موضوع : توهم یا به فارسی پریشان‌پنداری | بازدید : 52 | تگ ها : توهم یا به فارسی پریشان‌پنداری
تاريخ : چهارشنبه 28 مهر 1395 | 17:43 | نویسنده : رز ابی

توهم یا به فارسی پریشان‌پنداری، درک اشتباه یکی از حواس پنجگانه است که در فقدان یک محرک خارجی مربوط به آن حس به وجود می‌آید و توسط شخص درک می‌شودبرای اینکه یک ادراک توهم محسوب شود، دو معیار لازم است: اول اینکه به صورت یک ادراک واقعی حس می‌شود و نه به صورت یک تصور و دوم اینکه به نظر می‌رسد که از دنیای خارج شخص نشأت می‌گیرد. در صورتیکه یک تجربه ادراکی فقط یکی از دو معیار لازم را داشته باشد، آن گاه توهم کاذب نامیده خواهد شد.

گاهی در افراد سالم هم در هنگام به خواب رفتن و یا برخاستن از خواب، توهم ایجاد می‌شود. توهم‌های هنگام به خواب رفتن را توهم هیپناگوژیک و توهم‌های هنگام برخاستن از خواب را توهم هیپناپومپینگ می‌گویند. این توهم‌ها معمولاً بسیار کوتاه و ساده می‌باشند و مثلا به صورت شنیدن صدای زنگ یا نام شخص بوجود میایند.



موضوع : طبیعت، پیامدها و مدیریت استرس | بازدید : 24 | تگ ها : طبیعت، پیامدها و مدیریت استرس
تاريخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 19:49 | نویسنده : رز ابی

1- استرس چیست؟
مدیر یک کارخانه بزرگ در سن 35 سالگی دچار فشار خون بالا شد. یک زن خانه‌دار 27 ساله به بیماری آسم مبتلا گردید. این هر دو هنگامی که به پزشک مراجعه کردند به آن‌ها گفته شد که علت اختلالاتی که پیدا کرده‌اند «استرس» یا فشار روانی بوده است.
آن مدیر یک سال بود که باید به تنهایی تصمیمات سریعی در مورد کسب و کارش می‌گرفت. هر تصمیم می‌توانست به زیان‌های هنگفتی برای کارخانه بیانجامد. او پس از هر تصمیم‌گیری، در مورد پیامدهای آن نگران باقی می‌ماند تا وقتی که درستی تصمیم‌گیریش به اثبات می‌رسید. این نگرانی و اضطراب مداوم باعث بالا رفتن فشار خون او شده بود.
آن زن خانه‌دار نیز مادر شوهر بهانه‌جو و ایرادگیری داشت و شوهرش پشتیبانی لازم را از او نمی‌کرد. هر بار که مادرشوهرش سر او نق می‌زد، او می‌خواست که جوابش را بدهد ولی این کار را نمی‌کرد و خشم خود را فرو می‌خورد. با این کار نوعی حس خفگی در او به وجود می‌آمد. سرانجام این حس خفگی باعث نوعی نفس تنگی در او شد و در انتها به حمله آسم انجامید.
این‌ها نمونه‌هایی هستند از آنچه استرس با ما آدم‌ها می‌کند. هزاران مثال دیگر نیز مانند این‌ها وجود دارد. یکی از اختلالاتی که به تازگی مشخص شده که بر اثر استرس روی می‌دهد «خستگی مزمن» است. بنابراین اگر استرس چنین قدرتی دارد آیا نباید در مورد آن بیشتر بدانیم؟ البته که پاسخ مثبت است.
استرس یک تجربه است. هنگامی که ضرورت‌های جسمی، روانی یا اجتماعی باعث می‌شود که ما به آن‌ها واکنش نشان دهیم، در این صورت تحت فشار استرس قرار می‌گیریم. آن چیزهایی که ما را به واکنش وامی‌دارند و مجبورمان می‌کنند که منابع‌مان را بسیج کنیم «محرک استرس» نام دارند. محرک‌های استرس باعث می‌شود که ما استرس را تجربه کنیم. افزایش دمای اتاق، تقاضاهای افرادی که دور و برمان هستند، و ضوابط و آداب اجتماعی، همگی نمونه‌هایی از محرک‌های استرس می‌باشند. هنگامی که ما منابع‌مان را برای برآورده کردن این تقاضاها به خدمت می‌گیریم و بسیج می‌کنیم، به گفته روان‌شناسان، تحت استرس قرار می‌گیریم.
واژه استرس به دلیل کاربرد نامناسبی که داشته است، به طور ضمنی معنی بدی را در ذهن ما متبادر می‌کند. در حالی که استرس به خودی خود نه خوب است و نه بد. بلکه نسبت به تاثیری که بر روی ما می‌گذارد خوب یا بد، مطلوب یا نامطلوب، و سالم یا ناسالم می‌شود. برای مثال، ضرورت امتحان دادن ممکن است باعث شود که بچه‌ای سخت کار کند و درس بخواند و امتحان را با موفقیت بگذراند. ولی در مورد یک بچه دیگر، همان امتحان ممکن است آنقدر پرزحمت و دشوار باشد که فراتر از منابع در اختیارش باشد و باعث شکست و ناکامی او گردد. بنابراین استرس یا محرک استرس به خودی خود نه خوب است و نه بد، بلکه خنثی است.

2- درماندگی
هنگامی که یک محرک استرس خیلی شدید باشد و یا هنگامی که ما منابع کافی برای برآورده کردن آن تقاضاها در اختیار نداشته باشیم، تحت فشار استرس قرار می‌گیریم. این حالت را درماندگی ( Distress ) می‌نامند. درماندگی، حالت بد و ناسالمی است. درماندگی طولانی و مداوم باعث واکنش‌های متفاوتی در سطح بدن و ذهن انسان می‌گردد. درماندگی، منابع ما را به اتمام می‌رساند و ما را در برابر بیماری‌ها و اختلالات، ناتوان و آسیب‌پذیر می‌سازد. کودکی که منابع کافی برای گذراندن امتحان ندارد در امتحان رد می‌شود. مدیری که نگرانی و اضطراب مداوم دارد منابعش در این راه صرف می‌شود و دچار فشار خون می‌گردد. و زن خانه‌داری که بخش مهمی از منابعش را صرف فرو خوردن خشمش می‌کند نهایتاً گرفتار بیماری آسم می‌شود. بنابراین هر استرسی که به درماندگی بیانجامد ناسالم و بد است.

3- استرس مفید
هنگامی که وجود یک محرک استرس، منابع ما را طلب می‌کند و ما دچار استرس می‌شویم، این امر همیشه به درماندگی نمی‌انجامد. اگر محرک استرس از حد معقولی تجاوز نکند و ما نیز منابع کافی برای برخورد با آن در اختیار داشته باشیم، قادر خواهیم بود تا از پس آن استرس برآئیم. در این صورت است که نوعی حس رضایت‌مندی و خشنودی در ما به وجود می‌آید. استرس‌هایی که از عهده‌شان بر می‌آئیم باعث یکپارچگی بیشتر در شخصیت ما می‌گردند. چنین استرس‌هایی را استرس مفید ( Eustress ) می‌نامند. بچه‌ای که به خوبی برای امتحان آماده شده و آن را با موفقیت گذرانده است، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند و برای خود ارزش بیشتری قایل می‌شود. در واقع در اینجا استرس امتحان، اثر مثبتی بر روی او گذاشته است. این استرس‌های مفید برای انگیزش و رشد ما ضرورت دارند.

4- درک ما از استرس
روان‌شناسان بر این عقیده‌اند که نحوه ادارک ما (نگرش ما نسبت به چیزهای مختلف) تا حدّ زیادی تعیین کننده این است که استرس به «درماندگی» تبدیل شود یا «استرس مفید». برای مثال، کسانی که تعلیمات نظامی دیده‌اند و در عملیات جنگی شرکت داشته‌اند، یک تهدید حمله نظامی را نسبتاً ساده می‌انگارند در حالی که کسانی که چنین آمادگی‌ای نداشته باشند آن را موضوع مرگ و زندگی تلقی می‌کنند. روان‌شناسان نشان داده‌اند که نحوه ادراک ما تعیین کننده شدّت و ضعف استرس است. آن‌ها همچنین عقیده دارند که نحوه ادراک هر فرد از طریق آموزش و تمرین قابل تغییر است. این نتیجه‌گیری روان‌شناسان بسیار با اهمیت است زیرا در دنیای امروز استرس‌های شدیدی در زندگی همه ما وجود دارد و هر روز نیز استرس‌های جدیدی بر استرس‌های قبلی افزوده می‌گردد. بنابراین، آموزش دیدن و یادگرفتن چگونگی اصلاح نحوه ادراک (نگرش) و سازماندهی مجدّد آن، در کاهش شدّت، بسامد و مدّت بسیاری از اختلالات مربوط به استرس، می‌تواند بسیار مفید باشد. همچنین استرس‌های آینده قابل پیش‌بینی می‌گردد و نحوه ادراک ما متناسب با آن می‌تواند تغییر یابد. به این گونه آموزش‌ها «مایه‌کوبی استرس» (زدن واکسن استرس) می‌گویند. درست همان گونه که برای مقابله با سایر بیماری‌ها مایه‌کوبی می‌کنیم، برای مقابله با استرس نیز باید خود را آماده کنیم.



موضوع : تصویر استرس در مغز انسان | بازدید : 30 | تگ ها : تصویر استرس در مغز انسان
تاريخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 19:48 | نویسنده : رز ابی

دانشمندان برای نخستین بار توانستند تأثیرات استرس‌های روانی روزمره را در مغز انسان به تصویر بکشند

پژوهشگران در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از (کارکردیMRI)fMRI  موفق شدند از فعالیت مغز افراد عکسبرداری کنند. پژوهشگران از افراد مورد آزمایش در خواست کردند که به سرعت فعالیت‌های چالش برانگیز ذهنی را انجام دهند و بدین ترتیب به آن‌ها استرس وارد کردند و در همین حال فعالیت مغزی آن‌ها را زیر نظر داشتند.

در خلال این آزمایش، واکنش‌های هیجانی افراد نظیر استرس، اضطراب و عصبانیت و نیز تغییرات در هورمون‌های استرس و ضربان قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. بسیاری از افرادی که تحت این آزمایش قرار گرفتند اعلام کردند که در خلال آزمایش «دستپاچه، آشفته و ناراحت» شده‌اند.

در خلال «آزمایش استرس» نتایج نشان داد که جریان خون به قشر راست قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز، یعنی همان ناحیه‌ای که به اضطراب و افسردگی ارتباط دارد، افزایش یافت. این افزایش جریان خون، حتی پس از خاتمه آزمایش نیز ادامه داشت. این نتایج نشانگر ارتباط قوی بین استرس روانی و هیجان‌های منفی بود.

احتمال دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت این بود که چون قشر قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز به توانایی انجام وظایف اجرایی مانند حافظه کاری و رفتارهای هدف‌گرا نیز مربوط است، این نتایج می تواند آن فعالیت‌ها را نیز برجسته سازد.

به گفته جیونگ وانگ، سرپرست این پروژه پژوهشی: «چگونگی واکنش مغز تحت استرس روانی برای متخصصان علم اعصاب هنوز موضوعی بکر است، امّا مطمئناً یک تکّه مهم از پازل درک تأثیرات استرس بر سلامت انسان است. یافته‌های تازه می‌تواند به پیشبرد درک ما از این فرایند، کمک شایانی نماید.»



بودن درکنار افرادی شاد و مثبت واقعاً زیبا نیست؟

فوایدی که از بودن در کنار افراد مثبت ‌اندیش عایدمان می شود، کاملاً ملموس هستند. در این مقاله، چگونگی تاثیر رفتار بر سلامت را بررسی می کنیم.

کلینیک مایو در دهه شصت بر روی تعدادی بیمار تحقیقاتی انجام داد. این بیماران 30 سال مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند تا مشخص شود آیا داشتن رویکردی مثبت به زندگی تغییری ایجاد می کند یا خیر.

یافته ‌های این تحقیق بسیار جالب توجه هستند. کسانیکه بالاترین میزان خوش‌ بینی را دارند، تا 20 درصد احتمال زنده‌ ماندنشان بالاتر بوده است. اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم، به ‌جز میزان کالری که روزانه مصرف می شود، عوامل کمی هستند که با گذشت زمان چنین نتایجی در بر خواهند داشت. افراد خوشبین، شادتر هستند و کمتر دچار افسردگی می شوند. داشتن نگرش منفی می تواند؛ با کاهش واکنش ایمنی بدن، بیماری های قلبی و سرطان در ارتباط باشد.

راهکارهائی که در ادامه مقاله ارائه می شود، به شما کمک می کند تا خوشبینی را وارد زندگیتان کنید :

قدرشناسی را تمرین کنید

هر روز صبح؛ روزتان را با یک تشکر ویژه از خداوند برای همه نعمت هائی که در زندگی به شما داده شده، شروع کنید. قدرشناسی حس امید و شادکامی را وارد زندگیتان می کند.

این یک مشکل نیست، یک چالش است

به سختی های زندگی دوباره فکر کنید و آنها را به شکل چالش هائی ببینید که باید از پس آن برآئید. وقتی با خوشبینی به زندگی نگاه کنید، هر مانعی را می توانید پشت سر بگذارید.

با افراد مثبت ‌اندیش نشست و برخاست کنید

همه آدمها تحت تاثیر اطرافیانشان هستند. خوشبینی پدیده ای مسری است. درست مثل منفی ‌بافی. پس در انتخاب اطرافیانتان بیشتر دقت کنید.

شب ها دعای سپاسگزاری بخوانید

وقتی می خواهید بخوابید به همه آن چیزهائی که شادتان می کند، فکر کنید. حتی برای اتفاقات کوچکی که آن روز برایتان رخ داده شکرگزار خداوند و افرادی باشید که مسبب آن بوده اند.

تحقیقات زیادی نشان می دهد که افراد خوشبین بیشتر با ویزیت دکتر، رژیم‌ های پزشکی، رژیم‌ غذائی و ورزش سازگار می شوند. افراد خوش بین در صورت نیاز، آزمایشات جسمی و واکسیناسیون خود را به‌ موقع انجام می دهند.

خوش ‌بین بودن یعنی به فرصت هائی که هر روز ممکن است در خود داشته باشید؛ امید داشته باشید.

اما چطور می توانید اینطور باشید؟

دوستانی خوش بین و مثبت‌ اندیش پیدا کنید؛ آنهائی که همیشه نیمه پُر لیوان را می بینند. دوستانتان را ستون نگرش مثبت خود قرار دهید. درمورد ایجاد احساسات مثبت در رابطه با همسرتان گفتگو کنید. وقتی زندگی را شادتر ببینید، بدنتان هم سالم تر خواهد بود.



موضوع : رابطه موفق، اعتماد به نفس می خواهد | بازدید : 27 | تگ ها : رابطه موفق، اعتماد به نفس می خواهد
تاريخ : دوشنبه 26 مهر 1395 | 12:19 | نویسنده : رز ابی

بعضی
ها اعتماد به نفس را با «پرروریی»، با «غریبگی»، یا «جلوی همه بلند صحبت کردن» و
یکسری مهارت های اجتماعی اشتباه می گیرند، در حالی که اینها دقیقا مهارت های هستند
که ممکن است در یک آدمی که اعتماد به نفس هم ندارد وجود داشته باشد.


در
واقع می شود یک آدمی اعتماد به نفس نداشته باشد ولی بتواند جلوی همه صحبت کند،
ابراز عشق کند یا وقتی لازم است حقش را هم بگیرد چون مهارت لازم برای انجام این
کار، در او وجود دارد و ارتباطی هم با اعتماد به نفس ندارد.

 

می
خواهیم در مورد تاثیر رگه های خود کم بینی و روی مقابل آن، داشتن اعتماد به نفس در
روابط و ازدواج های مان صحبت کنیم. شاید شما هم از بعضی ها شنیده باشید که «اعتماد
به نفس ازدواج را ندارم.» یا «کی به من نگاه می کنه؟»؛ اجازه بدهید تاکید کنیم که
این حرف ها ریشه های صحیحی ندارند، نه در ذهن گوینده و نه در واقعیت های جامعه ای
که قرار است با آدم های آن در ارتباط باشیم و شریک زندگی مان را پیدا
کنیم.


 

برای
ورود به دنیایی جدید

یک
عزت نفس داریم که خود شخص احساس می کند انسان باارزشی است. این احساس باارزش بودن
را ممکن است از محیط بیرون گرفته باشد؛ یعنی دوستانش، خانواده اش، جامعه و افراد
دیگر که با آنها ارتباط دارد، این عزت نفس را به او داده باشند. یک مقدار هم خودش
باید فهمیده باشد که آدمی مثل او فردیتش به گونه ای شده که یکسری کارها را نباید
انجام بدهد، یکسری جاها نباید برود و یکسری حرف ها را نباید بزند.


اینها
کاملا شخصی است و ارتباطی با بیرون ندارد. فرد در خلوت خودش اینها را دارد اما
اعتماد به نفس یک مقدار بیرونی تر است. من به خودم تاکید می کنم که آدمی هستم که
فلان کار را می توانم انجام بدهم. آدمی هستم که یکسری دستاوردها و موفقیت ها در
زندگی ام داشته ام که اینها به من این حس را می دهد که می توانم موفقیت های
ناشناخته دیگری را در حوزه های ناشناخته دیگر به دست بیاورم.


دقیقا
مانند فوتبالیستی می شود که به او می گویند بیاید والیبال بازی کند. اگر فوتبالیست
در فوتبال بازی کردنش مهارت داشته باشد، پیش خودش می گوید که احتمالا این را هم با
تمرین و پشتکار و شاید خواندن کتاب ها و دیدن فیلم های خوب از والیبالیست های مشهور
دنیا و البته تمرین، بتوانم در خودم تقویت کنم و برم و والیبالیست خوبی هم
بشوم.


او
یک حس «می توانم» درون خودش دارد. یعنی یک خودباوری در وجود این افراد وجود دارد که
آنها را به سمتی که تا به حال آن را تجربه نکرده اند سوق می دهد.


در
واقع اعتماد به نفس توان تجربه وقایع جدید در زندگی، با پشتوانه تجربه های موفق
قبلی در زندگی است. این همان حسی است که یک نفر قیمه بادمجان را خوب درست می کند و
به او می گویند خورشت کنگر را که تا به حال درست نکرده بپزد.


البته
که یک حس ترس و اضطراب هم دارد ولی نه نمی گوید و آن را درست می کند. درست مثل
جوانی که تصمیم می گیرد زیر نگاه پرسشگر چند خانواده ابراز عشق کند و پا در مجلس
خواستگاری می گذارد یا برای میهمان هایی که به چشم خریدار نگاه می کنند، چای
بیاورد.


بعضی
ها فکر می کنند کسانی که اعتماد به نفس دارند، هر چیزی را با قدرت و صلابت انجام می
دهند. این همان اشتباه کسانی است که فکر می کنند کسی که تعداد زیادی سخنرانی کرده
است، اعتماد به نفس سخنرانی های بعدی را دارد اما این اسمش اعتماد به نفس نیست بلکه
فرد سخنران این مهارت سخنرانی های بعدی را دارد نه اعتماد به نفس.


اعتماد
به نفس این است که آیا این سخنران می تواند وارد عرصه های دیگر، مثل عرصه کتاب شود؟
سخنران پیش خودش می گوید من که در سخنرانی و جلسات بحث و مباحثه موفق بوده ام، پس
احتمالا می توانم در این عرصه هم موفق باشم. این می شود از جنس همان اعتماد به
نفس.



مثل
بنزین برای ماشین


اعتماد
به نفس برای انسان وجودش مثل بنزین برای ماشین لازم است. صبح که از خواب بلند می
شویم و بیرون می رویم، برای خرید بلیت مترو و اتوبوس و معاشرت با آدم های جامعه
باید گفت و گو کنیم.


در
رستوران باید بتوانیم بگوییم مثلا غذای من شور است و آن را عوض کنید. در بانک جرأت
دفاع از نوبتمان را داشته باشیم و نگذاریم حقمان را بگیرند. باید بتوانیم به طرفمان
بفهمانیم که وقت من همانقدر عزیز است که وقت شما برایتان اهمیت دارد.


در
مساله انتخاب همسر هم کسی که اعتماد به نفس ندارد، به دنبال یک آدمی می گردد که به
او اعتماد به نفس بدهد. همیشه در خواستگاری و خواستگارهایش دنبال کسی می گردد که
خیلی او را بستاید. به همین دلیل خیلی از فرصت هایش را از دست می دهد چون کسی او را
نمی ستاید.


یکی
از خطرهایی که یک آدم خود کم بین را تهدید می کند، این است که خیلی چیزها را بیهوده
در قلک خود کم بینی خودش می ریزد. یعنی همه اتفاقات زندگی اش را ناشی از اتفاقاتی
به حساب بیاورد که همان توهم خودکمبینی است. به یک نفر زنگ می زند و وقتی طرف دیر
جواب می دهد، پیش خودش می گوید اگر فلان بودم و فلان کار را داشتم، تلفنم را زود
جواب می داد.


البته
ممکن است بعضی از مردم عقلشان به همین چیزها باشد، ولی اصرار بیش از حد وقایع و
تعمیم دادنش به این خودکم بینی ها درست نیست؛ مثلا اگر من با لکنت زبان سخنرانی ام
را انجام بدهم ولی خودم از آن راضی باشم، مردم هم کمتر آن ایراد را می بینند تا
وقتی که من دائم عذرخواهی کنم و دائم اظهار شرمندگی کنم و بگویم ببخشید که اینجوری
شد و نگاه مردم را به این نقص خودم متمرکز می کنم.


در
یک رابطه عاطفی کسی که اعتماد به نفس ندارد، باعث می شود طرف مقابل دائم بخواهد از
او غصه زدایی کندکه «نه ای بابا، حالا که چیزی نشده، مهم نیست، منظورش تو نبودی.»
طرفش باید دائم رفع سوء تفاهم کند و همه اینها به ضرر خودش تمام می شود.


از
آدم خودکم بین اصلا بعید نیست که برای پر کردن نداشته های خودش در اعتماد به نفس و
عزت نفس، برود سراغ داشته هایی که شاید خوب هم باشند، ولی ربطی به این دو ندارند.
فرض کنید من تحصیلات دانشگاهی ندارم اما بروم کسی را انتخاب کنم که تحصیلات
دانشگاهی دارد و فکر این را نکنم که خودم با او چطور سر کنم؟ پر کردن این نقاط با
مدرک و ماشین و ساعت گران قیمت، از اصل غلط است.




اعتماد
به نفس، طبق طبق نباشد


اعتماد
به نفس زیاد از حد هم در یک فرد باعث می شود ضعف خودش را نبیند و ناکارآمدی ها را
در خودش احساس نکند. دیگر این تصور را نمی کند که امکان دارد من هم اشتباه کنم،
امکان دارد خطا کنم. هیچ کدام از اینها را نمی بیند. خیلی اوقات آدمی که دستاوردهای
کم داشته و حقارت داشته و رنج می کشیده است با به دست آوردن ناگهانی همه اینها ممکن
است لبریز شود.


مانند
کسی که در کنکور کارشناسی خیلی تلاش کرده و با لیساسش حسی را دارد که شاید یک نفر
در دکترا آن را نداشته باشد. بعد همین فرد در خواستگاری هایش، در کارهای شخصی اش و
در سایر امور دچار یک توهم می شود که اگر من فلان جا نباشم، کار می خوابد و پیش نمی
رود.

 

در
واقع فرد ارتباطش را با واقعیت از دست می دهد. معمولا هم کسی به این خودشیفته ها
تذکر نمی دهد وآنها را در وهم خودشان باقی می گذارد. البته گاهی اوقات مهارت تام
داشتن در یک امر، چیز غریبی نیست. شاید یک نفر در عرصه مقاله نویسی و یادداشت،
انسانی بسیار حرفه ای باشد.


اگر
در این عرصه احساس خیلی خوبی به خودش داشته باشد، اصلا ایرادی ندارد اما به شرط
اینکه باعث نشود بقیه را ناچیز و حقیر ببیند. درست است که او سر جایش است اما دلیل
نمی شود به بقیه، مثلا در خانه و به همسرش نگاه تحسین آمیز نداشته باشد.


زندگی
دو نفره مثل بازی پینگ پنگ است، حتما باید دو طرف میز آدم هایی با سطح مهارت مشابه
بازی کنند وگرنه خیلی زود یکی شان خسته می شود و می رود. شما وظیفه دارید انتخاب
مناسبی برای همبازی داشته باشید و در طول بازی، بدون اینکه زیادی از او ایراد
بگیرید یا به او زخم زبان بزنید، برای بازی آماده اش کنید و اعتماد به نفس اش را
بالا ببرید.


کاری
که در مورد خودتان هم باید انجام بدهید. به این معنا که هیچ وقت با نداشته های تان
و به امید دلسوزی و محبت دیگران وارد هیچ رابطه ای نشوید، ضمن اینکه در مورد داشته
های تان هم واقع بین باشید و به طرف مقابل تان هم این مساله را یادآوری
کنید.


نیاز
نیست یک نفر الزاما برای خودش و دیگران زیبایی و جذابیت یا حتی موقعیت اجتماعی خیلی
ویژه ای داشته باشد بلکه باید برای کسی که با او در رابطه است همبازی مطلوبی
باشد.




تمرین
چطور
تقویتش کنیم؟


-
اول از همه باید به یک حدی از خودباوری در خودمان برسیم تا موقعیت مان در جامعه و
بر اساس هدف مان را بدانیم. اینکه جایی نرویم که در آنجا نقطه ضعف های من دو برابر
دیده شود. گاهی اوقات این نقطه ضعف ها را آدم ها پررنگ می کنند و گاهی اوقات مکان
ها. آدم ها مورد نظر ما نیستند.


منظورمان
این است که من ریاضی ام در حد خیلی ساده باشد ولی بروم سر کلاس ریاضی پیشرفته
بنشینم. این باعث همان اتفاق می شود. شخص می رود سر کلاسی می نشیند که از مطالب هیچ
چیزی نمی فهمد. طبیعی است که این فرد خودباوری اش پایین می آید.


-
چک لیست توانایی های تان را بنویسید. این کار برای رسیدن به اعتماد به نفس مبتنی بر
واقعیت واجب است، ضمن اینکه این امکان را به شما می دهد تا در وقت ضرورت، بهتر و
واقعی تر خودتان را معرفی کنید. شما باید این حس می توانم ها را به جاهایی که باید
تسری بدهید. البته در این کار ظرفیت محیط را هم بسنجید، در یک جمع خودکم بین،
کارهایی که بر اساس اعتماد به نفس بالا انجام می شود، ممکن است خودشیفتگی به حساب
بیاید!


 

-
در بعضی جاها که فکر می کنید توانش را دارید ریسک کنید.حداقل آن زمان هایی که همه
چیز به شانستان بستگی دارد این ریسک را بکنید. مرور کردن خاطرات درست از موفقیت های
درست، منجر می شود آدم اعتماد به نفس بیشتری برای ریسک کردن ها پیدا کند.


-
باید هر از گاهی اعتماد به نفسمان را رشد بدهیم. زندگی واقعی، دائم اعتماد به نفس
را مصرف می کند و آدم زرنگ باید دائم این اعتماد به نفس را شارژ کند. بخشی از آنها
محصول جنگ در زندگی و بخشی حاصل تفکر در زندگی است. برای این کار باید با آدم هایی
معاشرت کنیم که نکات مثبت را جلوی چشم آدم می آورند.


-
بپذیریم یا به خودمان مجوز این را بدهیم که امکان دارد گاهی شکست بخوریم. آدم هایی
که جرات اشتباه کردن ندارند، اضطراب و استرس بیهوده ای را تحمل می کنند که باعث می
شود یا کاری را شروع نکنند یا اینکه اگر شروع کردند، ترسی بر آنها غلبه
کند.


این
احتمال ممکن است که در ابتدای هر راهی امکان پیچ خوردن پا وجود داشته باشد. آدم
هایی که وقتی می خورند زمین، بلند می شوند و می ایستند، همان آدم های با اعتماد به



موضوع : تاثیر وسواس بر رابطه زناشویی | بازدید : 30 | تگ ها : تاثیر وسواس بر رابطه زناشویی
تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 | 13:21 | نویسنده : رز ابی

در حال حاضر پس از ازدواج هم حالت‌هایی به‌خصوص در زمان برقراری رابطه جنسی از خود بروز می‌دهد که از لذت رابطه‌مان کاسته می‌شود و دلخوری پیش می‌آید. متاسفانه این خواننده گرامی در مورد اینکه آیا درمان خاتمه یافته یا هنوز همسرشان تحت درمان هستند چیزی نگفته است. اما مطالعه این یادداشت را به همه توصیه می‌کنم.
وسواس عموما به دو دسته وسواس فکری و عملی تقسیم می‌شود. همان‌طور که می‌دانید لازم است حتما برای درمان وسواس از هر نوعی که باشد اقدام کنید. دارو درمانی به‌علاوه رفتاردرمانی توام می‌تواند مشکل وسواس را حل کند. شاید گمان کنید وسواس ربطی به مسایل زناشویی ندارد اما اختلال وسواس می‌تواند شامل عقاید، تصاویر ذهنی- تکانه‌ها و افکار مزاحم و مکرر (وسواس فکری) یا الگوهای مکرر رفتار یا فعالیت‌های مزاحم (عمل وسواسی) باشد. حالت‌های وسواسی و انجام مناسک خاص هنگام روابط زناشویی در برخی افراد تاثیر نامطلوبی بر فرآیند جنسی طرف مقابل می‌گذارد؛ به‌طوری که گاهی موجب بروز اختلافات و مشاجرات می‌شود ولی این اعمال با مراجعه به درمانگر و درمان تا حد زیادی قابل کنترل است. توصیه می‌شود اگر مشکوک به داشتن علایم وسواس در این زمینه هستید به یک روان‌پزشک یا روان‌شناس باتجربه در امور جنسی مراجعه کنید تا مشخص شود آیا این مسایل ناشی از یک فرآیند وسواسی است یا رفتارهای آموخته‌شده‌ای است که برایتان ایجاد شده؟ در هر دو صورت این مساله با درمان کنترل خواهد شد و جای نگرانی نیست.
بعضی از افراد سعی می‌کنند علایم بیماری‌هایی چون وسواس یا اضطراب خود را نادیده بگیرند یا مخفی کنند و حتی برخی افراد به دلیل اضطراب ناشی از این مخفی‌کاری دچار ضعف در قدرت جنسی می‌شوند که این مساله نیز منجر به ناراحتی و دلزدگی همسران از یکدیگر می‌شود.
بهتر است به جای خوردن داروهای بدون تجویز شیمیایی یا گیاهی که به شما توصیه می‌شود (یکی از مراجعانم می‌گفت جوشانده گیاهی به من توصیه شده که وسواسم را درمان کند!) و نگرانی از عوارض احتمالی آنها به یک روان‌پزشک در مسایل جنسی مراجعه کنید تا هر دو مشکل (بیماری وسواس و مشکل جنسی) با هم مورد ارزیابی قرار گیرد. چرا که در برخی موارد بدون نیاز به مصرف دارو این مساله قابل‌حل است و اگرهم نیاز به مصرف دارو شد با تجویز پزشک در کمال آرامش آن را مصرف کنید تا از ناراحتی و دلزدگی احتمالی همسرتان نیز جلوگیری کنید



موضوع : خساست یک نوع رفتار وسواسی است | بازدید : 31 | تگ ها : خساست یک نوع رفتار وسواسی است
تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 | 13:21 | نویسنده : رز ابی
 
وسواس، یک اختلال روان پزشکی است که بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی خود را نشان می دهد. این اختلال، بیماری نسبتا شایعی است که شیوع آن در زنان بیشتر از مردان است و در کل دوره زندگی از دوران کودکی تا سالمندی امکان بروز دارد. به گفته متخصصان دوران خاموش این بیماری ۳ تا۴ سال پیش از ظاهرشدن علایم بیماری آغاز می شود. متاسفانه با این که درباره وسواس اطلاع رسانی زیادی شده است، هنوز افرادی هستند که اعمال و رفتار یک فرد وسواسی را عمدی یا آگاهانه تلقی می کنند و می پندارند که فرد درانتخاب اعمال خود دست دارد. این درحالی است که وسواس عملی یا فکری در مراحلی که به اختلال جدی منتهی شود، در کنترل فرد نیست و او نمی تواند کنترلی روی اعمال خود داشته باشد

...

اختلال وسواس از این رو اهمیت دارد که ابعاد شخصیتی، اجتماعی و خانوادگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند تهدید کننده شاکله شخصیت وی و جایگاه او در اجتماع قلمداد شود.

جدا از پیامدهای روحی و روانی که وسواس به دنبال خود دارد، فرد در بسیاری از ابعاد زندگی خود دچار تغییر رفتار می شود به عنوان مثال افرادی که دچار وسواس جبری- عملی هستند، پس از مدتی ممکن است دچار وسواس در شمردن پول های خود شوند و یا نسبت به دخل و خرج منزل حساسیت بیش از حدی به خرج دهند. فرد بیشتر اوقات بیکاری خود را صرف رتق و فتق امور مالی می کند، در حالی که درآمدش مثل گذشته است و افزایش درآمد چشمگیری نداشته است.

گاه برخی افراد در چنین شرایطی دست به جمع آوری بعضی اشیای قدیمی و عتیقه می زنند و نسبت به آن ها حساسیت بیش از اندازه ای به خرج می دهند. اگر نتوانند کارهای مالی را مطابق وقتی که در نظر گرفته اند انجام دهند، دچار استرس فوق العاده شدیدی می شوند که خواب و خوراک را از آن ها می گیرد. این رفتارها به شکل تدریجی و نامحسوس فرد را به سوی شخصیت تازه شکل گرفته ای که «خساست» صفت بارز اوست، سوق می دهد.

«خست» و یا کم خرج کردن یا گردآوردن پول در حد افراطی تحت عنوان «عقده  هارپاگون» هم شناخته شده است. هارپاگون قهرمان نمایشنامه «خسیس» نوشته «مولیر» است که نمونه مثال زدنی از یک فرد خسیس را به تصویر می کشد.

چنین فردی نه فقط در کم هزینه کردن و جمع آوری پول افراط می کند بلکه در دورریختن ظروف و وسایل غیرقابل استفاده مقاومت شدیدی دارد و هرگز حاضر نیست برخی اشیا را دور بریزد. در طول زمان فرد در سطح بسیار پایینی زندگی می کند و معتقد است فقط باید به اندازه ای خرج کند که نیاز دارد و چون نیازهای اولیه اش با مبلغ کمی برآورده می شود، پس نیازی به هزینه کردن پول بیشتر وجود ندارد.


..

یکی از شخصیت های خسیس و بی عاطفه که مثال بارز این دسته از شخصیت هاست، اسکروچ است که همه ما آن را به خاطر داریم.

وی فردی پول دوست و بی عاطفه است که فقط به پول فکر می کند و ویژگی های شخصیتی اش از او یک فرد غیر قابل تحمل ساخته است. درگذشته او می بینیم که پدرش او را در یک مدرسه شبانه روزی رها می کند و هرگز طعم محبت و مهربانی را در خانواده خود نچشید. او به هنگام تولد مادرش را از دست داد و به همین دلیل همواره متهم مرگ مادر شناخته می شد. پدرش به دلیل مسائل مالی مدتی در زندان بود و به این ترتیب ترس از بی پولی تمام وجود اسکروچ را در برگرفت. در انتها او تحول پیدا می کند. گذشته و نشانه های توصیفی مربوط به شخصیت اسکروچ کاملا با دانش روان شناسی مطابقت دارد و سیر تحولش به سمت خساست و سپس دست کشیدن او از این صفت را به خوبی نمایش می دهد.


..

این گونه افراد عادت دارند بارها و بارها حساب بانکی خود را کنترل یا پس اندازهای خود را محاسبه کنند بسیار منظم هستند و همواره خواستار نظم شدیدی در زندگی خود هستند.

باید توجه داشت نظم معمول و متداول مثبت است اما نظم افراطی و شدید که نه فقط مایه آزار فرد می شود بلکه دیگران را اذیت می کند، مردود است. بسیاری از افرادی که وسواس جبری - عملی دارند اگر نتوانند نظم موردنظر خود را در محیط پیاده کنند به شدت برآشفته و خشمگین و گاه افسرده و ناراحت می شوند و نمی توانند تحت هیچ شرایطی وضع موجود را بپذیرند.

شکی نیست که این دسته از افراد از خودخواهی مطلق نیز رنج می برند. به نوشته سایت وب ام دی کارشناسان می گویند چنانچه خودخواهی فرد به حدی برسد که زندگی اطرافیان را تحت الشعاع قرار دهد و اثر منفی روی دیگران بگذارد، باید گفت فرد دچار وسواس عملی- جبری مرتبط با خساست شده است. درمان بسیاری از این بیماران کار دشواری است اما روان درمانی می تواند بسیار کمک کننده باشد.

امروزه علم روان شناسی ثابت می کند که داشتن پول نمی تواند به احساس رضایت و خوشبختی بیشتر در افراد بینجامد. بلکه این خرج کردن پول در راه مثبت و خدمت به همنوعان به سلامت روان افراد کمک می کند. بنابراین پایه اصلی درمان، تاکید بر روی فواید هزینه کردن، ضمن تلاش برای برطرف کردن پیامدهای دیگر اختلال مانند افسردگی است. محققان به منظور اثبات این نظریه که پول خرج کردن احساس رضایت و شادی می آورد، به گروهی از شرکت کنندگان در یک آزمایش در آغاز یک روز ۲۰دلار دادند و از  آنها خواستند این پول را تا ۵بعدازظهر خرج کنند. دسته ای از شرکت کنندگان که گروه اول را تشکیل می دادند فقط لوازمی را که نیاز داشتند، خریدند اما گروه دوم ترجیح دادند از پول برای خوشحال کردن دیگران استفاده کنند. نتیجه آزمایش نشان داد گروه دوم رضایت بیشتری از روزی که با ۲۰دلار آغاز کرده بودند، داشتند. این درحالی است که افراد مبتلا به وسواس جبری- عملی به علت وسواس افراطی در خرید هم خود و هم دیگران را از پولی که در اختیار دارند بی نصیب می گذارند و از احساس رضایتمندی و شادمانی در زندگی محروم هستند.

نکته این جاست که این ویژگی فقط در افراد با توانمندی مالی بالا مشاهده نمی شود بلکه ممکن است در افرادی با درآمد متوسط نیز گزارش شود.

در بیماران وسواسی که مبتلا به افسردگی شده اند تغییرات شیمیایی خاصی در بدن اتفاق می افتد که نیازمند درمان جدی است. اما انواع و اقسام درمان ها در زمینه اختلال وسواس جبری شامل روان  درمانی فردی، روان درمانی گروهی، روانکاوی و درمان های دارویی است در مواردی مهم ترین و موثرترین درمان، درمان دارویی است که نیازمند صبر و حوصله و بردباری و مهربانی درمانگر و همکاری جدی بیمار و خانواده بیمار است



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 74 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
ایجاد وبلاگ | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | قرص لاغری،بهین دارو | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | اقامت استرالیا | پکیج درمان دیابت | هتل | سیگنال خرید بورس | دکتر نوروزیان | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | جت گروتينگ | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات