موضوع : تو ،اونو بیشتر از من دوست داری! | بازدید : 2 | تگ ها : تو ،اونو بیشتر از من دوست داری!
تاريخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 12:26 | نویسنده : رز ابی

بیشتر پدر مادرها اصرار دارند که: "ما همه بچه هامون رو یک جور دوست داریم." اما چه طور می توان بچه هایی را که به طور طبیعی با هم تفاوت دارند به یک شکل و یک اندازه دوست داشت؟

رقابت امری است که همیشه بین بچه های یک خانواده وجود دارد. اما ممکن است والدین نیز ، با رفتارهای ناخودآگاه خود ، به آن دامن بزنند. ما همگی مصرانه بر این باوریم که بین فرزندان خود تفاوتی قائل نیستیم و از صمیم قلب می گوییم:" ما همه بچه هامون رو یک جور دوست داریم." اما چه طور می توان بچه هایی را که به طور طبیعی با هم تفاوت دارند به یک شکل و یک اندازه دوست داشت؟ چنین چیزی محال است. آیا این طور نیست که پدر یا مادر به عنوان مثال با فرزند ارشد بیشتر احساس هم دلی می کند ؟ آیا ما همگی ، وقتی فرزندانمان با هم دعوا می کنند، بی اختیار مایل نیستیم یکی از آن ها را محق بدانیم؟ بی طرفی مطلق والدین در دنیای انسان ها جایی ندارد.

به جای حس گناه ، بهتر است سعی کنیم ببینیم چرا ، به رغم میل باطنی، بین فرزندان خود فرق می گذاریم؟ یا حتی اگر فرقی نمی گذاریم ، ببینیم چرا با یکی از آن ها بیشتر احساس نزدیکی می کنیم. یا چرا یکی از آن ها بیشتر از بقیه ما را عصبی می کند؟ اگر شهامت به خرج دهیم و با صراحت چنین پرسش هایی را مطرح کنیم، آسوده تر می توانیم مانع تبعیض ها شویم.

برای این که نگرشِ تا حد امکان بی طرفانه داشته باشید راهکارهایی را پیشنهاد می کنیم که با تکیه بر آن ها می توانید بفهمید که چرا هر یک از فرزندان ، احساسات خاصی را در وجود ما بیدار می کند.

بچه و گذشته من
هر کدام از بچه ها در مقطع خاصی به زندگی شما قدم گذاشته اند و شما را به یاد گذشته خودتان می اندازد . مثلا فرزند ارشد وقتی به دنیا می آید که مادرش از لحاظ شغلی موفق است. کمی بعد وقتی بچه دوم به دنیا آمد ، مادر تصمیم می گیرد تا مرخصی بگیرد . اما دیری نمی پاید که نمی تواند در خانه ماندن را تحمل کند. بنابراین احتمال دارد به شکلی ناخودآگاه بین فرزند دوم خود و دوره دلسردی ارتباط برقرار کند. این چنین است که رابطه اش با فرزند دوم از این افکار ناخودآگاه متأثر می شود. حالت دیگر این است که یکی از رفتارها یا خصلت های بچه شبیه یکی از والدین باشد که ممکن است سبب نزدیکی آن دو شود یا باعث شود تا پدر و مادر به خاطر همین تشابه فرزند را از خود براند.

جا دارد تا والدین با دید باز و دقیق به تجربه های دوران کودکی خود بنگرند، چون اغلب آنان این تجربیات را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند. حیف است که پدر و مادر به این ترتیب و از سر ناآگاهی باعث شوند که نسل به نسل در خانواده ، سلسله ای از بچه های "عزیزدردانه" یا برعکس " جوجه اردک زشت" بار بیایند...
 
بچه بازتابی است از زن و شوهر
تولد هر کودک در مقطع خاصی از تاریخچه زندگی زناشویی رخ می دهد ، به عنوان مثال ، فرزند اول ثمره عشق والدین و بچه سوم شاید نجات بخش زندگی زوج در حال فروپاشی است.

رابطه ای که شخص با فرزندانش ایجاد می کند، در اکثر موارد تحت تأثیر رابطه ای است که با همسر خود دارد. مثلا در دوره خوش و خرم عشق و عاشقی ، مادر از این که می بیند چهره پسرش مو به مو به چهره پدر شباهت دارد به وجد می آید و دلباخته او می شود . کافی است زوج دچار مشکل شود تا این قبیل روابط زیرو رو شود. مادر از این که می بیند پسرش شبیه شوهری است که این همه او را اذیت می کند دل چرکین می شود و به همین دلیل نیز او را پس می زند.

با وقوع طلاق ، تبعیض بین بچه ها تشدید می شود و گاه شکل اغراق آمیزی به خود می گیرد، به عنوان مثال مرد یا زن دیگر تحمل فرزندی را ندارد که شبیه همسر سابقش است. این گونه است که همسر سابق نیز از همین شباهت فرزند با خود استفاده می کند و او را وا می دارد تا موضع خود را مشخص کند.

قابل پیش بینی نیست
باور همگان بر این است که فرزند عزیز دردانه در میان سایر فرزندان، جایگاه بهتری نیز دارد اما همیشه این طور نیست. به دلیل این که پدر و مادر روی او سرمایه گذاری های بزرگی نیز می کنند این احتمال وجود دارد انتظارات فراوان والدین برای چنین کودکی خفقان آور و فلج کننده نیز باشد.

بدون تردید بچه هایی که عزیز کرده نیستند از این که می بینند منتخب والدین نیستند رنج می کشند. اما عزیز دردانه نبودن جنبه های مثبت هم دارد. کودکی که احساس می کند به نسبت برادر یا خواهرش کمتر مورد توجه والدین است مدام تلاش می کند تا جای دیگری جلب توجه کند. این امر می تواند باعث شود تا در بیرون از چارچوب خانواده به دنبال جلب توجه و عرض اندام باشد. چنین کودکی در قیاس با عزیز دردانه ی پدر و مادر ، خیلی راحت تر به استقلال می رسد و محیط خانه را ترک می کند.

می بینیم که پیش بینی آینده کودک با توجه و علاقه ای که والدین به او داشته اند ، کار ساده ای نیست.همه چیز بستگی به ظرفیت فرد در قبال جایگاهی که پدر و مادرش در دوران کودکی برای او در نظر گرفته اند.
 
بازبینی کنید
باید وقت گذاشت و به ویژه شهامت به خرج داد و در رفتار با کودکان بازبینی کرد. اما مسئله این جاست که آیا باید به ناله ها و شکوه های فرزندانمان نیز توجه کنیم؟ بارها شنیده ایم که یکی از آن ها گفته:" تو فلانی رو بیشتر از من دوست داری"

وقتی یکی از بچه ها به این ترتیب ما را مخاطب قرار می دهد ، ما باید به حرفش گوش کنیم، شاید چیزی هست که از چشم ما پنهان مانده است اما دلیل ندارد که آن را زیاد جدی بگیریم. بهتر است در چنین شرایطی موضع خود را به صورت واضح مشخص کنیم:" من سعی می کنم تا جایی که می شه بین شما فرق نذارم" بعد باید با کسی مشورت کنیم ، از همسر خود یا یکی از نزدیکان بخواهیم نظر خود را در این باره بگوید تا ببینیم آیا بین فرزندان خود تبعیض قائل می شویم؟ البته طرح چنین پرسشی ایجاب می کند که توان و ظرفیت کافی برای شنیدن پاسخ منفی هم داشته باشیم و بدانیم که آیا تغییر رویه خواهیم داد یا نه.

این امر به هر پدر و مادری اجازه می دهد تا رشد کند و متحول شود. این چنین است که تغییراتی در خود پدید می آوریم که به ما اجازه می دهد از دام بسیاری از بارهای سنگین گذشته خانوادگی یا زناشویی برهیم و آن ها را بر کودکان خود بازتاب ندهیم.

پدر و مادر شدن اگر اجازه دهد که والدین نیز رشد کنند ماجرای بسیار دلچسبی است، یعنی هنگامی که امکان دهد والدین نیز موضع گیری های قدیمی خود را تغییر دهند و به نسبت برخی از خانواده ها ، آزادتر باشند و عادلانه تر با خود رفتار کنند.



تحت هیچ شرایطی از تنبه بدنی استفاده نکنید . کودکان ازشش سالگی به بعد می توانند به صورت کامل و واضح ، مفهوم مالکیت و نادرست بودن رفتار« برداشتن وسایل دیگران » را درک کنند. در این زمان است که والدین باید محدویت ها و تنبیه هایی را برای این عمل در نظر بگیرند .

یکی از راه های مناسب برای آموزش رعایت حق مالکیت دیگران ، رعایت این حقوق از سوی والدین است. پدران و مادران باید مراقب رفتار خود باشند مثلا بدون اجازه به وسایل سایر اعضای خانواده دست نزنید و حتی برای استفاده از وسایل کودک نیز از او اجازه بگیرند .

ایزانلو، کار شناس ارشد روان شناسی گفت : وقتی از مهمانی با همسرم به خانه برگشتیم لباس های پسر چهار ساله ام عرشیا را در آوردم. در جیب شلوارش اسباب بازی پسر دایی اش را پیدا کردم . من و پدرش به هم نگاه کردیم و از او پرسیدیم که چرا بدون اجازه پسر دایی اش اسباب بازی او را به خانه آورده است؟ خندید و با لحن لوسی گفت:« خوب از اسباب بازیش خیلی خوشم میاد! دلم می خواست مال من باشه، واسه این برداشتمش .» این اولین باری بود که فرزندم این کار را انجام داده بود. اما بارها این اتفاق افتاده که در مهمانی ها بدون اجازه به وسایل خانه میزبان و به خصوص اسباب بازی های کودک میزبان دست زده است. من از تکرار این رفتار ها در آینده خیلی نگران هستم. از شما می خواهم مرا راهنمایی کنید که چطور با او رفتار کنم.

بچه ها تقریبا از چهار سالگی با مفهوم مالکیت آشنا می شوند. حتما دیده اید که کودکان خردسال تمایلی به دادن اسباب بازی خود به کودکان دیگر ندارد. در 4 تا 5 سالگی ، خود را محور جهان می پندارند و حتی تصور می کنند که والدین بیشتر متلعق به آنها هستند تا خواهران و برادرشان .در این سنین بچه ها با مفاهیمی مانند خوب و بد ، جریمه و پاداش و راست و دروغ آشنا می شوند .

کودکان کم سن و سال که هنوز به مدرسه نمی روند اغلب بدون آن که ارزش مادی اشیا را درک کنند، دست به این کار می زنند، آنها حتی گاه از این که برداشتن چیزی بدون اجازه از صاحب آن اشتباه است مطلع نیستند. 3 تا 6 سالگی کودک ، مرحله شخصیت طلبی نامیده می شود. این مرحله نیز به سه زیر مرحله تقسیم می شود:
الف) تضاد و وقفه : در 3 سالگی ، به تدریج فعالیت هایی که مبتنی بر نفی و امتناع است در او مشاهده می شود. برای مثال لجبازی که یک حالت تضادورزی می باشد در 4 سالگی به وجود می آید که انگیزه کودک به دست آوردن استقلال عمل می باشد.

ب) سن لطف : در این مرحله کودک سعی دارد دیگران را مجذوب خود سازد و ارزش خود را از چشم دیگری ببیند.

پ) سن تقلید الگو : تقلید الگو نقش اساسی در درک جهانی بیرونی دارد و کودک به تدریج یاد می گیرد که برای شکل گیری هر چه بیشتر شخصیت های خود از الگوهای دیگر تقلید کند. برای مثال کودک نقش پدر را در بازی های خود تقلید می کند.

بد نیست اکنون که با این مرحله مهم از رشد شخصیت کودک آشنا شدید با ما همراه شوید تا راهکارهای پیشنهادی مان در این موضوع را امتحان کنید.
در ابتدا بررسی کنید تا دریابید چه مشکلی باعث شده تا کودک شما این رفتار را انجام می دهد. مثلا گاه کودک واقعا به چیزی احتیاج دارد اما والدین این نیاز کودک را نادیده می گیرند و او مجبور می شود خود راه حلی برای مشکلش پیدا کند و چه روشی آسان تر از استفاده از وسیله شخص دیگری که در دسترس او قرار دارد.

پیشگیری از این رفتار ها بهترین روش ممکن است. از همان دوران کودکی تلاش کنید تا مفهموم مالکیت را به او آموزش دهید .مثلا به او بگویید که باید برای برداشتن وسایل دیگران اول اجازه بگیرد و برای او تشویق هایی در نظر بگیرید. دوران کودکی زمان خوبی برای آموزش مفهوم مالکیت بر اموال شان دارند و برداشتن چیزی که به شخص دیگری تعلق دارد اشتباه است. برای مثال از کودک بپرسند : « اگر کسی ماشین قرمز تو را بدون این که دوست داشته باشی برداره، چقدر ناراحت می شی ؟»...
یکی از راه های مناسب برای آموزش رعایت حق مالکیت دیگران ، رعایت این حقوق از سوی والدین است. پدران و مادران باید مراقب رفتار خود باشند مثلا بدون اجازه به وسایل سایر اعضای خانواده دست نزنید و حتی برای استفاده از وسایل کودک نیز از او اجازه بگیرند .زمانی که پی بردید بچه چیزی را برداشته است، به هیچ عنوان نباید واکنش شدید نشان دهید . در آن لحظه باید رفتاری مناسب و سنجیده از خود نشان دهید . باید بکوشید آرامش خود را حفظ کرده و روشی منطقی اتخاذ کنید.

تحت هیچ شرایطی از تنبه بدنی استفاده نکنید . کودکان ازشش سالگی به بعد می توانند به صورت کامل و واضح ، مفهوم مالکیت و نادرست بودن رفتار« برداشتن وسایل دیگران » را درک کنند. در این زمان است که والدین باید محدویت ها و تنبیه هایی را برای این عمل در نظر بگیرند .

مثلا محروم شدن از کارتون مورد علاقه اش در همان روز می تواند یک جریمه مناسب با سن کودک می باشد.

- بلافاصله رفتارش را اصلاح کنید و به نوعی درصدد جبران برآیید. از طرف کودک عذرخواهی نکنید، به کودک آموزش دهید تا از کودکی که اسباب بازی اش را برداشته عذر خواهی کند.

- به کودک یاد بدهید چطور آنچه را می خواهد درخواست کند. برای مثال ، اگر کودک از اسباب بازی دوستش خوشش آمده است و می خواهد یک شب آن را از دوستش قرض بگیرد، این موضوع را با شما در میان بگذارد تا شما چاره ای برای او بیندیشید.

- تحسین و تشویق یادتان نرود. پدر و مادر باید از رفتار های شایسته، مناسب و صادقانه کودک حمایت و قدردانی کنند. پیشگیری از این رفتارها بهترین روش ممکن است. در صورت عمل به کودک به کسب اجازه از دیگری برای استفاده از وسیله او، برای این رفتار او تشویق هایی در نظر بگیرید. البته تشویق های کلامی ارجحیت دارند .

نکنه پایانی این که ، ممکن است دلایلی پیچیده تر از آنچه ذکر شده نیز در بروز این رفتار در کودکان و نوجوان دخیل باشد . مثلا علت این رفتار می تواند خشم بچه ها یا تمایل آنها به جلب توجه دیگران باشدیا برعکس چنین رفتاری می تواند منعکس کننده مشکلات و استرس های آنها در محیط زندگی شان باشد. در این صورت ضرورت دارد که از مراجعه به روان شناس یا روان پزشک نیز استفاده کنید .



موضوع : کودک درون باید بیاید بیرون | بازدید : 2 | تگ ها : کودک درون باید بیاید بیرون
تاريخ : يکشنبه 21 آبان 1396 | 13:07 | نویسنده : رز ابی

پیچیده نبود زیاد؛ ماشینی پلاستیکی از نوع کامیون که نخ می‌بستند به قسمت جلویی‌اش و در حیاط یا کوچه می‌کشاندند دنبال خود به هر جایی که دلشان می‌خواست... .
پیچیده است خیلی، چشم بر مانیتور و انگشت بر چند کلید، ماشینی با سرعت بسیار تو را می‌‌کشاند به جایی که نمی‌دانی!


دختر بچه‌ها اما در گوشه‌ای از اتاق یا حیاط با چادر شب مادر دیوار خانه‌های فرضی خود را می‌ساختند و در آن با کمی میوه شروع می‌کردند به پذیرایی از مهمانان همسن خودشان. حتی اگر همبازی هم نبود عروسک‌های ساده و زیبایشان می‌شد همبازی و کودک آنها. کودک امروز عروسکی دارد به نام «پو» که در گوشی همراه خود هر روز به او غذا می‌دهد و آن را استحمام می‌کند...، اما او هیچ‌گاه نمی‌تواند اسباب‌بازی مجازی خود را در آغوش بفشارد جز در رویا... .


دعوایی بود همیشه شب‌هنگام سر جمع کردن عروسک، سماور، قابلمه، ماشین و تیله‌هایی که همه جای خانه پراکنده شده بودند. گفتن و نوشتن از این بازی و اسباب‌بازی‌ها برای نسل امروز چیزی شبیه لطیفه است. ما بزرگ شدیم، بزرگ و بزرگ‌تر، اسباب‌بازی‌هایمان نیز همراه ما بزرگ شدند. ماشین‌های پلاستیکی واقعی شدند و عروسک‌ها نیز بچه. اگر بچه‌های امروز بزرگ شوند اسباب‌بازی‌های مجازی آنها... .

کارکرد اسباب‌بازی در جامعه‌پذیری کودکان
بازی به باور متخصصان رشته‌‌های علوم انسانی، تجربه‌ای برای به دست آوردن مهارت‌های زندگی است. این وسایل بازی با توجه به اندازه رضایتی که در کودک به وجود می‌آورد ایجاد انگیزه خواهد کرد. کودکان خارج از قوانین سخت زندگی بیرونی خود زندگی را در دنیای خویش مهار و مدیریت می‌کنند. با وجود این، اسباب‌بازی فقط یک وسیله بازی صرف نیست، تمرین زندگی آینده است. خوب گوش کنید صدای دیروز همچنان گاهی شنیده می‌شود: «عروسک قشنگ من قرمز پوشیده‌/‌ تو رختخواب مخمل آبی خوابیده‌/‌ یه روز مامان رفته بازار اونو خریده‌/‌ قشنگ‌تر از عروسکم هیچ‌کس ندیده/‌ عروسک من‌/‌ چشماتو وا کن...»


عروسک یا اسباب‌بازی را چه کسی برای نخستین بار ساخت؟ واقعیت این است که تاریخ اسباب‌بازی به پیش از تاریخ برمی‌گردد در حفاری‌هایی که روزانه در جاهای مختلف انجام می‌شود عروسک‌هایی که بچه‌ها، حیوانات و سربازان را نشان می‌دهد به طور معمول کشف می‌شوند. در روزگاران دور، کودکان خود برای خویش اسباب‌بازی می‌ساختند، اما در دوره‌‌های بعد اسباب‌بازی‌های متنوع و پیشرفته توسط افراد دیگر ساخته و روانه بازار شد.


چرا بازی با اسباب‌بازی؟ بنا به اظهارات کارشناسان، بازی در رشد اجتماعی کودک دارای چنین نقش‌هایی است. موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می‌شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می‌دهد، موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می‌شود، همکاری،همیاری و مشارکت کودک توسعه می‌یابد، با رعایت اصول و مقررات آشنا می‌شود، همانندسازی با بزرگسالان را می‌آموزد، با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می‌کند، رقابت را می‌آموزد و شکست را به طور واقعی تجربه می‌کند، قدرت ابراز وجود پیدا می‌‌کند و از ترس، کمرویی و خجالت بیهوده رها می‌شود و حمایت از افراد ضعیف را می‌آموزد. البته این تنها بخش‌هایی از کارکرد اسباب‌بازی‌های عینی و واقعی است.


 بازی همچنین بعد اجتماعی، شناختی (هوشی)، جنبه عاطفی، حرکتی و در پاره‌ای موارد بعد اخلاقی کودک را رشد می‌دهد. بنابراین به نسبتی که کودک در موقعیت بازی قرار می‌گیرد اسباب‌بازی‌ها زمینه رشد کودک را فراهم می‌کند. این روان‌شناس بر این باور است که در کشور ما از هر نوع وسیله‌ای برای بازی کودکان استفاده می‌شود که در بسیاری موارد به مشکلات جسمی در کودکان دامن می‌زند.

2 نسل و بی‌نهایت تفاوت
تمام سخن و جان کلام درباره کودکانی است که با اسباب‌بازی سرگرم می‌شوند و زندگی آینده خود را تمرین می‌کنند، بچه‌هایی که با عروسک‌هایشان سخن می‌گویند، پسربچه‌هایی که تیله دوست دارند و از ماشین اسباب‌بازی خود همچون یک ماشین واقعی نگهداری می‌کنند و درباره تمام آنها که حتی بی‌اسباب‌بازی خوشند به یک قایم باشک و هفت سنگ و... «بازی‌های رایانه‌ای جدید نیز به دلیل علاقه‌مندی و استفاده کودکان نوع جدیدی از ارزش‌ها، باورها و نگاه به پدیده‌های پیرامونی را شکل داده است.» محمدمراد بیات، جامعه‌شناس این را می‌گوید. او نگرانی درباره محتوای بازی کودکان را بجا می‌داند و اظهار می‌کند: هر جامعه‌ای باید هویت، اصالت و باور فرهنگی خود را به کودکان منتقل کند. واقعیت است که درخصوص بازی‌های مجازی بویژه افراط در آنها هشدارهای بسیار داده شده و به همان اندازه البته شنیده هم نشده است.
فاصله نسل‌ها بسیار کوتاه شده است شاید حتی هر دو یا سه سال یک نسل را تشکیل می‌دهد و البته به همان سرعت شناخت ما از همدیگر کم و کمتر خواهد شد.

بزرگ‌ترها هم دلشان اسباب‌بازی می‌خواهد
حتما خیلی شنیده‌اید که باید کودک درون خود را زنده نگاه داشت، آن را پرورش داد و... اما همین کودک دلش بازی می‌خواهد، دوست دارد با اسباب‌بازی قواعد زندگی واقعی را همچون یک کودک در هم شکند. روان‌شناسان هم بازی را برای بزرگسالان تجویز کرده‌اند و حتی سفارش می‌کنند که با کودکان زبان کودکی بگشایید و بازی کنید.


بزرگی می گوید:«گاهی وقت‌ها در میانه‌های روز خودم را با بچه‌ها پرت می‌کنم روی رختخواب و تمام مشغله‌هایم را فراموش می‌کنم؛ این که چک‌های پرداخت نشده را چه کار کنم، ماشین‌ام احتیاج به تعمیر دارد، بیمه‌ام عقب افتاده، آرزوهایم به باد رفته و... فقط و فقط با بچه‌ها بازی می‌کنم.


روی تخت بالا و پایین می‌پریم و بالش‌ها را به سر و صورت همدیگر می‌زنیم، البته من خودم را به شکست خوردن می‌زنم و اجازه می‌دهم بچه‌ها تا دلشان می‌خواهد مرا بزنند؛ هم خستگی‌ام در می‌رود، هم آنها تخلیه می‌شوند!»
بار دیگر باید اسباب‌بازی‌های دوران کودکی را از صندوقچه برکشید و به کودکان نیز با همین وسایل کوچک درس زندگی آموخت. بازی کنید بی‌بهانه...



موضوع : کودکان نیز افسرده می شوند | بازدید : 2 | تگ ها : کودکان نیز افسرده می شوند
تاريخ : يکشنبه 21 آبان 1396 | 13:06 | نویسنده : رز ابی

بسیاری از افراد تصور می‌کنند افسردگی تنها گریبانگیر بزرگسالان می‌شود، در حالی که کودکان نیز دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس آمارها 10 درصد از کودکان انگلیسی که در سنین 5 تا 16 سال قرار دارند، از مشکلات روانی رنج می‌برند و 4 درصد از این کودکان نیز مشکلاتی مانند استرس و افسردگی دارند.

راه‌های متعددی برای تشخیص مشکلات روانی در کودکان وجود دارد که مهمترین آن‌ها ناراحتی مداوم و نگرانی‌های بی‌دلیل کودک است که به موضوع خاصی مربوط نمی‌شود.

همچنین والدین می‌توانند عکس‌العمل کودکشان را هنگامی‌ که مساله ناراحت‌کننده‌ای رخ می‌دهد ببینند، برای مثال زمانی که کسی می‌میرد طبیعی است که اقوام و اطرافیان او ناراحت شوند، اما اگر احساس کردید عکس‌العمل کودکتان به این اتفاق بسیار شدید و افراطی است و یا مدت زیادی طول کشیده است، این موضوع یکی از نشانه‌های افسردگی است.

دکتر «دیوید کینگسلی» مشاور نوجوانان در یک موسسه انگلیسی معتقد است در صورتی که عواطف کودک بر عملکرد روزانه‌ او تأثیر بگذارد، نشانه‌ای از بیماری و مشکلات روانی اوست که باید پیگیری و درمان شود.

همچنین به اعتقاد وی اگر نوجوانی قادر به انجام تکالیفش در مدرسه نبود و علاقه‌اش را به فعالیت‌هایی که در گذشته به آن‌ها علاقه داشت از دست داده بود، این تغییر نیز یکی از علائم اصلی ابتلا به افسردگی عنوان می‌شود. بنابراین با شناسایی این علائم می‌توانید افسردگی را در کودکتان تشخیص دهید.

اگر احساس کردید کودکتان از افسردگی رنج می‌برد شاید اندکی مقابله با آن سخت باشد، اما در این زمینه اولین راه صحبت کردن با اوست. تلاش کنید تا مشکلاتش را شناسایی کنید و این‌که چه چیزی علت بروز این مشکل است را بیابید.

نسبت به مشکلات کودکتان بی‌توجه نباشید، چرا که شاید برای شما موضوع بی‌اهمیتی باشد، اما احتمالا برای فرزندتان مشکل بزرگی است.

در صورتی که راه‌های فوق کارساز نبود از مشاوران خانواده، از اقوام و نیز از روش رفتار درمانی شناختی که نوعی از گفتار درمانی است زیر نظر یک متخصص کمک بگیرید.

در صورت مراجعه به پزشک اگر این افسردگی حاد باشد، داروهای شیمیایی و مناسب اطفال یا نوجوانان تجویز می‌شود.

همه کودکان و نوجوانان نیازمند دریافت حس احترام، ارزشمندی و دوست‌ داشته شدن از سوی دیگران هستند و نیاز شدیدی به برقراری ارتباط با والدینشان دارند.
احتمال ابتلا به افسردگی در کودکانی که یکی از والدین آنها افسرده است، دو برابر و در کودکانی که هر دو والد آنها افسردگی را در زندگی تجربه کرده‏اند، چهار برابر بیشتر از سایر کودکان است

با دکتر خوشابی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوانگفت‌وگو نشستیم تا بیشتر در این باره صحبت کنیم.

آیا لجبازی کودکان از علائم ابتلای آنها به افسردگی است؟
تشخیص افسردگی کودکان به‌خصوص در سنین زیر 3 سال کمی مشکل است، زیرا با دوره‌های بدقلقی و لجبازی آنان اشتباه گرفته می‌شود. به‌طور طبیعی کودک از 15 ماهگی تا 3.5 سالگی رفتارهای لجبازانه و قشقرق‏هایی برای رسیدن به خواسته‌هایش دارد که شامل پا کوبیدن، سر کوبیدن، جیغ و داد کردن و... است. بروز این رفتارها در این سن کاملا طبیعی است، نه نشان‌دهنده افسردگی. به همین دلیل تشخیص علائم افسردگی معمولا از حدود 3 سالگی به بعد راحت‏تر است.

با لجبازی کودک چطور باید رفتار کرد که از نظر روانی لطمه‏ای به او وارد نشود؟
مهم‌ترین کار، مطالعه و افزایش آگاهی والدین از خصوصیات و ویژگی‌های روان‌شناختی کودکان در دوره‌های مختلف سنی است که می‏تواند در کنترل رفتارهای آنها موثر باشد، مثلا پرت کردن حواس کودک از خواسته‏هایی که می‌تواند او را به سمت لجبازی سوق دهد، ‏یکی از راه‌های کنترل لجبازی او است.

در واقع مادر باید همواره در فکر پیشگیری از بروز لجبازی و قشقرق باشد، زیرا مدیریت رفتار کودک وقتی در فاز قشقرق می‌افتد، بسیار دشوارتر است.

گاهی هم لازم است به خواسته کودک «نه» گفته شود. در این صورت والدین باید جدیت لازم را در رفتار خود داشته باشند و با مشاهده لجبازی کودک مستاصل نشوند، کوتاه نیایند و نگران افسرده شدن او نباشند، زیرا همان‌طور که اشاره شد، این رفتارها در سنین نوپایی کاملا طبیعی است.

البته مشابه این رفتار را در دوره نوجوانی هم تا حدی طبیعی می‌دانیم، چون طبق تعریف کنوانسیون کودک، دوره کودکی تا سن 18 سالگی است.

آیا عصبانیت کودک هم می‏تواند نشانه افسردگی باشد؟
بله، اما اگر این علائم از حدود 3.5 تا 4 سالگی به بعد مداوم و حداقل 2 تا 3 هفته در کودک وجود داشته باشد، به افسردگی‌اش شک می‌کنیم.

یکی از علائم مهم افسردگی کودکان، تحریک‌پذیری و عصبانیت آنهاست، مثلا می‏بینید کودکی که تا چندی قبل خوش‌اخلاق بوده و مشکلی نداشته، حالا علاوه بر اینکه غمگین است، خیلی زود عصبانی می‌شود و واکنش نشان می‌دهد.

بسیاری از کودکان بی‏دلیل گریه می‏کنند. آیا این علامت هم نشانه افسردگی است؟
کودک در طول دوره افسردگی حساس‌تر و زودرنج‌تر می‌شود، سریع‌تر بغض می‌کند و گریه‌کردن‌هایش افزایش می‌یابد، اما هر گریه‏ ای نشانه افسردگی نیست. در افسردگی گاهی حتی کودک برای موارد بسیار بی‌اهمیت تا یکی دو ساعت گریه می‌کند و این در کنار سایر علامت‌های افسردگی می‌تواند خانواده را به افسرده‌بودن فرزند مشکوک کند.

به عبارتی در دوران افسردگی، کودک دچار افت کیفی در زندگی می‌شود، کمتر سراغ دوستانش می‌رود، در بازی‌های گروهی شرکت نمی‌کند و از زندگی‌اش لذت نمی‌برد. والدین نباید گریه‌کردن بچه‌ها را به افسردگی ارتباط دهند، چون در بیشتر موارد این‌طور نیست.

 

پس به راحتی نمی‏توان مشکلات رفتاری کودک را از افسردگی افتراق داد؟
خیلی هم سخت نیست، چون مشکلات رفتاری کودک معمولا کیفیت زندگی او را مختل نمی‌کند. کودک بازی می‏کند، می‏خندد، با دوستانش ارتباط برقرار می‏کند و... ولی افسردگی اختلالی است که روی کیفیت و زندگی طبیعی کودک اثر چشمگیری می‌گذارد. در این زمان است که والدین باید به ابتلای فرزندشان به افسردگی شک کنند و او را نزد روان‌پزشک ببرند.

والدین تا چه اندازه در بروز افسردگی کودکشان نقش دارند؟
در صورتی که کودک در محیط خانواده مورد بی‌توجهی و غفلت، کودک‌آزاری جسمی، تنبیه سخت و... قرار بگیرد، قطعا در معرض ابتلا به افسردگی قرار خواهد گرفت.

احتمال ابتلا به افسردگی در کودکانی که یکی از والدین آنها افسرده است، دو برابر و در کودکانی که هر دو والد آنها افسردگی را در زندگی تجربه کرده‏اند، چهار برابر بیشتر از سایر کودکان است.

علاوه بر ژنتیک، عوامل هورمونی، استرس‌های روزمره زندگی، فشار والدین و... هم ‌می‌تواند در ایجاد و بروز افسردگی کودک نقش داشته باشد.



موضوع : معایب و مزایای مهد رفتن بچه ها | بازدید : 2 | تگ ها : معایب و مزایای مهد رفتن بچه ها
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 | 13:49 | نویسنده : رز ابی

با تغییر برخی آداب و رسوم فرهنگی و حتی وجود بعضی مسائل اقتصادی، حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی قوی تر و پررنگ تر شده است و این موضوع باعث شده که نیاز به مکان ها و افرادی برای نگهداری از فرزندان آن ها بیش از پیش احساس شود.

در سال های دور زنانی به عنوان دایه در خانه های بزرگ برای تربیت فرزندان خانواده های پرجمعیت و عموماً ثروتمند به خدمت گرفته می شدند. دایه ها جزئی از میراث خانوادگی به حساب می آمدند و گاه یک دایه مسئولیت تربیت دو نسل از فرزندان یک خانواده را بر عهده داشت. اما امروزه به دلیل کم جمعیت شدن خانواده ها و کوچکی خانه ها، دیگر الزامی به حضور دائمی دایه در کنار بچه ها نیست. اما نیاز به محیط و افرادی برای نگهداری فرزندان همچنان وجود دارد. به همین سبب مهدکودک ها تاسیس شدند.

مادران برای اینکه بتوانند با فراغ بال به فعالیت های اجتماعی خود بپردازند فرزندان خردسال خود را به این مکان می سپارند و امید دارند که فرزندشان نیز در این مکان احساس آرامش داشته باشد. کودک در حساس ترین مرحله از زندگی تربیتی خود از مادر و خانه دور می شود و در محیطی بزرگتر به نام مهدکودک ساعت ها را سپری می کند. اما در این بین مهدکودک ها شرایط خاصی دارند که عدم توجه به آنها باعث آسیب دیدن شدید فرزندان دلبندمان می شود.

عدم رسیدگی مناسب
کودکان به خصوص در سنین پایین نیاز به رسیدگی و توجه دائمی و مادرانه دارند. کودک نوپا گرفتاری و کار و فعالیت اجتماعی نمی داند، نیازهایی دارد که برآورده شدن کامل و صحیح آن از حقوق مسلم او است. کودک زیر سه سال یک مادر تمام وقت می خواهد تا در آرامش به امور جسمی و روحی او رسیدگی کند.

عدم وجود مادر در کنار فرزندانی که مادران فعال در اجتماع دارند باعث شده تا این وظیفه خطیر و حساس خواه ناخواه بر شانه مربیان مهد کودک قرار می گیرد. مربی مهد باید شناخت کافی نسبت به خصوصیات هر رده سنی از کودکان داشته باشد تا بتواند ارتباط مفید و موثری را با کودک برقرار کرده و از آسیب روحی نوپا به جهت دوری از مادر جلوگیری کند.

تداخل تربیتی کودک
تفاوت فرهنگی در بیش تر عرصه های زندگی اجتماعی یکی از مواردی است که غالبا به چشم می آید. در محیطی چون مهدکودک نیز به دلیل وجود بچه ها از خانواده های مختلف با فرهنگ ها و منش های تربیتی متفاوت این مطلب کاملا خودنمایی می کند. رفتار و کردار کودکی که در خانواده آزادی کامل دارد و بی هیچ مانعی خودسرانه هرچه بخواهد انجام می دهد، قطعا بر رفتار دیگر کودکانی که پدر و مادر تاکید بر روش های خاص تربیتی دارند اثرگذار خواهد بود.

پدر و مادرهای حساس و دقیق به مرور، متوجه تغییرات خاص رفتاری در فرزندان مهد رفته خود می شوند. یاد گرفتن کلمات جدید و گاه نامناسب یکی از این موارد خواص است. حتی انجام برخی کارها که در خانواده باب نیست. کودک در سنین پایین تر مانند خمیری است در که هرچه خوراک تربیتی، فکری، فرهنگی، آموزشی و …. به او بدهند دریافت می کند.

مناسب نبودن محیط مهد برای نگهداری اطفال
محیط نگهداری از کودکان زیر ۳ سال حتما باید خاص و ویژه مناسبات سنی آنها طراحی شود. محیطی کاملا امن که کودک جستجوگر به راحتی و بدون هیچ خطری به اکتشافات خود بپردازد. محیطی که برای این کودک درنظر گرفته می شود از لحاظ بهداشتی نیز باید کاملا تمیز باشد زیرا کودکان زیر دو سال برای کشف و بررسی بسیاری از چیزها آنها را به دهان می برند. وسایل ریز و آلوده باید از محیط نگهداری این کودکان حذف شود. مکان نگهداری کودک نباید کوچک باشد، نوپایان خیلی زود از محیطی که بستر کوچکی برای اکتشاف و بررسی دارد خسته و کلافه می شوند و بهانه گیری می کنند. محیط های کوچک با تعداد زیاد بچه ها امکان تخلیه انرژی را به کودک نمی دهد در نتیجه کودکی که از صبح در محیطی تنگ زندگی کرد با روحیه ای کلافه با مادری خسته همراه می شود و این اول ماجرای مادر و کودک و اصطکاک بین آنهاست.

عدم آگاهی و آموزش مربیان از نحوه رفتار با کودکان
کار با کودک در همه زمینه ها تخصصی است و ویژگی های خاص خودش را دارد اما متاسفانه در اغلب مهدهای کودک از مربیان کم تجربه و گاها حتی کسانی که رشته تحصیلی و روحیاتشان مناسب نگهداری از کودک نیست استفاده می کنند. در اغلب موارد این مربیان حقوق کمی دریافت می کنند. دغدغه های خارج از محیط مهد ممکن است در رفتار مربیان با کودک تاثیر منفی بگذارد.

شیوع بیماری های واگیردار در بین بچه ها
در محیط هایی که تعداد بچه ها زیاد است احتمال شیوع بیماری های مسری و واگیر بسیار زیاد است. گاهی حضور یک کودک بیمار موجب بیمار شدن کودکان دیگر خواهد شد. در صورت رعایت نکردن بهداشت تعداد زیادی از بچه ها درگیر یک بیماری واگیردار به مدت طولانی خواهند شد.

محاسن مهد رفتن کودکان
اگر کودک در سن مناسب به مهد برود فوایدی دارد که از جمله مستقل شدن و اجتماعی شدن کودک است. کودکی که در یک محیط عمومی ساعاتی از روز را در کنار کودکان دیگر و مربیان می گذراند به تدریج در انجام کارها و امور شخصی اش مستقل می شود و در مراودات خارج از محیط خانواده موفق تر عمل خواهد کرد. در مهد کودک ها آموزش های مناسب سن کودکان به آنها داده می شود که در پرورش خلاقیت و استعدادهای آنان موثر است.



گاهی یک قصه می تواند تاثیری بر زندگی و آینده ی کودک بگذارد که ده ها آموزش از آن عاجز است....

 

اختلال‌های رفتاری طبقه‌ای از رفتار کودک است. کودکانی که رفتارشان به این طبقه تعلق دارد از میزان شرارت و شیطنتی که ویژگی گروه سنی آن‌هاست پا را فراتر می‌گذارند. آن‌ها به‌طور جدی حقوق مسلم دیگران را زیر پا می‌گذارند و یا قوانین عمده اجتماعی را خدشه‌دار می‌کنند. گاهی بسیاری از کودکان از نظر هیجانی نیز با مشکل رو‌به‌رو می‌شوند و در معرض افسرده شدن قرار می‌گیرند. اختلالات هیجانی رفتاری به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن پاسخ‌های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هیجان‌های فرهنگی، سنتی، و قومی تفاوت داشته باشد؛ به‌طوری‌که در عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی داشته باشد. اغلب کودکان با اختلالات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بدرفتاری می‌کنند. در بیشتر موارد، معلمان و هم کلاسی‌ها آن‌ها را طرد می‌کنند، در نتیجه فرصت‌های آموزشی آنان کاهش می‌یابد. به‌رغم مشکلات فراوانی که این کودکان با آن مواجه‌‌اند، بیشتر آن‌ها تا سال‌ها پس از ورود به مدرسه شناسایی نمی‌شوند مگر این‌که اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی آنان تشدید شود.

بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با اختلالات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان نیز متوسل می‌شوند. این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه‌های مهم زندگی محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه‌اند. ناتوانی‌های این کودکان از رفتارهای آن‌ها ناشی می‌شود. قصه‌درمانی در سال‌های اخیر به‌صورت یکی از فنون بازی‌درمانی مطرح شده است. استفاده از قصه‌درمانی به‌مثابه یک فن درمانی فقط به درمان مشکلات روان‌شناختی کودکان منجر نمی‌شود. در قصه‌درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه‌های زندگی فرصت‌های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.


کودکان از طریق داستان‌ها و افسانه‌ها با حقایق و تجربه‌های زندگی آشنا می‌‌شوند. تأثیرپذیری از شخصیت‌های قصه، تقویت قدرت فهم و بیان، پرورش خلاقیت، آموزش زبان و افزایش گنجینه واژگان کودکان نیز از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان‌سرایی به‌‌شمار می‌روند. در واقع داستان خلاقیت گسترده‌ای است که با آن هر فردی می‌تواند عقاید به‌ظاهر نامعقول را بازیابی و آن‌ها را جایگزین و استفاده سازنده از آن‌ها را مطرح کند.

داستان‌سرایی به‌مثابه تدبیری مداخله‌ای برای آموزش می‌تواند دانش‌آموزان را به کشف معنای منحصر به فرد بودن خود ترغیب کند و توانایی آن‌ها را برای برقراری ارتباط واقعی بین افکار و احساسات افزایش دهد. مهارت‌های کلامی می‌تواند توانایی دانش‌آموزان را برای حل و فصل اختلاف بین فردی به‌صورت آرام و توأم با بحث و گفت‌و‌گو افزون سازد. بیان داستان و نیز گوش فرا دادن به آن دانش‌آموزان را به بهره‌گیری از تخیلاتشان تشویق می‌کند. این تخیل قوی می‌تواند اعتماد به نفس و انگیزش شخصی را در دانش‌آموزان افزایش دهد، زیرا آنان خود را برای نیل به امیال و آرزوهایشان شایسته و توانا تصور می‌کنند.

قصه‌ها می‌تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز موثر واقع شوند و بسیاری از مقررات، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل‌های زندگی را منتقل کنند. چگونگی روبرو شدن با مشکل‌ها، حل آن‌‌ها و بسیاری از الگوهای رفتاری در گروه‌ها و طبقه‌های مختلف اجتماعی و سنی در داستان‌ها بیان می‌شود. اگر والدین یا درمان‌گران قادر به فهم افکار سری کودک یا شناسایی احساس‌های پنهان او باشند، هر اندازه تفسیرهای انجام شده نیز درست باشند، باز این فرصت از کودک گرفته می‌شود که خود از طریق شنیدن پی در پی داستان و تفکر درباره آن به احساس رویارویی موفقیت‌آمیز با مشکل خود دست یابد. به‌همین دلیل است که رویکردهای داستانی به روان‌درمانی تأکید دارد و قصه‌ها در چگونگی رفتار و واقعیت‌های کودکان نقش موثری ایفا می‌نماید. قصه‌ها به کودکان راه‌حل‌هایی ارائه می‌دهند که غیرمنتظره و شگفت‌انگیز و در عین حال شدنی و مثبت هستند. تلاش پژوهش‌گران و درمان گران منجر به استفاده از ادبیات و قصه و قصه‌درمانی شده است.  


برخی از مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری از ضعف آگاهی و بهره نبردن از مهارت‌های اجتماعی، الگوی کلامی صحیح، رفتارهای جامعه‌پسندانه، مهارت‌های ارتباطی و دوست‌یابی، مسئولیت‌پذیری، و غیره ناشی می‌شود؛ پس آموزش این مهارت‌ها به این کودکان ممکن است تا حدودی از بروز این مشکلات پیشگیری کند. درمان‌گران و روان‌شناسان کودک می‌توانند جدیت بیشتری برای استفاده از قصه در مداخله‌های درمانی کودکان و نوجوانان نشان دهند و والدین و معلمان بهتر است استفاده گسترده‌تر از قصه‌های هدف‌دار را در برنامه‌های آموزشی و تربیتی کودکان بگنجانند به خصوص که این امر در سنت تربیتی فرهنگ ما جایگاه خاص خود را هم دارد.

در این‌جا چند نمونه از راهبردهای مهارت‌های اجتماعی را ذکر می‌کنیم که مربیان می‌توانند برای آموزش آن‌ها از داستان استفاده کنند و برای این‌که کودک مطالب را بهتر درک کند از سوال‌های نیمه سازمان یافته نیز کمک بگیرند. این راهبردها به کودکان پرخاش‌گر کمک می‌کند تا تمایلات و رفتارهای پرخاش‌گرانه خود را مهار کنند.
- پیوستن به فعالیت‌های دیگر
- ابراز خشم با لحن آرام
- ترک صحنه
- نپذیرفتن تقاضاهای دیگران به شیوه‌ای مودبانه
- یادآوری سودمندی و مزایای رفتار مناسب
- نادیده انگاشتن رفتار نامطلوب دیگران
- استفاده از جمله‌های تلفیقی
- هم‌دلی کردن



موضوع : چرا کودکتان مو می کشد؟ | بازدید : 1 | تگ ها : چرا کودکتان مو می کشد؟
تاريخ : پنجشنبه 18 آبان 1396 | 18:03 | نویسنده : رز ابی

كشيدن مو، در كودكان، مانند لگد زدن، گاز گرفتن، نيشگون گرفتن و زدن، يكى از راه‌هايى است كه كودك به وسيله آن سعى در كنترل محيط اطرافش دارد. دلايل زيادى براى اين رفتار‌ها وجود دارد، اما واضح‌ترين آن‌ها اين است كه كودك فهميده كه چه كارهايى واكنش ديگران را به همراه دارد.

به گفته مارك رابرتز، پروفسور دانشگاه ايداهو در رشته روانشناسى بالينى، اين رفتار كودك درست مانند زدن كليد و روشن شدن لامپ است. كودك با خودش مى‌گويد: " چه جالب! وقتى موهاى خواهرم را مى‌كشم، او جيغ مى‌كشد!". شايد هم دليل مو كشيدن از نظر او، متوقف كردن يك اتفاق ناخوشايند است. مثلاً دوستش مى‌خواهد اسباب بازيش را بگيرد و با كشيدن مويش دست از اين كار بر مى‌دارد. از آنجايى كه مهارت‌هاى شناختى كودك، در حال رشد است، او با اين كار شرايطى را كه برايش پيش آمده كنترل مى‌كند. صحنه‌اى را تصور كنيد كه خواهر بزرگترش آخرين شيرينى داخل ظرف را بر مى‌دارد و كودكتان با كشيدن موى او صداى جيغش را در مى‌آورد. به احتمال زياد شما وارد عمل مى‌شويد و خواهر بزرگتر را مجبور مى‌كنيد، شيرينى‌اش را با او تقسيم كند. احتمالاً دفعه بعد، خواهر بزرگتر قبل از اينكه آخرين شيرينى را بردارد كمى فكر مى‌كند.

اگر كودكتان مو‌هاى خودش را مى‌كشد، احتمالاً ناراحت يا نگران است. اين رفتار حتى مى‌تواند نشانه نوعى اختلال عصبى باشد. اگر در اينباره احساس نگرانى مى‌كنيد با پزشكش صحبت كنيد.

با عادت مو كشيدن چه بايد كرد
۱-به او نشان دهيد كه چيزى نصيبش نمى‌شود. اين كليدى‌ترين راه حل براى متوقف كردن رفتار بدش است. با ناديده گرفتن كارش، به او مى‌فهمانيد كه اين روش عملى است و او با كشيدن مو، مى‌تواند به خواسته‌اش برسد. شرايطى را تصور كنيد كه كودكتان موى دوستش را كشيده است تا اسباب بازى او را بگيرد، و شما بدون كوچكترين اشاره‌اى، نسبت به اتفاقى كه رخ داده، مى‌رويد تا براى كودكتان داستان تعريف كنيد و حواسش را پرت كنيد. كودكان اثرات متقابل روابط اجتماعى را درك نمى‌كنند، و تنها چيزى كه با اين كار به او مى‌فهمانيد، اين است كه با كشيدن موى ديگران مى‌تواند حس ترحم شما را نسبت به خودش برانگيزد و شما را از آنِ خودش كند. كار درستى كه بايد انجام دهيد اين است كه بلافاصله پس از كشيدن مو، اسباب بازى را به دوستش بازگردانيد و همزمان بگوييد " ما، مو نمى‌كشيم! ". همين چند كلمه كافيست. در اين تكنيك بايد سريع عمل كنيد زيرا كودكان در لحظه زندگى مى‌كنند. با اينكار مى‌فهمد كه مو كشيدن حاصلى نداشت و اسباب بازى را از دست داد.

۲-وقتى كودك موى كسى را مى‌كشد، ابتدا مشتش را باز كنيد و فرد قربانى را نجات دهيد. سپس دستش را محكم بگيريد و بگوييد: " ما، مو نمى‌كشيم! مو كشيدن درد دارد! ". بعد اگر خواستيد مى‌توانيد از روش مهلت دادن، استفاده كنيد. او را بر روى صندلى بنشانيد و خودتان هم كنارش بايستيد. اما هرگز در اين يكى، دو دقيقه با او صحبت نكنيد. وقتى مهلت يكى دو دقيقه اى تمام شد، درباره وضعيتى كه پيش آمده با او صحبت كنيد. حتى اگر هنوز مهارت زبانى او كامل نشده و نمى‌تواند صحبت كند، اين كار را بكنيد. زيرا نشان مى‌دهيد كه مشكلات را بايد با صحبت كردن حل كرد نه چيز ديگرى ( مثل مو كشيدن ). از او سؤال كنيد "مى دانى چه كارى كردى كه اشتباه بود؟" بعد از جوابش ادامه دهيد "به نظرت چرا اشتباه بود؟" نگران نشويد اگر مى‌گويد " چون بايد تنبيه مى‌شدم". از نظر رشدى اين پاسخ عاديست. شما ادامه دهيد "بله اگر مو بكشى تنبيه مى‌شوى اما ما بايد به يك چيز ديگر هم فكر كنيم. ما نبايد موى ديگران را بكشيم چون ممكن است به آنها صدمه بزنيم!". منتظر معجزه نباشيد كه پس از اين مكالمه همه چيز درست شود. كودكان به سختى موضوعى را ياد مى‌گيرند و انقدر بايد اين اتفاق تكرار شود تا در نهايت بفهمند كه با اين كار نتيجه‌اى نمى‌گيرند. مقاومت كنيد و تسليم نشويد. به مرور زمان كه مهارت كلامى او بهتر شد، به او ياد دهيد كه از صحبت كردن براى حل مشكلش استفاده كند.

۳-هيچگاه تلافى نكنيد. هرگز سعى نكنيد مو هايش را بكشيد تا به او ثابت كنيد كه اين كار چقدر دردناك است. هدف كودك از كشيدن مو، ايجاد تغيير در شرايط است مثلاً مى‌خواهد دوستش را از تلاش براى گرفتن عروسكش منصرف كند، نه اينكه به كسى آزار برساند. اما پيامى كه از كار شما دريافت مى‌كند اين است : براى اصلاح كردن رفتار كسى، بايد تلافى كنى. در صورتيكه شما بايد الگوى او باشيد و به او ياد دهيد كه در هر شرايطى به جاى آزار رساندن به ديگران، بايد از كلمات، براى بيان خواسته هايش، كمك بگيرد.



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 86 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | ایجاد وبلاگ رایگان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات