موضوع : اعتماد بنفس | بازدید : 20 | تگ ها : اعتماد بنفس
تاريخ : دوشنبه 23 فروردين 1395 | 8:46 | نویسنده : رز ابی

میزان احترام و ارزشی که هر فرد برای خودش قایل است و میزان اعتمادی که به خود، توانایی‌ها و باورهای خود دارد اعتماد بنفس نامیده می شود.

برای تمام فعل و انفعالات فیزیولوژیک یا روانی به حداقل اعتماد بنفس نیاز داریم تا بتوانیم جهت حیات خود به این فعل و انفعالات ادامه دهیم، حتی یک نوزاد یک ساعته هم اعتماد بنفس دارد. اعتماد بنفس از نظر روان شناختی یک خصوصیت درونی است که تحت تاثیر وراثت و محیط در طول دوره رشد شکل می گیرد. اعتماد بنفس یعنی اینکه باور داریم ما آدم مستقلی هستیم و این باور طی مسیر زندگی، دشواری‌های آن را برایمان سهل و آسان می‌سازد.

بد رفتاری، کوچک شمردن دیگران و خود، احترام قایل نبودن برای خود و دیگران، مشکل در نگهداری دوست و تصمیم‌گیری در انتخاب، به آسانی تحت نفوذ دیگران قرار گرفتن، ترس از شکست، بدنبال توجه دایمی بودن، روحیه خطر کردن نداشتن، برای اشتباهات خود و دیگران را سرزنش کردن، مسئولیت‌پذیر نبودن از ویژگیهای افراد دارای اعتماد بنفس پایین می‌باشد.

افراد با اعتماد بنفس بالا  مسئولیت پذیر و واقع‌نگر هستند. با خود و دیگران در صلح و آشتی بسر می‌برند و با موقعیتهای دشوار زندگی وارد نبرد می شوند. ناراضی بودن از زندگی، قانع نبودن و حتی گاهی جنگیدن سبب کاهش اعتماد بنفس در افراد می‌شود. اعتماد بنفس در زندگی تغییر می‌کند بدین ترتیب که از بدو تولد وجود دارد و تا دهه دوم زندگی شکل می‌گیرد و در دهه سوم زندگی محکم می‌شود. در دهه چهارم تغییری نمی‌کند و طی دهه پنجم و ششم کاملاً تثبیت می‌شود و در نهایت گاهی در دوران پیری پایین خواهد آمد. اعتماد بنفس متعادل به انسان امنیت جسمانی، عاطفی و ذهنی می‌دهد. می توان گفت اعتماد بنفس در زندگی بالا و پایین می شود اما هرگز صفر نمی‌شود.

باید شش ستون استوار فراهم کرد تا بتوان بر روی آن اعتماد بنفسی مطلوب را بنا کرد:

1- خود توانی

2- خود آگاهی

3- خود بازشناسی

4- خود باوری

5- خود احترامی

6- خود بیانی

بدین منظور ابتدا به تعریفی از خود اشاره خواهیم کرد.

تعریف خود: آگاهی انسان از خویشتن خود نامیده می‌شود. جالب است که انسان توانسته به قعر دریاها نفوذ  کند و به اعماق آسمان بنگرد ولی هنوز این قدرت را نیافته که به خود بیندیشد و خود را کاملاً دریابد خود بسیار مهم است. خود مرکز شخصیت فرد می‌باشد. آن بخش از خصوصیات درونی که خیلی به ما نزدیک است و ما توسط آن می‌توانیم ارتباط با دیگران برقرار نماییم به معنایی موجودیت و جایگاه واقعی و یا آرمانی- اخلاقی ما را می‌سازد. به تعریف هر یک از ستونهای مورد نظر می‌پردازیم تا به درک کاملی از مبنای اصولی عزت نفس دست یابید. اگر هر یک از این ستونها بد شکل گرفته باشد آنگاه شخصیت فرد به درستی شکل نمی گیرد. عزت نفس همچون ستون فقرات که جسم را شکل و قوام می دهد شخصیت فرد را شکل می دهد و اگر ستون فقرات ناقصی داشته باشیم شخصیتی کج ‌و ماوج خواهیم داشت.

1- خود توانی

به توانایی‌های شخصی و ذاتی که همراه فرد در حین تولد وی می‌باشد و فرد با آن بدنیا می آید خود توانی گویند که بایست پرورش یابد. این توانایی‌ها از بدو تولد با کودک همراه هستند که ممکن است در اثر تشویق و تنبیه کاهش یا افزایش یابد. توان نوزاد در جستجوی سینه مادر برای تغذیه یک توانایی روانی است و فعالیت حرکتی وی در آغوش مادر توانایی جسمانی در وی محسوب می شود. حواس پنجگانه به ما کمک می کند تا قادر باشیم توانایی‌های خود را بکار گیریم. صحبت کردن، راه‌‌‌رفتن، غذا خوردن، سلامت جسمی و زیبایی جز توانایی‌های خدادای در فرد می تواند برشمرده شود.

پاسخ‌ دادن به احساسات، عواطف و عشق ورزیدن دیگران باعث تدام این توانایی‌ها بخصوص توانایی روانی در فرد می‌شود. توانایی‌ها پایه و اساس اعتماد بنفس در فرد هستند. خندیدن، نگاه کردن نوعی توانایی هستند. دانش در مورد توانایی‌های فردی سبب افزایش اعتماد بنفس می‌شود. ناتوانی‌های روانی اگر ذاتی نباشند ممکن است بر اساس بیماری‌های جسمی ایجاد شوند. بطور مثال کودکی که با یک نقص جسمی متولد می‌شود آماده شکل‌گیری اعتماد بنفس پایین می‌باشد اما اگر والدین بر داشته‌های کودک و واقعیت موجود تاکید کنند در کودک اعتماد بنفس مناسبی شکل خواهد گرفت.

تنبیه، سرزنش و تحقیر بهنگام اشتباهات یا خرابکاری‌های کودکان سبب کاهش اعتماد بنفس و خودتوانی در آنها می‌شود. پاسخ‌های مثبت به نوزاد همچون در آغوش گرفته شدن و بوسیدن حتی نگاه در چشم‌های نوزاد توانایی را در وی افزایش می‌دهند و موجب می‌شود روزبروز ارتباط بهتری با مادر برقرار کند و در آینده نیز بسیار اثرگذار است. برای آنکه نوزادتان با آغوش شما آشنا گردد توصیه می‌شود از هیچ عطری استفاده نکنید تا بوی طبیعی آغوش شما را احساس کند. شیوه پاسخ دادن به نوزاد بسیار مهم است. لبخند و نگاه مادر برای نوزاد تازه متولد شده مشوق‌های بسیار قوی به حساب می آید. ابراز توانایی‌های کودکان به آنها و آشناسازی آنها با توانایی‌هاشان سبب شکل‌گیری خودتوانی مطلوبی در کودک می‌شود که اولین سنگ بنای عزت نفس است. بطور مثال در برابر کودک 2 ساله‌ای که اصرار به برداشتن وسیله سنگین دارد به جای استفاده از واژه تو نمی‌توانی، می‌توانیم ابزار سبک تری را به وی دهیم و بگوییم تو این وسیله را خیلی خوب می آوری.

2- خود آگاهی

خودآگاهی از همان لحظه که کودک خود را درک می‌کند و یا از بودن خود آگاه می شود، شکل می گیرد. این دوران نیز مرحله مهمی در رشد روانی کودک می‌باشد. وی به تفاوت خود با دیگران و اشیای اطراف پی‌ می‌برد. اگر کودک با توانایی‌های خود آشنا شود و دریابد که توانایی‌های مختلف دارد زندگی خوب و مطلوبی را در آینده خواهد داشت چراکه از خود آگاهی مناسبی را کسب کرده است و بالعکس اگر در این دوران ناتوانی‌هایش به رخ وی کشیده شود عزت نفس در وی کاهش می‌یابد و این تنها در اثر شیوه تربیتی والدین شکل می‌گیرد. کودک باهوش تلاش می‌کند دست به کارهایی بزند که والدین وی را تشویق کنند، اگر تشویق صورت بگیرد عزت نفس بالا رفته و بالعکی اگر کودک با تنبیه روبرو شود عزت نفس در وی پایین خواهد آمد. نوزاد در چند ماهگی خودآگاه شدن را میاموزد. پاسخهای مثبت والدین و اطرافیان خودآگاهی را در وی تقویت میکند. اگر به کودک آکوزش ندهند که چگونه زندگی کنند، مهارتهای استفاده از توانایی خود را پیدا نمی‌کنند. یک آدم 25 ساله بایست حداقل بتواند نسبت به هشت ویژگی شخصیتی خود آشنا باشد. نوزاد خیلی زود به این درک میرسد که چه کارهایی بکند تا به رابطه معنادار برسد و تشویق شود و پاداش بگیرد. اگر این کار را بکند پاداش دریافت کند و اگر اخم دریافت کند برایش یک تنبیه به حساب میاید. این مرحله دوران مهمی در رشد کودکان است. پاسخ بی‌موقع و نادرست یا نامناسب به رفتار کودک وی را دچار سردرگمی و شناخت نادرست از خود میکند.

خودآگاهی یعنی شناخت خود و پی بردن به ارزشهای  خود و باور به اینکه من کسی هستم. خودآگاهی روزبروز رشد میکند. میتوان گفت که فرد در چهل یا پنجاه سالگی از خودآگاهی بالایی برخوردار است. بایست در بزرگسالی بدانیم که دیگران در مورد ما چه نظری دارند ، چه نقاط قوت و یا نقاط ضعفی داریم. مغز انسان با تشویق کار میکند.توجه و تشویق نکردن کودک و پاسخ ندادن به عملی که برای ایجاد ارتباط صورت میگیرد، مانع از ایجاد خودآگاهی در فرد می‌شود. توانایی و ناتوانایی‌های فرزند خود  را بدانها به دروغ گوشزد نکنید. باید با توانایی‌های خود واقع‌گرایانه کنار آییم به آنها عادت کنیم و با آنها به صلح برسیم تا بتوانیم به زندگی طبیعی با قدرت ادامه دهیم.

3- خودبازشناسی

 در ادامه مرحله خودآگاهی دورانی است که کودک توانایی اعتراض و نظر دادن را پیدا کرده است و اکنون 3-4 ساله شده است. وقتی به او می‌گویید اینکار را بکن یا نکن میگوید دوست دارم یا دلم نمی خواهد. قادر به دفاع از خود است. کودک هم مانند هر انسانی از اینکه دیگران نظراتشان را به او تحمیل کنند ناراحت می‌شود. از سه سالگی آغاز می‌شود و پی می‌برد که دارای هویت است و برای خودش کس است. معمولا افراد به دلیل اینکه در گذشته فرصت لازم برای پرورش خود در درون خود را نداشتند در خودبازشناسی دچار مشکل هستند. رشد خودآگاهی و خودبازشناسی تا اخر عمر ادامه دارد. پیشرفت این دو ویژگی در 60 سالگی نسبت به 30 سالگی چشمگیرتر است. گروه‌درمانی به رشد خودبازشناسی ما کمک می‌کند. از این طریق تفاوت خود با سایرین را متوجه می‌شویم بنابراین گروه درمانی به ماکمک می‌کند تا به اصلاح اشتباهات گذشته بپردازیم و تغییرات مثبت را ایجاد کنیم.

4- خودباوری

با اندوخته‌های سه مرحله قبل به خودباوری می رسیم (نام من علی است. در خانه برایم احترام قائلند. وقت ناهار مرا صدا می‌زنند. تا من نیایم ناهار نمی‌خورند. به خرید می روند برای من وسیله می‌خرند. در مورد من صحبت می‌کنند و مرا به دیگران معرفی می کنند).

این تعریف خود از نگاه یک کودک 4 ساله با خودباوری بالا و در نتیجه عزت‌نفس مطلوب می‌باشد. خودباوری در فرد باید ستون استواری باشد. در این مرحله مجموعه توانایی‌ها و ناتوانی‌های خود را درمی‌یابیم. کودک اکنون 4-5 ساله است. کسی که در بزرگسالی خودباوری مطلوبی ندارد در کودکی خودباوری در وی خدشه‌دار شده است.تشویق مهمترین محرک مغز است، با تشویق کردن حتی میتوان عملکرد کودکان کم‌هوش را افزایش داد.خودباوری در ساختار اعتمادبنفس نقش والایی دارد. والدین وظیفه دارند صفات نیک وی را تشویق کنند و به کودکان خود آموزش دهند. متاسفانه مردم شرقی میانه خوبی با تشویق ندارند و بر این باورند که اگر کودک را تشویق کنیم لوس میشود این باور درستی نیست و در هر سنی از لحظه تولد تا مرگ، کودک و بزرگ کار نیک نیاز به تشویق و کار نادرست نیاز به تنبیه دارد.

کودک 6  ساله که نقاشی میکند کافی است تنها تماشا شود تا احساس کند که کار خوبی انجام میدهد چه برسد به جمله خیلی قشنگ نقاشی میکشی. محبت بیش از اندازه و سرکوب کردن خودباوری را ضعیف میکند و او را وابسته بار میاورد. تشویق در زمان حیات افراد باعث ایجاد انگیزه در آنها و بهبود زندگی در آنها میشود. کودکان را بایست بشناسیم و بر اساس تفاوتهای فردی آنها، مورد تشویق یا تنبیه قرار دهیم. اما لازم بذکر است که تنبیه بدنی کودک را تحقیر میکند و تنبیه کلامی وی را ناتوان میسازد، محروم کردن و یا تقویت منفی میتواند از جمله تنبیه‌های مناسب باشد. ترحم در خصوص کودکانی که توانایی دارند سبب کاهش اعتمادبنفس در آنها می‌شود. تنبیه میتواند نگاه ناراضی شما باشد اما از یاد نبرید که همواره محبن بی‌قید و شرط خود را با کودک همراه سازیر. این ودک شما نیست که دوستش ندارید بلکه کار و رفتار اوست که دوست ندارید پس به همین شکل به وی بگویید تا احساس بی‌لیاقتی و بی‌ارزشی نکند.

5- خود احترامی

خوداحترامی شامل احترام و ارزشی است که فرد برای خود قائل میباشد. اگر بما احترام بگذارند میاموزیم که لایق احترام هستیم و خود برای خویش ارزش قائل میشویم. هنگامی که به کودک 3-5  ساله زمانی که بهنگام حرفزدن و یا رفتارهای خود تایید و تشویق بگیرد ، قادر به شکلگیری و افزایش خوداحترامی در خود خواهد بود. چندگانگی رفتار در خانواده مانع رشد خوداحترامی در کودکان میشود. گیجی و آشفتگی والدین به کودکان نیز منتقل میشود.

در اسلام ائمه اطهار علیهالسلام بسیار بر احترام نسبت به فرزندان حتی در نامگذاری و صدا زدن آنها تاکید داشتهاند. تحقیر کودکان سبب خجالتی شدن آنها میشود و عزت نفس را در آنها کاهش میدهد. کودکانی که در مقابل توهین والدین قادر به مقاومت باشند سالمتر خواهند ماند. فرزندی که هرچه میگویید اطاعت کند فرزند مطیع و خوبی نیست بلکه بهمین نسبت در جامعه نیز پذیرای رفتارهای ناشایست از دیگران خواهد بود. در خواست دلیل و احترام از شما توسط کودکانتان پیشآگهی مناسبی در مورد سلامت آنها را به شما نشان میدهد و تنها شما بایست این اعتراضها را سازمان دهید.

6- خودبیانی

بدست آوردن توانایی معرفی و بیان احوالات خود را گویند. در 5-6 سالگی کودکان از طریق کلماتی که آموخته و درونی کردهاند خود را معرفی میکنند. آنچه را که شما طی این مدت در مورد تربیت آنها بکارگرفتهاید بازپس میگیرید حتی گاهی آنچه را که تصور نمیکردید آیینهوار در آنها میبینید. اکنون دیگر ارزیابی آنها نسبت به خودشان شکلگرفته است و میتوان گفت دارای عزتنفس قابل بیان هستند. برای آنکه این عزت نفس بهنجار شکل بگیرد نیاز به کاربرد روشهای تربیتی درست و تشویق و تنبیه مناسب و بموقع میباشد، بدین ترتیب هر شش ستون را قادر خواهید بود به خوبی در آنها پیریزی نمایید تا سقف مناسبی برای محافظت از اعتمادبنفس آنها در شرایط بحرانی مهیا شده باشد.

 

نشانههای اعتماد بنفس و آثار آن در رفتار افراد

اگر مسیر تربیتی در فرد درست شکل گرفته باشد افراد دارای اعتمادب نفس مطلوب خواهند بود و فرد میتواند در مقابل استرس‌ها بهتر مقاومت کند. گاهی بدلیل شکستها اعتمادبنفس در افراد کاهش می‌یابد. این امر تا حدی که سبب درماندگی و درخود فررفتگی در افراد نشود طبعی است و افراد با شروع مجدد موضوع مورد نظر اعتماد بنفس خود را تجدید نمایند.

میان خجالت و اعتماد بنفس رابطه وجود دارد. افراد دارای اعتمادبنفس پایین از برقراری روابط اجتماعی و حضور در مکانهایی که نیاز به ابراز وجود و ارزیابی شدن را دارد هراسان هستند و معمولاً امتناع می‌ورزند. صبوری نداشته و معمولا فی‌البداهه رفتارهای تکانشی و احساسات مبالغه‌آمیز از خود نشان می‌دهند. سخت‌گیری بیش از اندازه باعث کاهش اعتماد بنفس در کودکان می شود چراکه هراس مداوم درخصوص ارزیابی شدن باعث از بین رفتن تمرکز در کودکان و در نتیجه کم شدن بازده مطلوب در این کودکان می‌شود. با مرور مراحل شش‌گانه شکل‌گرفته در دوران کودکی و بازسازی نقاط معیوب در این شکل‌گیری‌ها قادر به ارزیابی خود هستیم.



صفحه قبل 1 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات