موضوع : آسيب شناسي اجتماعي مردان خياباني | بازدید : 4 | تگ ها : آسيب شناسي اجتماعي
تاريخ : دوشنبه 17 مهر 1396 | 15:47 | نویسنده : رز ابی

مردان خياباني به کساني اطلا ق مي‌شود که بيشترين وقت خود را در خيابان سپري مي‌کنند. اين افراد خيابان را منبع کسب درآمد تلقي مي‌کنند يا به عبارت ديگر خيابان را منبعي براي برآورده کردن نيازهاي عاطفي رواني و جنسي خود مي‌دانند و اين افراد کساني هستند که به نوعي از خانواده خود طرد شده يا خانواده آنها از بافت منسجم و ساختار بهنجار برخودار نيست. از سوي ديگر اين افراد به گونه‌اي براي ارضاي نيازهاي خود به محيطي غير از خانه و خانواده متوسل مي‌شوند. به ازاي هر يک زن خياباني هفت مرد خياباني وجود دارد و اگر کارشناسان فکري براي اين معضل نکنند به زودي با بحران‌هاي اجتماعي جدي‌تري روبرو خواهيم شد. متأسفانه اين روزها اين موضوع در شهرهاي بزرگ به يک تفريح تبديل شده؛ تفريحي که عواقب ناگواري براي زنان کشورمان دارد. به همين دليل علاوه بر مديريت جنسي در کشور و برنامه ريزيهايي که بايد مسئولان انجام دهند؛ لازم است قوانين مجازات اين مردان نيز تشديد شود. اين در حالي است که خيابانهاي اصلي شهرهاي کوچک کردستان نيز با اين موضوع درگير است بي‌شک عدم ارائه راهکارها و عدم چاره انديشي براي اين معضل مي‌تواند در آينده چالشي جديد در حوزه اجتماعي براي اين شهرها ايجاد کند.
راننده تاکسي، اتوبوس يا فروشنده دوره گرد، پليس راهنمايي و رانندگي و ... از آن دسته افرادي هستند که با خيابان انس مي‌گيرند اما همه انس گرفتن‌ها براي داشتن شغلي آبرومند يا حداقل داشتن دستمزدي نيست. گاهي خيابان مي‌شود مأمن، گاهي محل زندگي و گاهي براي رسيدن به مقصد و اين گونه مي‌شود که بيشترين وقت، سهم خيابان است. همه جا هستند در اداره‌ها، دانشگاهها، وزارت خانه‌ها و ارگانها. کارت که گير مي‌افتد پيدا مي‌شوند از چراغ جادو آرام و بي صدا بيرون مي‌آيند. گاهي يک شماره تلفن کنار چک پول ،گاهي دست بچه‌ات را مي‌کشي بروي پي‌کارت کسي پايش را لاي در رحمت مي‌گذارد و صدايش را شبيه پر پر زدن فرشته‌ها مي‌کند و هر کس با توجه به شرايط شغلي حضورش در جايي پر رنگ مي‌شود؛ خانه، اداره، مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، باشگاه و مرکز خريد، اما بيشترين وقت بسياري هم در خيابان مي‌گذرد. خياباني را به دسته‌هاي مختلفي نسبت مي‌دهند کودکان، زنان و برخي اوقات مردان، آنچه از کودکان خياباني معرفي مي‌شود نيز همان کودکان کار است که  به ناچار خيابان را منبع درآمد روزانه خود و خانواده و گاهي پر کردن جيب سود جويان شناخته‌اند؛ اما در توصيف مردان خياباني تعاريف چنداني مطرح نيست. جز اين که افرادي هستند که محل درآمد و رفع نيازهاي عاطفي، رواني و جنسي خود را در خيابان مي‌دانند. مهم ترين و بارز ترين صفتي که مي‌توان به اين گونه مردان نسبت داد عنوان بي‌قيد و بندي است. به شکلي مهم‌ترين عامل زمينه‌ساز، زنان خياباني مي‌باشند. همانند جرقه‌اي آتشي بر پا مي‌کنند و نيست مي‌شوند. شايد بتوان گفت اصلي‌ترين عاملي که زنان خياباني را نه توليد اما تشويق و مداوم مي‌کند؛ حضور همين مردان است که تا چند سال گذشته از ديد بسياري از کارشناسان و مسئولان دور مي‌ماندند. مردان خياباني به گروههاي مختلفي تقسيم مي‌شوند که شامل دست فروشان، معتادان و شکارچيان زنان و دختران خياباني مي‌باشد. معتادان که در دسته خود از سوي آسيب شناسان اجتماعي شناخته، کالبد شکافي و بررسي مي‌شوند و عموما اين قشر را نه گناهکار بلکه بيماراني محتاج کمک معرفي کرده‌اند. بحث دست فروشان و کارتن خواب‌ها هم در جاي خود به قشر بي‌خانمان متصل مي‌شود و البته اين قشر هم از عنوان گناهکار مبرا هستند چرا که فقر مهم‌ترين عامل حضورشان است.  اما آنچه در اين بين بي جواب مانده و حتي هنوز براي قبول وجودش تعارف مي‌شود وجود شکار چياني ماهر است در نقاب جنتلمن‌هايي با انواع و اقسام ماشين‌ها در چهره‌هاي مختلف و رده‌هاي سني گوناگون از نوجواني 17ساله که تازه به بلوغ رسيده تا پيرمردي 80 ساله،  متأسفانه وجود مردان خياباني حتي موجب آن شده که زنان با ايمان و پاک نيز احساس ناامني کنند و حتي نوعي بد بيني نسبت به جنس مرد در ذهن آن‌ها ايجاد شود و خلاصه آنکه فراموش نکنيم بسياري از جنايت‌ها به واسطه گستاخي و شهوت پرستي مردان مزاحم خياباني رخ داده است که حتي گاهي وقت‌ها در قالب فرشته نجات جلوي پاي زني سبز شده‌اند و در نهايت حادثه‌اي تلخ رقم خورده است. برخي مردان انگار چشم‌هاي شان کور است؛ بصيرت و عقل از وجودشان رخت بر بسته است و براي رسيدن به اميال پليدشان هر زني را طعمه انتخاب مي‌کنند و اصلا به اين موضوع توجه ندارند که آن زن شوهر و بچه دارد. حتي وقاحت را به حدي رسانده‌اند که تير نگاهشان به سوي زناني را که همراه شوهرشان قدم مي‌زنند؛ نيز آزار مي‌دهد و حتي دختران دانش آموز نيز در مسير رفتن به مدرسه از دست آزارهاي مردان خياباني در امان نيستند. البته فقط دختران جوان مورد اذيت و آزار مزاحمان قرار نمي‌گيرند بلکه زنان سالخورده نيز از اين معضل مبرا نيستند به طوري که مردان خياباني هيچ گونه تفکيکي ميان افراد قائل نيستند. در بيشتر موارد اين مردان پيش پاي زنان نجيب، متأهل و متعهد، زنان باردار و حتي زماني که  مادران همراه فرزند خود هستند ترمز مي‌گيرند و مي‌توان چنين رفتارهايي را نوعي خشونت دانست که در حق زنان جامعه انجام مي‌شود. اين کارها سبب بروز تنش و همچنين آزار زنان جامعه مي‌شود. اين مردان به ظاهر مي‌خواهند مسافرکشي کنند و حتي ممکن است زنان و دختراني هم بدون اطلاع از قصد آنها سوار بر ماشين شان شوند. آنها همه را به يک چشم نگاه مي‌کنند و برايشان زني که قصد خودفروشي دارد و زني که براي رسيدن به مقصدي خاص به خيابان آمده؛ فرقي نمي‌کند.
بدون شک اين نوع نگاه نگاهي بيمار گونه است. مردان متأهلي که 75درصد از اين گونه مردان خياباني را تشکيل مي‌دهند هر روزه در کوچه و خيابان به دنبال سوار کردن زنان بر ماشين خود هستند يا هميشه چنين کاري را براي تفريح انجام مي‌داده‌اند يا در جواني به دلايلي مانند فقر مالي نتوانسته‌اند ماشين بخرند و چون تفکري بيمار گونه دارند گمان مي‌کنند حالا که صاحب خودرو هستند مي‌توانند جواني کنند. هر مرد خياباني به طور ميانگين صد بوق در طول روز براي زنان مي‌زند تا بلاخره طعمه خود را پيدا کنند. تنوع طلبي و هرزه‌گري يکي از ويژگيهاي مرداني است که در چارچوب رفتارهاي منطقي و متعارف جامعه به ايفاي نيازهاي خود نمي‌پردازند. اگر مردان تنوع طلب نباشند روسپيگري در  جامعه گسترش نمي‌يابد. واقعيت اين است که کالبد شکافي پديده زنان خياباني بدون توجه به موضوع مردان خياباني تحليل يک معلول بدون علت است. تاکنون هيچ آماري از تعداد مردان مزاحم خياباني ارائه نشده است. آنچه گفته و شنيده مي‌شود نيز بيشتر مربوط به زنان خياباني است و به عقيده اکثر جامعه شناسان و صاحب‌نظران مسايل اجتماعي زنان خياباني معلول پديده‌اي به نام مردان مزاحم خياباني هستند با اين تفاوت که بيشتر زنان خياباني به دليل فقر و کسب درآمد اقدام به تن فروشي مي‌کنند در حاليکه مردان مزاحم خياباني بيشتر اسير تنوع طلبي و شهوت پرستي هستند.
بر مبناي برخي از تحقيقات انجام گرفته هر يک از زنان و دختران در هر روز که از منزل بيرون مي‌روند از يک تا 20 بار مورد مزاحمت‌هاي کلامي و فيزيکي مردان مزاحم خياباني  قرار مي‌گيرند و با اين وجود مي‌توان علت افزايش دختران فراري را در هر سال همين مردان خياباني دانست. اين مردان با شيوه‌هاي مختلف دختران جوان را گول مي‌زنند و پس از آنکه به نيات خود مي‌رسند؛ آنها را رها مي‌کنند . چنين دختران فريب خورده‌اي نيز که پس از تجاوز و تعرض امنيت رواني و فردي خود را از دست رفته مي‌بينند و چه بسا از سوي خانواده طرد مي‌شوند و راهي براي بازگشت نمي‌بينند و رفته رفته تا آنجا پيش مي‌روند که ديگر در مقابل خواسته‌هاي برخي مردان کمتر مقاومت از خود نشان داده و بتدريج در منجلاب فساد گير افتاده و تبديل به زن خياباني مي‌شوند. در جامعه نيز بيشتر نگاهها متوجه زنان خياباني است؛ زناني که اغلب انگشت نما هستند و بيشترين مجازات نيز در مورد آنها اعمال مي‌شود. در حاليکه مردان مزاحم خياباني هم چون آتش زير خاکستر عمل کرده و چه بسا پنهاني اعمال مجرمانه خود را مرتکب مي‌شوند و شايد به همين دليل است که کمتر در چنگال قانون و عدالت اسير مي‌شوند. مثلا اگر زن يا دختري در خيابان مرتکب بدحجابي يا بي‌حجابي شود ممکن است از جانب جامعه و پليس و دستگاه قضا مورد مواخذه قرار بگيرد در حاليکه چنين مجازات‌هايي در مورد مردان هوسران خياباني يا اعمال نمي‌شود و يا به ندرت اتفاق مي‌افتد و همين موضوع است که بر گستاخي مردان مزاحم خياباني مي‌افزايد. مردان خياباني نابهنجاري‌ها و آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي  را در حوزه‌هاي مختلف از جمله روابط نامشروع جنسي، توزيع مواد مخدر، مزاحمت‌هاي خياباني، شرارت، ناامني مالي و ... کامل‌تر مي‌کنند. به چند د سته از اين مردان خياباني مي‌توان اشاره کرد، دسته اول کساني هستند که از سوي زنان خود ارضا نمي‌شوند و مشکل ساختار خانواده دارند و به نوعي به دليل عدم آموزش صحيح قادر به رفع نيازهاي جنسي نيستند. دسته دوم گروههاي سالمي‌اند اما تمکن مالي ندارند و دسته سوم را مي‌توان بيماران حوزه جنسيتي دانست که به دليل اختلالات جنسي دچار مشکل رواني و يا جسمي هستند و مي‌توان به جرأت بيان کرد که  اين سه گروه قصدشان براي ورود به خيابان تنها ارضاي نياز جنسي مي‌باشد.
از علل به وجود آمدن اين معضل و افزايش تعداد مردان خياباني مي‌توان مواردي را برشمرد: 1- فقر مالي 2- بيکاري3- فقر فرهنگي 4- اعتياد 5- الگوهاي سنتي براي جامعه در حال گذار 6- نپرداختن درست مسئولان به مسايل فرهنگي و اجتماعي 7- فاصله طبقاتي 8- بالا رفتن سن ازدواج 9- افزايش روزافزون موانع ازدواج مانند تورم و افزايش هزينه‌هاي چون اجاره مسکن و متعلقات زندگي 10- عدم توجه والدين و تربيت نادرست فرزندان 11- بي توجهي به ارزشهاي اجتماعي و کمرنگ شدن غيرت اجتماعي 12- روابط خانوادگي متزلزل و نبود روابط عاطفي بين اعضاي خانواده 13- تأثير منفي رسانه‌هايي چون اينترنت و ماهواره و در پايا ن به راهکارها و پيشنهاداتي اشاره مي‌شود که شامل: 1- فراهم کردن زمينه‌هاي اشتغال و پر کردن اوقات فراغت جوانان 2- آسان‌گيري در امر ازدواج با همکاري والدين طرفين و مشاوران مجرب 3- ايجاد پليس نامحسوس جهت جلوگيري از جرايم اجتماعي 4- نظارت نامحسوس و آگاهانه والدين بر نحوه رفت و آمد فرزندان 5- تشديد مجازات افراد مزاحم خياباني 6- برنامه ريزي جامع در خصوص ساماندهي تفريح سالم و مفرح براي جوانان 7- ترويج ورزشهاي همگاني



صفحه قبل 1 صفحه بعد

پیچک

سفارش تبليغات
پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | ایجاد وبلاگ رایگان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
X
تبليغات