱۹۷۸ در کنفرانس جهانی آلماآتا در قزاقستان مراقبتهای بهداشتی اولیه (PHC) بعنوان مهمترین استراتژی در رسیدن به هدف «بهداشت برای همه» تعیین شد و همه کشورهای عضو و از جمله ایران اعلامیه آلماآتا را پذیرفتند. زیرا طبق اصل ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برخورداری از بهداشت و درمان حق مسلم برای همه مردم است. در سال ۱۳۶۵ برنامه کشوری بهداشت روان تدوین شد و در سال ۱۳۶۷ به تصویب رسید و به صورت پایلوت در شهر کرد اجرا شد و طی این برنامه پایلوت که به صورت یک پروژه تحقیقاتی بود، آگاهی، نگرش و عملکرد پرسنل بهداشتی در این برنامه مورد پایش و ارزشیابی قرار گرفت و سپس برنامه پایلوت در شهررضا  و هشتگرد نیز اجرا شد.
در سال ۱۳۶۹ با تصویب شورای معاونین وزارت بهاشت، بهداشت روان بعنوان جزء نهم PHC شناخته شد و در همین سال برنامه به دانشگاههای بیشتری گسترش پیدا کرد. در سال ۱۳۷۴ تمام دانشگاهها (حداقل یک شهرستان در هر دانشگاه) مجری برنامه بودند. هدف از اجرای برنامه بهداشت روان فراهم آوردن خدمات اساسی بهداشت روان برای همه مردم به ویژه با تأکید بر گروههای آسیب پذیر و مردم محروم است. ضمناً این برنامه در نظر دارد آگاهی مردم و همچنین آگاهی و مهارت تیم سلامت را در ارائه خدمات بهداشت روان افزایش دهد و مشارکت جامعه را در بهره مندی از خدمات بهداشت روان جلب نماید.
ایران تنها کشور در منطقه مدیترانه شرقی یا حتی در جهان است که برنامه ادغام بهداشت روان در نظام مراقبتهای بهداشتی را به اجرا در آورده است. برنامه بهداشت روان برنامه ­ای مبتنی بر جامعه (جامعه نگر) است و هدف آن تأکید بیشتر بر درمان بیماران سرپایی و عرضه خدمات در محل زندگی می باشد. تمام تلاش در پیشگیری از بستری طولانی مدت وبازگشت بیماران به محل زندگی و محل کارشان است، با این روش بستری شدنهای مکرر و متعاقب آن هزینه های درمان کاهش می یابد. در حال حاضر برنامه ادغام بهداشت روان گسترش بیشتری یافته است و اکثر مناطق روستایی و بخشی از مناطق شهری را نیز تحت پوشش خود قرار داده است.
خدمات بهداشتی اولیه (PHC) و بهداشت روان: خدمات بهداشتی اولیه مراقبت‌های اساسی هستند که تمامی افراد خانواده‌ها را از طریق مشارکت کامل  مردم با هدف تامین همگانی و ارزان خدمات، زیر پوشش قرارمی‌دهد. برای ارایه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب و مورد نیاز مردم بهترین روش، سطح بندی خدمات بهداشتی است. بر مبنای این روش استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی از اولین سطح یعنی بهورز که مسوول آموزش بهداشت روان در روستا و بیماریابی، ارجاع و پی‌گیری درمان است شروع می‌شود. بهورز که در خانه بهداشت مستقر است، بیماران را تحت عناوین بیماری خفیف روانی(مانند: افسردگی، اضطراب و وسواس…)، بیــماری روانی شدید(سایکوزها)، صرع، عقب ماندگی ذهنی و سایر بیماری‌ها می شناسد و به سطح بالاتر، پزشک عمومی ارجاع می‌دهد.
مرکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی اولین سطح درمانی است و پزشک عمومی این مراکز ارایه دهنده خدمات بهداشت روان به بیمارانی است که به وسیله بهورز ارجاع می شوند یا این‌که خود مستقیم به مراکز مراجعه می‌کنند.در صورت نیاز، بیماران به سطح سوم (روان‌پزشک یا پزشک دو ماه دوره دیده شهرستان) و یا سطح چهارم (بیمارستان و مراکز فوق تخصصی روان‌پزشکی) ارجاع می‌شوند. استفاده از این روش منجربه ارتقای سطح سلامت، کاهش هزینه‌های خانواده‌ها، دسترسی فوری‌تر به خدمات مورد نیاز، کاهش هزینه‌های عمومی و منافع فراوان دیگر می‌شود.
یکی از نیازهای اساسی در مجموعه نیازهای بهداشتی و درمانی، بهداشت روان است و همان‌گونه که در تعریف سلامتی اشاره شد، سلامت روان یک عنصر اساسی سلامتی است. در حال حاضر برنامه کشوری بهداشت روان مناطق شهری و روستایی در حال اجرا می‌باشد و جمعیتی بالغ بر۳۰ ملیون نفر را زیر پوشش دارد.
خانه بهداشت: اولین واحد ارایه دهنده خدمات بهداشتـی  مستــقر در روستا است، که اغلب چند روستای دیگر(روستاهای قمر) را نیز پوشش می‌دهد. میانگین جمعیت زیر پوشش هر خانه بهداشت ۱۵۰۰ نفر است. به طور معمول توسط دو بهورز(یک زن و یک مرد)  اداره می‌شود که دارای حداقل ۵ تا ۸ کلاس سواد بوده و۲ سال دوره آموزش بهداشت عمومی را می گذرانند. این بهورزان توسط مربیان بهورزی به میزان ۳۰ ساعت تحت آموزش بهداشت روان قرار می گیرند، تا مسوولیت‌های محوله زیر را در کنار سایر فعالیت‌های بهداشت عمومی انجام دهند:
– آموزش بهداشت روان به زبانی ساده به افراد جامعه( به صورت گروهی یا چهره به چهره)
-شناسایی افراد با ناراحتی‌های شدید روانی، خفیف روانی، صرع، عقب ماندگی ذهنی و سایر اختلال‌های (مانند اختلال‌های روانی دوران کودکی و سالمندی )
–  ارجاع بیماران به مراکز بهداشتی درمانی روستایی( ارجاع فوری و غیرفوری)
– پی‌گیری دستورهای داده شده در مورد بیماران ارجاعی
–   گزارش و ثبت اطلاعات مربوط به بیماران جدید و قدیم منبع : دفتر سلامت روانی اجتماعی واعتیاد



موضوع : پس کجایی ؟ (سروش صحت) | بازدید : 14 | تگ ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه عاشقانه، سروش صحت، راننده تاکسی
تاريخ : يکشنبه 29 بهمن 1396 | 13:46 | نویسنده : رز ابی

صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته و چشم های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می گذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح ها سوار ماشینش می شوم فقط سه چهار بار صدای بم و خش دارش را شنیده ام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش می کند. ما هر روز از مسیر ثابتی می رویم، فقط چهارشنبه های آخر هر ماه راننده مسیر همیشگی مان را عوض می کند. یکی از چهارشنبه های آخر ماه به او گفتم «از این طرف راهمون دور می شه ها.» «می دونمدیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می رفت و چهارشنبه های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می کرد.

چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می رفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت؛ «ببخشید الان برمی گردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دست هایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دست هایش پیدا بود، پرسیدم «حالتون خوبه؟» گفت «نهنگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.

چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی می شود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او می گوید خانواده اش اجازه نمی دهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان می خواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول می دهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید. چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمی دانست. پرسیدم «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبه های آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد، ولی دو ماهه نمیادبه راننده گفتم «شاید یه مشکلی پیش اومدهراننده گفت «خدا نکنه» بعد گفت «اگر ماه دیگر نیاد می میرم».



موضوع : سختگیری کودکان را دروغگو می کند | بازدید : 25 | تگ ها : سختگیری کودکان را دروغگو می کند
تاريخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 14:29 | نویسنده : رز ابی

پژوهشگران روانشناسی در کانادا هشدار دادند: تنبیه بدنی یا مقررات سخت و شدید باعث می شود که کودکان برای پنهان کردن خطاهای خود، بیشتر به دروغگویی متوسل شوند.
به گزارش پزشکان بدون مرز ، پروفسور ویکتوریا تالوار از دانشگاه مک گیل و دستیارش پروفسور کانگ لی از دانشگاه تورنتو در مطالعات خود دو گروه از کودکان را که درگروه سنی ۳ و۴ ساله بودند در شرایط مختلف با هم مقایسه کردند.
گروه اول در یک مدرسه خصوصی ثبت نام شده بودند که این مدرسه به روش های سنتی مثل استفاده از ترکه و فلک برای تنبیه دانش آموزان اداره می شد.
گروه دوم نیز در یک مدرسه خصوصی دیگری ثبت نام شده بودند که شیوه اداره آن با سیستم های آزادانه تر و با مقررات آسانتر بود. رفتار تک تک کودکان به طور جداگانه در هر دو مدرسه تحت مطالعه قرار گرفت.
در ادامه آزمایشات از کودکان خواسته شد در یک بازی «حدس بزن» شرکت کنند.
متخصصان که در این بازی با کودکان همراه بودند از آنها درخواست می کردند که وقتی در اتاق تنها هستند دزدکی به اسباب بازی که داخل اتاق گذاشته شده بود، نگاه نکنند.
تقریبا اکثر کودکان وقتی تنها می شدند به رغم توصیه متخصصان، این کار را انجام می دادند.
اما نتایج ارزیابی ها معلوم کرد کودکانی که در گروه اول یعنی در مدرسه خصوصی با روش سنتی و تنبیهی ثبت نام کرده بودند در پاسخ به این سوال که آیا دزدکی اسباب بازی را دیده اند تقریبا همگی شان دروغ می گفتند و جواب منفی می دادند، در حالی که کودکان در گروه دوم که در مدرسه تنبیه نمی شدند، فقط حدود ۵۰ درصد در مورد نگاه کردن به اسباب بازی دروغ می گفتند.
بعلاوه معلوم شد کودکانی که به دلیل تنبیه شدن توانستند بار اول دروغ بگویند در پاسخ به سوالات بعدی درباره جزئیات و مشخصات اسباب بازی، خیلی بهتر پاسخ های غیرصحیح و فریب دهنده می دادند تا معلوم نشود که دروغ گفته اند.



موضوع : عقاب و مرغ | بازدید : 24 | تگ ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه روانشناسی، داستان کوتاه آموزنده
تاريخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 14:27 | نویسنده : رز ابی

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت. عقاب با بقیه یجوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند؛ برای پیدا کردن کرم ها وحشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار،کمی در هوا پرواز می کرد.

سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد. روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید. او با شکوه تمام، با یک حرکت جزئی بال های طلاییش برخلاف جریان شدید باد پروازمی کرد. عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید: «این کیست ؟» همسایه اش پاسخ داد : «این یک عقاب است. سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم».

 

عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد. زیرا فکر می کرد یک مرغ است.



موضوع : رواج “سندروم قلب شکسته” در زنان | بازدید : 16 | تگ ها : رواج “سندروم قلب شکسته” در زنان
تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 | 14:03 | نویسنده : رز ابی

قلب زنان سریعتر از مردان می شکند
یافته های جدید محققان شواهد علمی را ارائه کرده که نشان می دهند قلب زنها بسیار سریعتر و ساده تر از قلب مردها می شکند.
به گزارش مهر، پزشکان قلب در پی یکی از اولین مطالعاتی که در سرتاسر آمریکا بر روی نوعی اختلال قلبی انجام داده اند، اعلام کردند میزان ابتلای زنان به “سندرم قلب شکسته” هفت تا ۹ برابر مردان است، وضعیتی که در پی وارد شدن فشار عصبی طولانی در اثر شکست سخت عاطفی و یا از دست دادن یکی از عزیزان ایجاد شده و می تواند نشانه هایی مانند حمله یا اختلال قلبی را در زنان ایجاد کند. معمولا بیماران پس از ابتلا به این سندروم بدون آسیب دیدگی جدی مداوا می شوند.
به گفته محققان دانشگاه پنسیلوانیا یکی از رایج ترین وضعیتهایی که در پی آن زنان دچار این سندرم می شوند، از دست دادن همسر یا مشاهده بیماری شدید همسر است. این سندرم برای اولین بار توسط پزشکان ژاپنی و در سال ۱۹۹۰ شناسایی شد، ژاپنیها نام این وضعیت را “بیماری قلبی تاکوتسوبو” گذاشتند. تاکوتسوبو نام دامهایی ویژه اختاپوسها است که یادآور فرم کوزه مانند قلبهای آسیب دیده است.
این سندروم زمانی رخ می دهد که شوک عصبی شدیدی به بدن وارد می شود. این شوک در بدن حمله آدرنالین و دیگر هورمونهای عصبی ایجاد می کند. این حمله هورمونی اتاقک اصلی پمپ خون قلب را به صورت ناگهانی مختل می کند. مبتلایان به این سندروم معمولا پس از چند هفته کاملا بهبود می یابند اما در نمونه هایی نیز فرد جان خود را از دست داده است.
پزشکان برای یافتن دلیل رواج ابتلا به این سندروم در میان زنان، مطالعه ای گسترده را انجام داده و نتایج آن را در کنفرانس انجمن قلب آمریکا مطرح کردند. در این تحقیق بررسی اطلاعات ثبت شده در هزار بیمارستان نشان داد تنها در سال ۲۰۰۷ در حدود ۶ هزار و ۲۲۹ نفر در آمریکا به این سندروم مبتلا شده اند که از این میان تنها ۶۷۱ مبتلا مرد بودند. پس از انطباق دادن شرایطی از قبیل فشار خون بالا، سیگار کشیدن و دیگر عواملی که می توانند بر روی اختلالات قلبی تاثیرگذار باشند، دانشمندان دریافتند زنان ۷٫۵ برابر مردان به این سندروم مبتلا می شوند.
همچنین میزان ابتلا به این سندروم در میان زنان بالای ۵۵ سال سه برابر زنان جوان بود و زنان جوانتر از ۵۵ سال ۹٫۵ برابر مردان در سنی مشابه به این سندروم مبتلا شده بودند. هنوز دلیل مشخصی برای این پدیده کشف نشده است و تنها مشخص است این سندروم اختلال قلبی است که زنان را بیشتر از مردان تحت تاثیر خود قرار می دهد.
بر اساس گزارش واشنگتن پست، یکی از نظریه های ممکن، نقش هورمونها در ابتلا به این سندروم است. نظریه دیگر این است که تعداد گیرنده های آدرنالین در سلولهای قلب مردان بیشتر از قلب زنان است و از این رو مردان بهتر می توانند استرس را در خود کنترل کنند.



موضوع : همسر وفادار | بازدید : 26 | تگ ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه طنز، داستان کوتاه روانشناسی، مرگ، قبر، همسر وفادار
تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 | 14:01 | نویسنده : رز ابی

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.

تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی استبنابراین در لحظات آخر، همسرش را نزد خود خواند. از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پول هایش را داخل صندوقی گذاشته و در کنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند. همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع می نگریست، قسم خورد که به قولش وفا کند.

در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده بود و مامورین گورستان می خواستند میخ های تابوت را بکوبند، زن فریادی کشید و گفت: «صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم». سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آن را داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد.

خواهر خانم که از شرح ما وقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت: «مگه عقل از سرت پریده؟ این چه کاری بود که کردی؟ آخه شوهرت اون پول ها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه؟»

زن پاسخ داد: «من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچ وقت فراموش نکرده ام. اما برای راحتی او، تمامی پول ها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعد از نقد کردنش، بتونه خرجشون کنه».



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 104 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | کتراک | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئيت در شيراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | ثبت برند | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
X
تبليغات