ارتباطات اعتیادگونه و عشقهای بیمارگونه

یکی از انواع روابط مختل، ارتباط اعتیادگونه است. به علت مشابهتهای زیاد این ارتباطات با پدیده اعتیاد، به ارتباطات اعتیادگونه مشهور گردیدهاند با این تفاوت که به جای لذت مواد مخدر، لذت ارتباط وجود داشته و فرد به اصطلاح معتاد به معشوق خود میباشد. این روابط با احساس قوی جاذبه فیزیکی آغاز میگردند. بیشتر ما یاد گرفتهایم که این احساس را عشق بنامیم ولی این احساس عشق نبوده و سرچشمه در غرایز جنسی دارد. این احساس، قویاً فرد را جذب نموده و این جاذبه بحدی شدید است که در بسیاری موارد فرد حاضر است هرکاری را انجام دهد تا این ارتباط ادامه یابد. وجود همین ویژگی در ارتباطات اعتیادگونه شاید بزرگترین وجه افتراق آنها از ارتباطات سالم باشد.

در صورت گرفتاری در این ارتباط، فرد چنان فریفته و تحت نفوذ خواهد بود که برای حفظ آن مثلاً به دروغ متوسل می شود یا کارهایی انجام میدهد که خود قبول ندارد. بنای اصلی ارتباطات اعتیادگونه بر دروغ و ارتباطات سالم بر صداقت و واقعیت استوار است. بتدریج عدم صداقت در روابط اعتیادگونه، خود را نشان داده ترسها، ناراحتیها و سوءظنها شکل میگیرند. حسادت سر بر میآورد و دو طرف مرتباً میخواهند صداقت یکدیگر را به آزمون گذاشته و همدیگر را با اطلاق بیوفایی یا دروغگویی تحت فشار قرار دهند:"کجا بودی؟"؛ " با چه کسی بودی؟"؛ "چکار میکردی؟" و .....

آتش این بحرانها از دروغهای قبل شعلهور میگردد. به هر حال دیر یا زود این بار کج سقوط نموده و زمینه برای از همپاشی روابط آماده میشود. یک جروبحث خصمانه یا فحاشی و حتی گاه با کتک کاری به ارتباط پایان میدهند:" برو! دیگر هرگز نمیخواهم تو را ببینم".

بعد از این انفجار دوباره موقتاً آرامش مستقر میگردد. اثرات منفی چنین روابط بیمارگونهای به سرعت از ذهن پاک شده و بسیاری مجدداً بر اساس همان جاذبه فیزیکی، ارتباط را از سر میگیرند:" چطور توانستیم با هم دعوا کنیم؟" و .....

این دور معیوب ممکن است بارها و بارها تکرار شده و مثل اعتیاد نوساناتی بین ترک و وابستگی داشته باشد.

 

عشقهایبیمارگونهچهخصوصیاتیدارند؟

عموماً عشقهای بیمارگونه را عشقهایی میدانند که همراه تعارضهای مخرب باشند. گرچه بسیاری از عواطف، ریشه در ناخودآگاه دارند ولی آشنایی قبلی با الگوهای مختلف، میتواند در پیشگیری آگاهانه از ارتباطات بیمارگونه کمک نماید. تعدادی از انواع نسبتاً شایع ارتباطات بیمارگونه را میتوان برشمرد. بعضی بدین منظور ازدواج مینمایند که از موقعیت دشوار زندگی خویش"فرار" نمایند. هرچند در مواردی چنین تصمیمی ممکن است کمک به حل مشکل کند ولی در بسیاری موارد حکایت "از چاله درآمدن و به چاه افتادن" را دارد. در بسیاری هدف از ازدواج پرکردن خلاءهای عاطفی است. به عبارت دیگر آنها واقعاً به دنبال شریک زندگی نبوده بلکه جویای "نوازش مادرانه" یا "محبت پدرانه" در همسر خود هستند. در اینگونه موارد اگر همسر نیز دچار خلاءهای عاطفی مشابه باشد کار از وضعیت قبلی هم بدتر میگردد. یکی از موارد ارتباطات بیمارگونه در جایی است که فردی قبل از بلوغ فکری کافی، به بلوغ جنسی محرک رسیده باشد. در چنین مواردی احساس جاذبه فیزیکی وجود دارد ولی هنوز توانایی آیندهنگری و تصمیمگیری مناسب وجود ندارد. در این موارد سوء استفاده از موقعیت یا مورد سوء استفاده واقع شدن شاید شایعترین احتمال ممکن باشد. البته لازم به ذکر است که انواع دیگری از ارتباطات بیمارگونه که بر اساس تهدید، نیرنگ، اجبار و .... باشند نیز وجود دارند که ما فقط به یک نوع آنها یعنی "ارتباطات اعتیادگونه" اشاره کردیم.



صفحه قبل 1 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات