موضوع : راننده ی اتوبوس | بازدید : 10 | تگ ها : راننده ی اتوبوس
تاريخ : يکشنبه 27 اسفند 1396 | 12:05 | نویسنده : رز ابی

مایكل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسیر همیشگی شروع به كار كرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یك مرد با هیكل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..


او در حالی كه به مایكل زل زده بود گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

 

مایكل كه تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیكلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...
این اتفاق كه به كابوسی برای مایكل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایكل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل كند و باید با او برخورد می كرد. اما چطوری از پس آن هیكل بر می آمد؟ بنابراین در چند كلاس بدنسازی، كاراته و جودو و .... ثبت نام كرد. در پایان تابستان، مایكل به اندازه كافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا كرده بود.
بنابراین روز بعدی كه مرد هیكلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!» مایكل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»
مرد هیكلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیكل كارت استفاده رایگان داره.»

 

نکته داستان : پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير.



صفحه قبل 1 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
سفر به ترکیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هتل و اقامت | منزل مبله شیراز | دیاگ | فلزیاب تصویری | میز کانتر | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | آگهی استخدام | طلایاب | دستگاه فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| فلزیاب | ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | ساخت وبلاگ رایگان | دکتر نوروزیان | دکوراسیون داخلی اصفهان | سفر به روسیه | محمد دبیری
X
تبليغات