موضوع : مدیر و منشی | بازدید : 15 | تگ ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه طنز، زنجیره
تاريخ : شنبه 14 بهمن 1396 | 14:42 | نویسنده : رز ابی

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن.

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن.

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن.

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام.

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم.

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده.

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه.

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت.

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق.

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد.

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت.



صفحه قبل 1 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | منزل مبله شیراز | دیاگ | فلزیاب تصویری | تور کربلا | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | تور نجف | آگهی استخدام | طلایاب | دستگاه فلزیاب | تور اربعین | منزل مبله شیراز | لباس هندی | محمد دبیری | فلزیاب | ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | دکوراسیون داخلی اصفهان | گروه تلگرام وکلا | تور کویر | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات