دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

<-BlogAndPostTitle->

تاریخچه هم وابستگی از نظر علمی ‏

زیگ موند فروید
‏ با ارائه نظریه روان کاوی ( روان تحلیل گری ) و کوه یخ شناور معتقد است که ریشه تمام ‏مشکلات انسان از بخش ناخودآگاه سرچشمه میگیرد.یعنی هر رفتاری ریشه در ناخودآگاه دارد ‏و شروع آن از دوران کودکی است.نیازهای واپس زده شده از دوران کودکی در قسمت ناخودآگاه ‏بایگانی میشود.در کوه یخ شناور فروید فاصله بین قسمت فوقانی کوه یخ ( آگاهانه هوشیارانه) و ‏قسمت تحتانی کوه یخ ( ناخوداگاه ) قسمت نیمه آگاه یا نیمه هوشیار است.‏
از نظر فروید مکانیزم دفاعی برای کاهش درد یا تنش انکار واکنش معکوس دلیل تراشی و ... ‏میباشد.‏

یانگ ‏
یانگ شاگرد فروید بوده و علاوه بر قبول نظریه فروید در مورد ناخوداگاه فردی به ناخودآگاه ‏جمعی نیز معتقد است .یانگ میگوید انسان ها بطور ماهیتی از بدو تولد متاثر از ناخودآگاه ‏جمعی هستند و در ماهیت زنانه یا مردانه افراد را نیز ناشی از همین ناخودآگاه جمعی میداند.‏
یانگ گرایش فلسفی و معنوی و روحانی داشت.‏

آلفرد آدلر
آدلر از شاگردان فروید است که دو نظریه خاص به سیستم روان کاوی اضافه نموده است.‏
الف)تربیت فرزندان :تربیت فرزندان و روابط آنها ریشه خانوادگی دارد.آدلر به عنوان مثال فرزند ‏اول را سیاستمدار ( چرچیل) فرزند دوم را قدرتمدار (ناپلئون) و فرزند سوم را نا هنجار میداند.‏
ب)احساس حقارت: وی معتقد است که احساس حقارت در تمام انسان ها وجود دارد و در ‏صورتی که به رشد و شکوفایی واقعی نرسد به عقده حقارت تبدیل شده و منجر به برتری طلبی ‏و سلطه گری میگردد .‏

ویرجینیا ستیر
خانم ویر جینیا ستیر ضمن ارائه نظریه خانواده درمانی، درمان رایج وابستگی به مواد شیبمیایی ‏را با اصول خانواده درمانی یکپارچه کرد.خانم ستیر در مورد خانواده های سالم و ناسالم تحقیق ‏نموده و نظریه های خاصی را نیز ارائه نموده که در مباحث بعدی به آن اشاره خواهد شد.‏

هم وابستگی
هم وابستگی واژه ای است که در سال 1979 به دنبال ارائه عناوین مباحث درمانی اعضای خانواده ارائه گردیده است.‏
در تعریف هم وابستگی میتوان چنین گفت: هم وابستگی بیماری نادیده گرفتن و تضعیف خودِ ‏معنوی است که از طریق تقریب مصنوعی به سکون یا نیستی صورت گرفته و منجر به عدم حضور ‏این مکانی و این زمانی می شود.‏
این بیماری طی نسلها به صورت ژن نهفته از والدین به فرزندان منتقل شده و با کژ کاری عوامل ‏محیطی ، خانواده و جامعه بصورت وابستگی به دنیای خارج از خود و وابستگی به افکار و باورهای ‏درونی نمایان می گردد.شاید شما هم کودک بزرگسال را ندیده باشید اما حقیقتاً مرد یا زنی را دیده ‏اید که کودکانه فکر می کند ، اعتماد می کند و گاهاً دستش را در آتش فرو می برد یا میترسد که ‏دیگران او را دوست نداشته باشند و مورد قبول واقع نشود ؟ و بدین ترتیب تمرکز از خود حقیقی ( ‏یعنی تنها منبعی که ما را به خداوند منتصل می کند ) بر روی خود دروغین قرار گرفته و ادامه این ‏مسیر ما را از حضور و اتصال به منبع حقیقی دور می کند.‏
هم وابستگان در زندگی خانوادگی دچار اختلالات خاصی شده و هر عضو خانواده نقش هایی را بازی ‏می کند که به مرور جزء شخصیت اصلی اش شده و به این نقش ها وابسته میشوند.



موضوعات: تاریخچه هم وابستگی از نظر علمی ‏
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 24
[ دوشنبه 10 آبان 1395 ] [ 11:49 ] [ رز ابی ]
[ ]

آیا من یک هم وابسته هستم؟

- آیا خود را مسئول احساسات و رفتار دیگران می دانم ؟
2- در تشخیص نوع احساسات خود مشکل دارم و نمی دانم آیا خشمگینم ، غمگینم یا شاد هستم ؟
3- آیا در نشان دادن احساساتم مشکل دارم ؟
4- آیا از عکس العمل دیگران نسبت به احساساتم ترس و دلهره دارم ؟
5- آیا در ایجاد و حفظ رابطه نزدیک مشکل دارم ؟
6- آیا از این‌ که دیگران مرا آزار دهند یا نپذیرند می ‌ترسم ؟
7- آیا از خود و دیگران خیلی توقع دارم ؟
8- آیا برای تصمیم گیری مشکل دارم ؟
9- آیا سعی می ‌کنم احساساتم را انکار کنم ؟ یا آن را به حداقل برسانم یا اصلاح کنم ؟
10- آیا اعمال و رفتار دیگران عکس العمل مرا تعیین می‌کنند ؟
11- آیا احتیاجات و خواسته‌های دیگران را مقدم می ‌دانم ؟
12- آیا ترس از خشم دیگران بر روی صحبت و اعمال من اثر می گذارد؟
13- آیا ارزش‌های مورد قبول خود را در برابر ارزش‌های مورد قبول دیگران ندیده می ‌گیرم ؟ و به ارزش‌های دیگران بیشتر بها می دهم ؟
14- آیا من داشته‌ها و نکات خوب و مثبت خود را نمی ‌توانم تشخیص دهم ؟
15- آیا آرامش من توسط احساسات و رفتارهای دیگران تعیین می ‌شود ؟
16- آیا بر روی کارها، حرفها و رفتارهای خود قضاوت می ‌کنم ؟ و هیچ وقت آنها را به اندازه کافی خوب نمی دانم؟
17- آیا قبول دارم که ضربه ‌پذیر بودن و درخواست کمک کردن طبیعی و نرمال است ؟
18- آیا زیاد از حد وفادار هستم؟ حتی اگر این وفاداری غیر قابل توجیه باشد و برایم
مضر باشد؟
19- آیا حتماً باید کسی به من احتیاج داشته باشد تا بتوانم با او رابطه برقرار کنم؟
20- آیا باید کسی مرا دوست داشته باشد یا تایید کند، تا درباره خود احساس خوبی
داشته باشم؟
21- مشکلات و درگیری دیگران بر آرامش من اثر می گذارد و افکار من بر روی مشکلات و تسکین درد دیگران متمرکز می ‌شود؟
22- آیا افکار من بر روی دیگران تمرکز دارد؟
23- آیا افکار من بر روی حمایت از دیگران تمرکز دارد؟
24- آیا افکار من بر روی سوء استفاده از دیگران تمرکز دارد ؟
25- آیا من احساس احترام به خود می ‌کنم، وقتی که مشکلات دیگران را حل می کنم یا درد دیگران را تسکین می دهم ؟
26- آیا سرگرمی و علائق خود را کنار می گذارم، تا در سرگرمی و علائق دیگران
شریک شوم؟
27- آیا نظرات خود را در مورد لباس پوشیدن و ظاهر نزدیکان به آنها دیکته می ‌کنم، چون فکر می ‌کنم آنها انعکاس دهنده من هستند؟
28- از احساس دیگران آگاهم ، ولی از احساسات خودم خبر ندارم ؟
29- آیا رویاهایتان برای آینده همیشه به کس دیگری وصل است ؟
30- آیا در روابطم با دیگران سعی نمی ‌کنم که همیشه دهنده باشم تا احساس امنیت کنم؟
31- آیا ارزشها خود را به خاطر برقراری رابطه با دیگران زیرپا می ‌گذارم ؟
32- کیفیت زندگی من به کیفیت زندگی دیگران بستگی دارد؟

در واقع بسیاری از ما ممکن است چند تا یا تعداد کمی از ویژگی های افراد هم وابسته را داشته باشیم. تعداد پاسخ های شما به سوالات بالا نشان دهنده مقدار این بیماری در شماست. از یک پاسخ تا سی و دو پاسخ مثبت! همه پاسخ هایی که شما به سوالات بالا دادید نشان دهنده تربیت ناکارآمدی است که از آن برخوردارید. یادتان باشد ما در سیر زندگی بطور همزمان از چهار الگو پیروی می کنیم؛ 1- وراثت 2- رفتارهای والدین و آموزه های آنها 3- محیط (مدرسه،جامعه، گروه همسالان و دوستان و ...)، 4- خود یا خویشتن مان

کارآمدی یا ناکارآمدی ما محصول تعامل این چهار الگو در درون ماست که نحوه عکس العمل های ما به زندگی و شیوه زندگی کردن ما را تعیین می کنند. حتی می توان تعارضات، تناقض ها و تضادهای درونی را به تعامل نادرست و اشتباه این چهار الگو نسبت داد. به همین خاطر است که بسیاری از افراد در بسیاری از لحظه های مهم زندگی دقیقا نمی دانند باید چکار کنند. به همین دلیل مدت طولانی را در سردرگمی سپری می کنند و بالطبع دچار هیجانات شدیدی مثل افسردگی، اضطراب، نا امیدی، خشم، خود انتقادی، نارضایتی، بی حوصلگی، احساس پوچی، خودزنی و خودکشی و غیره می شوند. و به همین سبب خانمی که به عنوان مثال مورد بررسی قرار گرفت، تحت تاثیر عوامل مختلف (همان چهار الگو) و عوامل دیگر نتوانست تصمیم مناسبی بگیرد و به جهنم زندگی خود بازگشت. شما تا بحال چند بار توانسته اید روش های خود را در مواجهه با مسائل مربوط به زندگی شخصی، شغلی، زناشویی، خانوادگی و اجتماعی تان تغییر دهید؟ شاید خیلی کم پیش آمده باشد. دلیلش هم این است که شما به خیلی از روش هایی که تا بحال از آنها استفاده کرده اید عادت کرده اید و حالا دست برداشتن از آن روش ها کاری بسیار دشوار است. کنار گذاشتن روش های قبلی برای حل مسائل به معنی خلع سلاح شدن در این دنیای بی رحم است و این همان حماقت محض است! نه! اشتباه نکنید. علت اینکه اغلب افراد مشکلاتشان حل نمی شود این است که فرصت یادگیری و امتحان کردن روش های جدید برای حل مسائل را به خودشان نمی دهند. تغییر کردن امری دردناک است



موضوعات: آیا من یک هم وابسته هستم؟
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 34
[ دوشنبه 10 آبان 1395 ] [ 11:47 ] [ رز ابی ]
[ ]

اختلال کندن مو

کندن مو (Trichotillomania
این حالت یک اختلال تکانشی است که در آن فرد موهای سر ، ابرو ، مژه و سایر قسمتهای بدن خود را می کند به طوری که ناحیه ای بدون مو ایجاد می شود . رفتار تکانشی به صورتی است که فرد بر اثر یک عامل برنگیزاننده به طور ناخدآگاه به سمت رفتار خاص ( کندن مو ) سوق پیدا می کند و با انجام آن عمل از تنش فرد کاسته می شود .

نام بیماری ریشه یونانی دارد (Thrix به معنای مو ، Tillein به معنای کندن و Mania به معنای دیوانگی ) .به نظر می رسد ۱ تا ۲ درصد جمعیت به این اختلال دچار باشند به طوری که در حال حاضر۴ تا ۱۱ میلیون نفر در آمریکا به اختلال مبتلا هستند .

چه افرادی مبتلا می شوند؟
این اختلال بیشتر، افراد در سنین قبل یا اوایل نوجوانی را گرفتار می کند . ولی می تواند بچه های یک ساله و سلمندان هفتاد ساله را نیر دچار کند . در مطالعات حدود ۹۰ درصد مبتلایان را خانمها تشکیل می دهند ولی به نظر می رسد مردان بخاطر عدم مراجعه برای درمان در مطالعات حضور نداشته اند .

یک بیماری روانی است که درآن فرد به طور عادتی موهای خود را می کند. این بیماری در پسربچه‌ها شایعتر از دختر بچه‌ها است، حال آنکه در افراد بالغ خانمها بیش از آقایان مبتلا می‌شوند. حداکثر شیوع در دختر خانمهای نوجوان ۱۲ تا ۱۷ سال است. عادت کندن مو به طور تدریجی و ناآگاهانه دربیمار شروع می‌شودو ممکن است تا جایی که منجر به کندن تمام موهای سر شود ادامه یابد.این بیماران غالبا” کندن مو را انکار نمی‌کنند ولی قادر به کنترل عمل خود نیستند. درمعاینه‌ی موهای قطع شده به فواصل متفاوتی از پوست سر دیده می‌شود و پوست سراز سلامت کامل برخوردار است. حاشیه‌‌ی موها معمولا” دست نخورده است و در مرکز به شکل کاسه‌یی موها قطع‌شده‌اند. این بیماران باید تحت درمان‌های روان‌پزشکی قرارگیرند.

فرد گرفتار بیشتر موی چه مناطقی را می کند؟
اگرچه علایم از نظر شدت ، مکان کندن مو و پاسخ به درمان در افراد متفاوت می باشد ولی اکثر بیماران موی سر خود را می کنند به طوری که در طی مدت زمان طولانی ناحیه ای بدون مو ایجاد می شود ( این ناحیه بدون مو می تواند ابرو ، موی ناحیه تناسلی یا زیر بغل باشد ) . در برخی افراد این عمل کم بوده و اختلالی در کارکرد فرد ایجاد نمی کند ولی در بعضی موارد بسیار شدید بوده و کارکرد فرد را مختل می کند.

 

عامل ایجاد این حالت چیست؟

دانشمندان دانشگاه «دوک» انگلیس، ژن عامل ایجاد یک ناراحتى عصبى که افراد را به کندن موهاى خود مجبور می‌کند، کشف کردند.

این ژن موجب ناراحتى عصبى موسوم به «تریکوتیلومانیا (Trichotillomania) ‬» در افراد می‌شود و افراد مبتلا به این بیمارى موهاى خود را با زور می‌کنند.

این ناراحتى با نشانه‌هاى دیگرى از قبیل هیجان، افسردگى و اختلال وسواس اجبارى یا سندروم «تورت 
(Tourette)‬» همراه است.

افراد مبتلا به این ناراحتى موهاى خود را از دست می‌دهند و قسمتهایى از سر آنان طاس می‌شود، اما این افراد اغلب عادت خود را پنهان می‌کنند.

با مشخص شدن منشاء ژنتیکى این بیمارى پزشکان بهتر قادر به درمان آن خواهند بود.

پژوهشگران دراین تحقیق، ژن موسوم به «SLITKR١» ‬را که پیش از این با سندروم تورت مرتبط دانسته شده بود، مورد مطالعه بیشترى قرار دادند.

آنان دریافتند که دو نمونه جهش یافته این ژن در بیماران مبتلا به تریکوتیلومانیا متدوال‌تر است.

هرچند درصد کمى از بیماران مبتلا به این ناراحتى داراى این ژنها بوده‌اند، اما دانشمندان معتقدند که این کشف بزرگى است زیرا ناراحتى مزبور می‌تواند ریشه بیولوژیک داشته باشد.

 

یافته علمى پژوهشگران دانشگاه «دوک» در نشریه «روانپزشکى مولکولى (Molecular Psychiatry)‬» به چاپ رسیده است.
طی دهه گذشته تحقیقات بسیار وسیعی برای درمان این اختلال انجام شده است ولی تا به حال درمانی که برای تمامی مبتلایان کارساز باشد پیدا نشده است . برخی از درمانهایی که انجام می شود به شرح زیر می باشد :

زمان شروع علائم و ارتباط با بیماریهای دیگر:

استرس‌های‌ روانی‌ در شروع‌ تریکوتیلومانیا نقش‌ دارند. بیماری‌ افسردگی‌ با تریکوتیلومانیا ارتباط‌ زیادی‌ دارد و بسیاری‌ از افراد دچار این‌ حالت‌ از افسردگی‌ رنج‌ می‌برند.

در رابطه باتریکوتیلومانیا  طبقه بندی درستی از طرف روانپزشکان انجام نشده.. اما بعضی روانپزشکان آن را بصورت یک اختلال وسواسی-جبری  در بالغین طبقه بندی میکنند. همچنین بالا بودن شیوع در بالغین مبتلا به اضطراب و اختلالات خلقی ثابت شده است.

شکایات ممکن است در ابتدا در طی دوره های غیر فعال در کلاس درس, در خین تماشای تلویزیون, یا در بستر هنگاهی که هنوز  به خواب نرفته است بروز کنند. والدین به ندرت این رفتار را می بینند. در بسیاری از کودکان تریکوتیلومانیا با بستری شدن در بیمارستان با مداخلات طبی, مشکلات خانه یا مشکلات مدرسه شروع میشود. مواردی نیز با حسادت شدید بین خواهر و برادر ها, یک رابطه مختل بین والدین و کودک, و عقب ماندگی ذهنی, رخ میدهند. در تریکوتیلومانیاهائی که در سنین بلوغ یابزرگسالی شروع میشود, میزان بروز و همراه بودن با بیماری روانی وسواس واضح و شدید بیشتر است.
درمان رفتاری شناختی :

در نوع این درمان عاملی که باعث ایجاد رفتار کندن مو می شود را پیدا کرده و به فرد آموزش می دهند که رفتاری جایگزین را در هنگام ایجاد آن عامل انجام دهد . این درمان می بایست توسط فرد متخصص انجام شود تا بهترین بهره را بدهد . بسیاری از افراد با تغییرات ساده مثل بانداژ کردن انگشتان یا یادداشت موارد کندن مو و یا تغییر مکانی که باعث ایجاد این رفتار می شود ، بهبود می یابند.
درمان دارویی :
داروهای بسیاری در درمان این اختلال به کار گرفته شده است که بیشترین آنها متعلق به دسته دارویی مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) می باشد . معروفترین دارو در این دسته فلوکستین یا پروزاک (Prozac) است . برخی بیماران با استفاده از این دارو به کلی کندن مو را کنار گذاشته اند و برخی نیز به کلی آن را بی اثر دانسته اند. به هر روی دارو درمانی نیز می بایست تحت نظر مستقیم متخصص انجام گیرد .
 

 

بحث دارویی:
بسیاری از بیماران از نظر روانشناسی وضعیت ثابت و پایداری دارند. و تنها نیازمند این هستند که مشکل آنها توسط یک پزشک فهمیده یا والدین مورد بحث قرار گیرد. بسیاری از این موارد به طور خود بخود بهبود می یابند. به والدین معمولا توصیه میشه که توجه کودک را در زمان کشیدن مو منحرف کنند و این مشکل را قبول کرده و پشتیبان باشند. و نقش قضاوت کننده و تنبیه کننده نداشته باشند. بیماران با درگیری وسیع یا آنهائی که در این عادت باقی بمانند باید از نظر روانپزشکی ارزیابی شوند. تاثیر نسبی و فواید طولانی مدت درمانهای داروئی و رفتاری ثابت نشده است. به نظر می رسد که کلومیپرامین clomipramine در درمان کوتاه مدت تریکوتیلومانیا موثر باشد… اما در یک بررسی بعضی بیماران پس از سه ماه پی گیری در حالی که هنوز دارو را با سطح موثر قبلی در یافت میکرده اند دچار عود شدند. بیمارانی که بوسیله فلوکسیتین floxitine یا همان prozac در یک تجربه ۱۶ هفته آزاد درمان شدند بطور چشمگیری بهبودی داشتند.

سایر درمانها نظیر ایجاد گروهای پشتیبان ، تغییر رژیم غذایی ، هیپنوتیزم و تغییر مکان نیز موثر بوده است



موضوعات: اختلال کندن مو
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 24
[ دوشنبه 10 آبان 1395 ] [ 11:46 ] [ رز ابی ]
[ ]

مراقبت‌های پایان زندگی، مرگ، مردن، و داغدیدگی

سوگ (autonomy)، سوگواری (mourning) و داغ‌دیدگی
واژه‌های عموماً مترادفی برای توصیف سندرمی هستند که در اثر از بین رفتن یک عزیز و محبوب به‌وجود می‌آید. تلاش‌های به‌عمل آمده برای مشخص کردن مراحل سوگ در جدول سوگ و داغدیدگی نمایش داده شده‌اند. خصوصیات داغدیدگی در والدین و بچه‌ها در جدول داغ‌دیدگی در والدین و کودکان نمایش داده شده‌اند.
 
سوگ ممکن است به عللی غیر از مرگ یک عزیز نیز اتفاق بیفتد:
 
۱. از دست دادن عزیز در اثر جدا شدن، طلاق یا زندانی شدن؛
 
۲. از دست دادن یک اُبژه (object) یا موقعیت دارای ارزش هیجانی (مثلاً دارائی ارزشمند، یا شغل یا موقعیت مهم)؛
 
۳. از دست دادن یک ابژه محبوب که درباره آن خیالپردازی شده است (مثلاً مرگ یک چنین داخل رحم، تولد یک نوزاد ناقص)؛
 
۴. فقدان ناشی از آسیب نارسیسیتی (narcissistic injury) (برای مثال قطع عضو، برداشتن پستان).
 
سوگ با افسردگی تفاوت‌هائی دارد که در جدول سوگ در مقایسه با افسردگی توصیف شده‌اند. عوامل خطر یک اپیزود افسردگی ماژور پس از مرگ همسر در جدول عوامل خطر برای اپیزود افسردگی ماژور پس از مرگ همسر نمایش داده شده‌اند. عوارض داغ‌دیدگی در جدول عوارض داغ‌دیدگی فهرست شده‌اند.
 
- عوامل خطر برای اپیزود افسردگی ماژور پس از مرگ همسر:
  سابقه افسردگی، اختلال افسردگی ماژور، اختلال دیستایمیک، اختلال شخصیتی افسرده، اختلال دوقطبی
  کمتر از ۳۰ سال سن
  سلامت عمومی ضعیف
  سیستم حمایت اجتماعی ضعیف
  بی‌کاری
  تطابق ضعیف با فقدان
 
- عوارض داغ‌دیدگی:
  - اختلال در مرحله سوگ:
    فقدان یا تأخیر در سوگ
سوگ اغراق‌آمیز
سوگ طولانی
  - افزایش حساسیت به عوارض جانبی:
    عوارض طبی عمومی
مرگ و میر
  - اختلالات روانپزشکی:
    اختلالات اضطرابی
اختلالات مصرف مواد
اختلالات افسردگی
 
  جدول سوگ و داغ‌دیدگی
  مرحله     جان بالبی     سی‌.ام‌.پارکس
 
  ۱     بهت یا اعتراض: با دیسترس، ترس و خشم مشخص می‌شود. شوک ممکن است چند لحظه، روزها یا ماه‌ها طول بکشد.     هول (alarm): یک وضعیت استرس‌زا که با تغییرات فیزیولوژیک (برای مثال افزایش فشار خون و ضربان قلب) مشخص می‌شود؛ مشابه مرحله اول بالبی.
 
  ۲     حسرت خوردن و جستجو برای از دست‌رفته: دنیا پوچ و بی‌معنی به‌نظر می‌رسد، ولی اعتمادبه‌نفس دست‌نخورده می‌ماند. با اشتغال ذهنی با فرد از دست‌رفته، بی‌قراری فیزیکی، زاری کردن و خشم مشخص می‌شود. ممکن است چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد.  بهت: فرد به‌طور سطحی از فقدان متأثر به‌نظر می‌رسد، اما در حقیقت خود را از دسترس حاد حفظ می‌کند.
 
  ۳     آشفتگی و ناامیدی: بی‌قراری و بی‌هدفی. افزایش در اشتغال ذهنی جسمی، گوشه‌گیری، درون‌گرائی و تحریک‌پذیری. از نو زنده شدن مکرر خاطرات.     دلتنگ شدن (جستجو): فرد به دنبال فرد از دست‌رفته می‌گردد و به یاد او می‌افتد. مشابه مرحله دوم بالبی
 
  ۴     سازمان‌یابی مجدد: با برقرار شدن الگوها، اشیاء و خوی‌های جدید، سوگ فروکش‌ می‌کند و توسط خاطرات به یاد ماندنی جایگزین می‌گردد. همانندسازی سالمی با متوفی برقرار می‌شود.  افسردگی: بیمار درباره آینده احساس ناامیدی می‌کند، نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد، و از خانواده و دوستانش کناره می‌گیرد.
 
  ۵           بهبود و سازمان‌یابی مجدد: فرد درمی‌یابد که زندگی او با انطباق‌های جدید و خوبی‌ها و انسان‌های خوب دیگر ادامه خواهد یافت.
 
  جدول داغ‌دیدگی در والدین و کودکان
  از دست دادن یک والد     از دست دادن یک فرزند
 
  مرحله اعتراض. کودک تمایل شدیدی نسبت به والد فوت‌شده خود دارد.     ممکن است تجربه‌ای دردناک‌تر از مرگ یک بزرگسال باشد.
 
  مرحله ناامیدی. کودک دچار ناامیدی، گوشه‌گیری و بی‌تفاوتی می‌شود.     احساس گناه و درماندگی ممکن است بسیار شدید باشد.
 
  مرحله جدا شدن. کودک علاقه هیجانی به والد خود را رها می‌کند.     مراحل شوک، انکار، خشم، معامله، و پذیرش اتفاق می‌افتند.
 
  کودک ممکن است نیاز به والد ار به یک یا چند فرد بزرگسال دیگر منتقل کند.     تظاهرات سوگ ممکن است در تمام طول زندگی ادامه یابند.
 
        تا ۵۰% ازدواج‌هائی که در آن یک کودک می‌میرد، به طلاق منجر می‌شوند.
 
  جدول سوگ در مقایسه با افسردگی
  سوگ     افسردگی
 
  همانندسازی طبیعی با متوفی. دوسوگرائی کم نسبت به متوفی     همانندسازی غیرطبیعی بیش از حد با متوفی. دوسوگرائی زیاد و خشم ناخودآگاه نسبت به متوفی
 
  گریه کردن، کاهش وزن، کاهش میل جنسی، گوشه‌گیری، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش توجه و تمرکز     گریه کردن، کاهش وزن، کاهش میل‌ جنسی، گوشه‌گیری، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش توجه و تمرکز
 
  میل به خودکشی نادر است.     میل به خودکشی شایع است.
 
  سرزنش خود درباره رفتاری که با متوفی انجام شده است.     سرزنش خود کلی است. فرد فکر می‌کند کلاً بد یا بی‌ارزش است.
 
  احساس کلی بی‌ارزشی وجود ندارد. هم‌حسی و هم‌دردی را برمی‌انگیزد.     معمولاً باعث دلخوری یا آزردگی در ارتباط‌های بین‌فردی می‌شود.
 
  علایم با گذشت زمان کاهش می‌یابند. خودمحدود هستند.     علایم کاهش نمی‌یابند و ممکن است بدتر شوند.
 
  معمولاً در عرض ۶ ماه تا یک سال از بین می‌روند.     پس از سال‌ها ممکن است هنوز وجود داشته باشد.
 
  نسبت به بیماری جسمی آسیب‌پذیر است.     نسبت به بیماری جسمی آسیب‌پذیر است.
 
  به اطمینان‌بخشی و تماس‌های اجتماعی پاسخ می‌دهد.     به اطمینان‌بخشی پاسخ نمی‌دهد و تماس‌های اجتماعی را طرد می‌کند.
 
  داروی ضدافسردگی به آن کمک نمی‌کند.     داروی ضدافسردگی به آن کمک می‌کند.
 
  بایدها و نبایدها در برخورد با سوگ و درمان آن
- برون‌ریزی احساسات را تشویق کنید. به بیمار اجازه بدهید درباره عزیزان و افراد محبوب خود صحبت کند. یادآوری خاطرات خوب می‌تواند مفید باشد.
 
- به فرد سوگوار نگوئید گریه نکند یا خشمگین نشود.
 
- سعی کنید گروه کوچکی از افرادی که فرد متوفی را می‌شناخته‌اند، گرد آورید تا در حضور فرد سوگوار درباره او صحبت کنند.
 
- به‌طور معمول داروی ضداضطراب یا ضدافسردگی تجویز نکنید. در صورتی‌که بیمار به‌طور حاد آژیته شود، بهتر است که از راه کلام به وی آرامش داده شود، نه از راه قرص. البته، دوز کمی از دارو (۵ میلی‌گرم دیازپام) در کوتاه‌مدت ممکن است کمک‌کننده باشد.
 
- توجه کنید که ویزیت‌های متعدد کوتاه بهتر از ویزیت‌های کم و طولانی می‌باشند.
 
- نسبت به وقوع واکنش سوگ تأخیری آگاه باشید، که مدتی پس از مرگ اتفاق می‌افتد و ممکن است با تغییرات رفتاری، آژیتاسیون، بی‌ثباتی خلق و سوءمصرف مواد مشخص شود. چنین واکنش‌هائی ممکن است نزدیک سالگرد فوت اتفاق افتد (واکنش سالگرد).
 
- توجه داشته باشید که یک 'واکنش سوگ انتظار' قبل از از دست دادن فرد به‌وجود می‌آید و می‌تواند در زمان واقعی از دست دادن، واکنش سوگ حاد را کاهش دهد. این مسئله اگر قبل از وقوع تشخیص داده شود، می‌تواند فرآیند مفیدی باشد.
 
- آگاه باشید، فردی که برای عضوی از خانواده که در اثر خودکشی فوت کرده است سوگواری می‌کند، ممکن است مایل نباشد درباره احساساتش در مورد بدنام شدن صحبت کند.


موضوعات: مراقبت‌های پایان زندگی، مرگ، مردن، و داغدیدگی
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 42
[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 12:27 ] [ رز ابی ]
[ ]

مقیاس عصبیت یا روان نژندگرایی میزان سازگاری،

مقیاس عصبیت (Neuroticism) یا روان نژندگرایی میزان سازگاری، ناسازگاری و ثبات عاطفی را می سنجد (نمره بالاتر از 55 در حد نامطلوب و یا در حد خیلی نامطلوب است)و شامل:

  1. اضطراب: افراد مضطرب نگران و یا مستعد نگرانی، ترسیده، عصبی، پرتنش و وحشت زده هستند.
  2. پرخاشگری: گرایش فرد به تجربه های خشم و حالت های وابسته به آن همچون احساس درماندگی و ناکامی.
  3. افسردگی: این افراد ناامید بوده و تنهایی را اغلب با غم و اندوه تجربه میکنند.
  4. کمرویی: هیجان شرم و دستپاچگی هسته اصلی این صفت میباشد. افرادکمرو درمیان دیگران ناراحت، حساس به ریشخند دیگران و مستعد احساس حقارت هستند، کمرویی شبیه شرم و اضطراب اجتماعی است.
  5. تکانشوری: عدم توانایی کنترل امیال و هوس ها
  6. آسیب پذیری از استرس: آسیب پذیری نسبت به استرس ( به معنی فشار روانی ناشی از مشکلات روزمره که توانایی فرد را مختل میکند).

3- وجدانی بودن

وجدانی بودن: فرد با وجدان دارای هدف و خواست های قوی و از پیش تعیین شده است (نمره بالاتر از 55 در حد مطلوب و یا در حد خیلی مطلوب است) برخی این شاخص را تمایل به موفقیت نامیده اند و شامل:

  1. شایستگی: شایستگی به احساس فرد نسبت به توانایی ها، عقل، تدبیر و تأثیر بر محیط باز میگردد.
  2. نظم وترتیب: افرادی مرتب، آراسته و با نظم و ترتیب هستند ( البته اگر فردی در محدوده خیلی نامطلوب باشد این امکان که او دارای اختلال شخصیت وسواسی باشد نیز وجود دارد).
  3. وظیفه شناسی: این افراد با نظارت وجدانشان به انجام اعمال فردی می پردازند.
  4. تلاش برای موفقیت: این افراد سالم و پر تلاش بوده و اکثراً دارای اهداف مشخصی می باشند.
  5. خویشتنداری (نظم وترتیب ): این افراد کاری را که آغاز کرده اند حتی با وجود تحمل سختی و مشکلات به سرانجام می رسانند.
  6. محتاط دریهای: گرایش به تفکر دقیق قبل از عمل و سپس نبود انعطاف پذیری در برنامه است.

4- توافق

توافق: شاخص توافق بر گرایشات ارتباط بین فردی است و این شاخص به سمت جنبه های مثبت اجتماعی و سلامت روانی بیشتر سوق دارد (نمره بالاتر از 55 در حد مطلوب و یا در حد خیلی مطلوب است). در حد خیلی نامطلوب اختلالات شخصیت خودشیفتگی، ضداجتماعی و پارانوئید همراه است و شامل:

  1. اعتماد: این افراد به دیگران اعتماد کرده و دیگران نیز می توانند به آنها اعتماد کنند.
  2. رک گویی: افراد با سادگی و صداقت
  3. نوع دوستی: دوستدار دیگران و امدادگر بودن
  4. همراهی: با واکنش های فرد به تعارض های بین فردی ارتباط دارد.
  5. تواضع: این افراد منافع خود را نادیده می گیرند( البته اگر فردی در محدوده خیلی نامطلوب باشد این امکان که او دارای اختلال شخصیت خودشیفته بیمارگونه نیز است، وجود دارد ).
  6. درک دیگران: این مقیاس وجوه همدلی و توجه به دیگران را اندازه می گیرد. ( در محدودة مطلوب افراد واقع بین، دارای ترجیحات منطقی براساس واقعیت ها و در محدوده نامطلوب این امکان که او دارای اختلال شخصیت وابسته بیمارگونه نیز باشد وجود دارد ).

5- بازبودن (انعطاف پذیری)

بازبودن (انعطاف پذیری): نمره بالای این مقیاس انعطاف پذیری بیشتر را نشان میدهد. بازبودن به جنبه ها و محدوده های تجربی که فرد در برابر آنها انعطاف پذیر است اختصاص داده شده است (نمره بالاتر از 55 در حد انعطاف پذیر و یا در حد خیلی انعطاف پذیر است و شامل:

  1. تخیل: تصورات روشن و زندگی تخیلی فعال، خلاقیت و عمق دادن به تخیل
  2. زیبا شناسی: افرادی که به هنر و زیبابی توجه میکنند.
  3. عواطف: فرد دارای قدرت خوبی برای درک عواطف و هیجانات شخصی است و دیدگاه مثبت نسبت به هیجانات دارد.
  4. فعالیت ( کنش ها): علاقمند به فعالیتهای مختلف مانند رفتن به محل های جدید و خوردن غذاهای غیر معمول
  5. نظرات: مشتاق و علاقمند به داشتن ذهنی باز و درک جنبه های نوین
  6. ارزشها: باز بودن در ارزشها یعنی آمادگی برای شنیدن و دیدن ارزشهایی غیر از ارزشهای خود شخص و امتحان مجدد ارزشهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی.

6- برون گرایی/ دورن گرایی

برون گرایی/ دورن گرایی: نمره بالای این مقیاس را افراد برون گرا و نمره پایین این مقیاس را افراد درون گرا تشکیل میدهند.

1-6- برون گرایی

برون گرایی: برون گراها افرادی اجتماعی، دوستدار دیگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژی، خوشبین، دوستدار هیجان و تحریک و امیدوار به موقعیت هایشان و آینده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند. این افراد علاقمند به تحقیق و پژوهش می باشند».

2-6- درون گرایی

درون گرایی: درون گراها افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، یکنواخت و متعادل، کمرو و دوستدار تنهایی هستند.

  1. صمیمیت (گرمی ): بیشترین ارتباط باکیفیت را در رابطه بین فردی دارند.
  2. معاشرتی بودن: این افراد از بودن در جمع لذت می بردند و احساس شادمانی میکنند.
  3. ابراز وجود: این افراد قادر هستند تواناییهای خود را باجرأت بیان نمایند.
  4. فعال بودن: این افراد از فعالیت لذت می برند.
  5. هیجان خواهی: این افراد هیجان های بالا و تحریک پذیری را تجربه میکنند.
  6. هیجان های مثبت: هیجان های مثبت: این افراد تمایل به تجربه هیجان های مثبت مانند شادی، لذت، عشق و ... دارند.


موضوعات: مقیاس عصبیت یا روان نژندگرایی میزان سازگاری،
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 41
[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 12:25 ] [ رز ابی ]
[ ]

خداحافظ، نا امیدی


بشر از دیرباز به شناخت خویشتن علاقه‌ای وافر ابراز می‌داشته و در این راهسخت تلاش و کوشش و اهتمام می‌ورزیده و بر همین اساس و میل درونی برایشناخت خویشتن است که حالات سلامت و بیماری برای وی از اهمیتی درخور وشایسته برخوردار شده است. افسردگی یکی از نخستین اختلال‌های روانی است کهپزشکان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترین حالت افسردگی احساس دلتنگی ودل‌گرفتگی و یا قرار داشتن در حالت خلقی بد است. این احساس‌ها معمولاکوتاه بوده و تاثیرات کم و جزئی بر روی فعالیت‌های معمول روزانه دارند. درسطح بعدی افسردگی نشانه‌ها شدت یافته و برای دوره‌ای طولانی‌تر تداوممی‌یابد.فعالیت‌های روزمره ممکن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادربه مقابله با آنهاست. به هر حال در این حالت احساس ناامیدی شاید آن‌قدرشدید شود که خودکشی به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. کسی که افسردگی راتجربه می‌کند ممکن است نوسانات شدیدی را در خلق تجربه کرده و یا حتی آرزویکناره‌گیری کامل از فعالیت‌های معمول روزانه و دنیای بیرون را داشته باشد.

عوامل موثر در بروز افسردگی
بروز افسردگی در فرد دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد، از جمله حوادثمختلفی که در دوران زندگی پیش آمده، رفتار دیگر اعضای خانواده نسبت به او،تغییر محل، محل زندگی و یا شکست و ناکامی‌های زندگی را می‌توان نام برد. کسانی که در کودکی از حضور در اجتماع و فعالیت‌های گروهی و اجتماعی محرومبوده‌اند و بیشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آینده بیشتر در معرضابتلای به این بیماری قرار می‌گیرند.


اتفاقات زندگی:
بسیار عادی است که در زمان روبه‌رو شدن با یک فاجعه غم‌انگیز مانند داغ‌دیدگی و یا از دست دادن شغل افسرده شویم.


شرایط و موقعیت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستی نداشته باشیم، تحت فشار روانی باشیم، نگرانیداشته و یا از نظر جسمی افت کرده باشیم، احتمال بیشتری می‌رود که افسردهشویم.


بیماری جسمی:‌
افسردگی بیشتر زمانی که از بیماری جسمی رنج می‌بریم به سراغ ما می‌آید.


شخصیت : ‌
هر فردی احتمال دارد افسرده شود اما برخی از افراد احتمال بیشتری برای افسرده شدن دارند.


جنسیت:
‌زنان بیشتر از مردان افسرده می‌شوند شاید به این دلیل که مردان کمتراجازه می‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش می‌گذارند
.
لذت بردن از زندگی و علاقمند شدن به انجام کارهای روزمره برای این عدهدشوار می‌شود. کارهای لذت‌بخش معمولی مانند خواندن روزنامه و یا تماشایتلویزیون دشوار و تحمل‌ناپذیر می‌شود. وقتی افسردگی به شدیدترین سطح خودمی‌رسد ممکن است توانایی واکنش هیجانی را از دست بدهد و به آنجا برسد کهاحساس خوب و بد چندان تفاوتی برایش نکند و ممکن است با آرزوی مرگ واقعااقدام به خودکشی کند.
لبخند بزنید و تظاهر کنید که خوشحال هستید. راست بایستید و قامت خمیده وافسرده‌وار به خود نگیرید. تحقیقات نشان می‌دهند که شکل‌ چهره واقعامی‌تواند نوع احساس انسان را تغییر دهد. وانمود کردن به تجربه یک حالتعاطفی، واقعا آن حالت را در شما ایجاد می‌کند.


درمان افسردگی
باید توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل یکباردرجاتی از این بیماری را تجربه می‌کنند اما آنچه به طور اساسی به درماننیاز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههایموثر فراوانی برای درمان افسردگی وجود دارد که در این رابطه می‌توان بهموارد زیر اشاره کرد:
ـ چرخه خواب وبیداری خود را تنظیم کنید. در طول روز چرت نزنید تا تنظیم برنامه آسان‌تر شود.
ـ بیشتر کار کنید چون اعتمادبه‌نفس شما را زیاد می‌کند اما اگر در آن واحدمثلا در ۳ جا کار می‌کنید حتما آن را کم کنید چون تنش روانی را زیادمی‌کند.
ـ قهوه کمتر بخورید یک فنجان قهوه شیرین ممکن است افسردگی را دو برابر کند.
ـ ورزش کنید. برایتان بسیار خوب است به طور منظم به ورزشی که برایتان مناسب است بپردازید.
ـ تلویزیون کمتر تماشا کنید. تماشای تلویزیون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگی را تشدید می‌کند.
ـ اگر سیگار می‌کشید بدانید که سیگار باعث تشدید افسردگی می‌شود آن را ترککنید، اگر نمی‌توانید حتما کمک بگیرید (پزشک و...) ترک سیگار به درمانافسردگی کمک زیادی می‌کند.
ـ کتاب‌های مناسب درباره افسردگی و راههای مبارزه با آن را بخوانید.
ـ از عطرهای مناسب استفاده کنید برخی عطرها مانند گل یاس عملا تحرک فرد افسرده را بالا می‌برد.
ـ مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدفشار خون، ضدآلرژی و... افسردگی راتشدید می‌کند. پرکاری یا کم‌کاری غدد مانند تیروئید نیز می‌تواند باعثبروز افسردگی شود. از پزشک خود کمک بخواهید.
ـ نواختن موسیقی مناسب در بهبود افسردگی موثر است. یک روانپزشک نواختنموسیقی را شیوه‌ای جهت تخلیه احساسات و هیجانات منفی و همچنین خاطراتناخوشایند می‌داند.
ـ یکی دیگر از راههای کاهش افسردگی استفاده از نور طبیعی است. نور به بهترشدن کارکرد بدن کمک می‌کند بنابراین به محض بیدار شدن، پرده‌ها را کناربزنید تا نور بیشتری به درون اتاق بتابد. از آن بهتر این است که هرچهسریع‌تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشید قرار بگیرید.
ـ با کسی که دوستش دارید در مورد موضوعی لذت‌بخش صحبت کنید. یکی ازسریع‌ترین راهها برای مبارزه با افسردگی ایجاد ارتباط با دیگران (افرادیکه به آنان علاقه‌مند هستید) است از آنان دوری نکنید.
ـ بسیار مهم است که بر فعالیت‌های اجتماعی خود بیفزایید.
ـ هرگاه احساس تنش می‌کنید از روش‌های خود آرام‌بخشی استفاده کنید. نفس عمیق و پرداختن به امور تفریحی می‌تواند کمک‌کننده باشد
.
ـ لبخند بزنید و تظاهر کنید که خوشحال هستید. راست بایستید و قامت خمیده وافسرده‌وار به خود نگیرید. تحقیقات نشان می‌دهند که شکل‌ چهره واقعامی‌تواند نوع احساس انسان را تغییر دهد. وانمود کردن به تجربه یک حالتعاطفی، واقعا آن حالت را در شما ایجاد می‌کند.
ـ نسبت به یادگیری یک زبان خارجی اقدام کنید. تجربه نشان می‌دهد تلاش برایفراگیری زبانی غیر از زبان مادری میزان اعتماد به‌نفس افراد را به شدتافزایش داده و در آنها ایجاد روحیه‌ای پرنشاط می‌نماید. امتحان کنید.
ـ علاوه بر به کار بستن موارد فوق عملی‌ترین و مهمترین راه درمان، استفادهاز داروهای ضدافسردگی است که انواع مختلف دارند. هر بیمار ممکن است به یکیا چند نوع داروی خاص پاسخ مناسبی بدهد. به هر حال اکثریت قریب به اتفاقبیماران به یک مورد درمان دارویی همراه با بهره‌گیری از خدمات مشاوره وروان ‌درمانی پاسخ خواهند داد.



موضوعات: خداحافظ، نا امیدی
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 42
[ يکشنبه 2 آبان 1395 ] [ 12:44 ] [ رز ابی ]
[ ]

احساس حقارت منجر به بازگشت افسردگی شدید می‌شود

یک پژوهش جدید کانادایی نشان می‌دهد؛ خطر بروز یا برگشت پذیری افسردگی دردانش آموزانی که احساس حقارت و کوچکی می‌کنند، بیشتر است.
میریام مونگراین از دانشگاه یورک که سرپرستی این پژوهش را برعهده دارد،می‌گوید: دانش آموزانی که به طور غیرداوطلبانه زیر دست و مطیع دیگرانهستند بیشتر دوره‌های برگشت پذیری افسردگی شدید را تجربه می‌کنند.

مطیع بودن و فرمانبرداری غیرداوطلبانه و اجباری باعث می‌شود این کودکان درآینده به لحاظ وضعیت اجتماعی در سطح پایینی قرار بگیرند، مقایسه‌هایاجتماعی غیرمنصفانه و نامطلوب انجام دهند و برای فرار از شرایط منفی احساسناتوانی کنند.

در این مطالعات، پژوهشگران 146 دانش آموز را مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده و با آنها مصاحبه‌هایی انجام دادند.

پس از 16 ماه پژوهش آنها دریافتند؛ دانش آموزانی که فرمانبردار اجباریهستند در طول این دوره بیشتر دچار برگشت پذیری افسردگی حاد شدند.

نتایج حاصل از این بررسی در واقع از یک تئوری تکاملی افسردگی حمایت می‌کندکه بر اساس آن افراد افسرده احساس می‌کنند هیچ راه گریزی از احساسات منفییا شرایط منفی ندارند و در نتیجه برای سازگاری با شرایط و پرهیز ازآسیب‌های احساسی بیشتر تصمیم به عقب نشینی می‌گیرند.

این پژوهشگران می‌گویند؛ نتایج مطالعات فوق را می‌تـوان به تمام گروه‌های سنی به طور کلی تعمیم داد.



موضوعات: احساس حقارت منجر به بازگشت افسردگی شدید می‌شود
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 20
[ يکشنبه 2 آبان 1395 ] [ 12:43 ] [ رز ابی ]
[ ]

آخرين نوشته ها

نويسندگان

آرشيو

نظرسنجی

<-PollName-> <-PollItems->

خبرنامه

<-MailForm->

آمار

آنلاین : <-Online->
بازدید امروز : <-Today->
بازدید دیروز : <-Yesterday->
بازدید هفته گذشته : <-Week->
بازدید ماه گذشته : <-Month->
بازدید سال گذشته : <-Year->
کل بازدید : <-All->
<-GoogleRankGraphic->
<-PostContent->
برچسب‌ها: <-PostTags->
نوشته شده در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> توسط : <-PostAuthor-> | دسته : <-PostCategory-> | <-PostHit-> بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • PAGES
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | خوشنویسی با خودکار | تور کيش | تور نوروز 96 | خريد بليط هواپيما | بازار فرش کاشان | عمده فروش الجی | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | طراحی وبسایت | فروشگاه کتاب 3630 | سونوگرافی | فرش کاشان | بانک شهر | سايت صنعت ايران
    X
    تبليغات