دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

<-BlogAndPostTitle->

افکار وسواسی

افکار وسواسی

 

اثرمندی گروه‌درمانی

امروزه، گروه‌درمانی به صورت درمان متداول در وسواس درمی‌آید. این روش می‌تواند یا جانشین درمان فردی بشود و یا در کنار آن، به کار گرفته شود. مطالعات کنترل نشده‌ی اولیه‌ای که درباره‌ی رفتاردرمانی گروهی وسواس صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که رویارویی و جلوگیری از پاسخ به طور گروهی، در کاهش شدت علایم وسواسی، تقریباً در 75 درصد افراد اثر دارد. مطالعات کنترل شده‌ای که از سال‌های 1990 به بعد صورت گرفته‌اند، از ملاک‌های غربالگری مفصل و روش‌های گام‌به‌گام، استفاده کرده‌اند. این مطالعات نشان دادند که گروه‌درمانی، به اندازه‌ی رفتاردرمانی فردی مؤثر است. این اثرمندی تا پایان دوره‌ی درمان و نیز شش ماه پس از درمان، ادامه داشت. تنها تفاوتی که بین این دو روش وجود داشت، این بود که بهبود علایم در رفتاردرمانی فردی سریع‌تر از گروه‌درمانی صورت گرفت. هم‌چنین در مطالعه‌ی کنترل‌نشده‌ای که اخیراً صورت گرفته معلوم شده است که هفت هفته رویارویی و جلوگیری از پاسخ، وسواس‌های فکری و عملی و افسردگی را بهبود می‌بخشد. این بهبود، سه تا شش ماه پس از پایان درمان، ادامه داشت. در مطالعه‌ی دیگری معلوم شد که گروه‌درمانی شناختی – رفتاری (درمان شناختی – رفتاری گروهی) شدت علایم وسواسرا به طور مؤثری کاهش می‌دهد و کیفیت زندگی بیمار را به سرعت بهبود می‌بخشد، صرف‌نظر از اینکه بیمار دارو مصرف می کند یا نه............

غلبه بر افکار وسواسی با موضوعات آسیب، خشونت و جنسی

ویژگی وسواس‌های جنسی و خشونت‌آمیز:

- اضطراب زیاد

- نفرت‌انگیز

- متضاد بودن با ارزش ها و باورهای شخص

این صحیح است که فکر کردن درباره‌ی یک عمل اغلب اولین قدم برای درگیر شدن در آن عمل است. در عین حال این صحت ندارد که داشتن یک فکر درباره یک عمل همیشه به آن عمل منجر شود. تجربه افکار ناخواسته و غیرقابل پذیرش راجع به درگیر شدن در اعمال انفجاری آسیب، خشونت یا جنسی کاملاً عمومی هستند. اگر صرف داشتن چنین افکاری منجر به عمل می‌شد زندان‌ها می‌بایست از ازدحام جمعیت می‌ترکیدند.

«تمرین»

1. در مورد عملی بیندیشید که واقعاً می‌توانید آن را انجام دهید درواقع دوست ندارید چنین کنید (اعمال از وسواس‌هایتان نباشد) تصور کنید کجا و چطور شما آنرا انجام خواهید داد توصیف خود را در مورد این عمل چندین بار در طی روز بخوانید و هر وقتی که توانستید در مورد آن فکر کنید شما می‌توانید یک علامت برای خودتان تعیین کنید تا فکر کردن به آن را یادآوری نمایید. مثلاً بستن ساعت به مچ دست دیگر. در پایان هفته بنویسید که واقعاً چند بار به آن عمل کرده‌اید مجدداً رتبه‌بندی کنید چقدر احتمال دارد که شما به آن عمل کنید.

2. در دفتر یادداشتتان نام باتقواترین فردی که می‌شناسید را بنویسید چه از زندگی شخصی‌تان و چه از رسانه‌ها حالا نام غیراخلاقی‌ترین شخصی را که می شناسید بنویسید همچنین تفاوت بین داشتن یک فکری درباره یک عمل و مرتکب شدن به آن عمل را درنظر بگیرید. در مورد افرادی که از روزنامه یا تلویزیون می‌شناسید که اعمال قتل یا تجاوز جنسی مرتکب شده‌اند فکر کنید اکنون به بدترین جنایت تاریخی فکر کنید حالا چند نفر از بهترین دوستان و اعضا نزدیک خانوادگی خود را فهرست کنید یک خط پایین صفحه بکشید نام باتقواترین فرد را در بالای خط بنویسید و نام شخصی را که جنایت‌کار است را در پایین خط بنویسید حالا هر کس را متناسب با درجه اخلاقی کلی‌اش روی یک خط قرار دهید و سپس جای خودتان را روی خط مشخص کنید. اکنون مجدد در نظر بگیرید که صرف اینکه شما افکاری درباره ی عمل غیراخلاقی تجربه می‌کنید آیا در حقیقت از شما فاسد اخلاقی می‌سازد.

3. غفلت در مقابل ارتکاب عمل:

در دفتر یادداشتتان تمام روش‌هایی را که به وسیله آن‌ها سعی می‌کنید از آسیبی که از فکر وسواسی‌تان ناشی می‌شود جلوگیری کنید را بنویسید. اینها می‌تواند شامل اجبارها، خنثی‌سازی‌ها و اجتناب باشد. اکنون امور مختلف را روی یک خط از حد کاملاً اخلاقی در یک سو تا حد کاملاً غیراخلاقی در سوی دیگر قرار دهیم به جای نوشتن نام افراد روی یک خط شما عملکردها و عدم عملکردها را یادداشت می‌کنید.

ابتدا یک خط تا پایین صفحه در دفتر یادداشتتان بکشید. در مورد بدترین عمل ممکن که کسی ممکن است انجام دهد فکر کرده و آن را در پایین خط یادداشت کنید حالا در مورد بهترین عمل ممکن که شما می‌توانید تصور کنید که کسی انجام دهد فکر کنید و آن را در بالای خط بنویسید حال روی خط مشخص کنید که انجام ندادن هر یک از اجتناب‌ها، خنثی‌سازی‌ و پاسخ‌های مقابله‌ای‌تان در کدام محدوده بین بدترین و بهترین عمل اخلاقی قرار خواهد گرفت همین‌طور که این تمرین را انجام می‌دهید سعی کنید در مورد درجه واقعی تهدیدی که افکار وسواسی‌تان مطرح می‌کنند یک دید واقع‌بینانه حفظ کنید در صورتی که عمل را به یاد می‌آورید آن را یادداشت کنید...............

غلبه بر وسواس:

1 – تعبیر و تفسیر درستی از مشکل یعنی :

الف) مشخص کردن دقیق افکار مزاحم، تصورات و نگرانی ها

ب) معنی ای که شما برای این موارد قائل می شوید

ج) روش پاسخ دادن به این موارد به عنوان مثال، آداب رفتاری، اجتناب و رفتارهای ایمنی که از خود نشان می دهید وقتی شما تغییر می کنید این پاسخ ها بایستی ازبین روند و روش دیگری باید به کار برده شود.

2 – مشخص کردن اهداف یعنی :

الف) پذیرفتن افکار مزاحم: تصورات، شک ها و تردیدها، نگرانی ها و تکیه بر واقعیت ها

ب) تغییر دادن روش پاسخ دهی به این نوع تجربیات به طوری که رفتارهای شما باعث از بین رفتن استرس و ناتوانی شما بشوند.

سازمان دادن مشکلات مربوط به OCD :

1 – افکار مزاحم، تصورات و شک و تردید ها ی عمده و اصلی که در حال حاضر دارید کدامند؟

2 – افکار مزاحم، شک و تردیدها و تصورات چه معنایی برای شما دارند؟ چنانچه آنها را بپذیرید چه اتفاقی خواهد افتاد؟

3 – تا چه اندازه تمایل دارید که از افکار مزاحم و شک و تردیدها و تصورات خود اجتناب کنید البته فراموش نکنید که این امر باید شامل اجتناب از آنچه درباره اش فکر می کنید نیز باشد.

4 - چگونه به افکار مزاحم و تصورات و شک و تردیدهای خود پاسخ می دهید.

مشخص کردن اهداف:

در روش رفتار درمانی شناختی CBTبرای غلبه بر OCD که به صورت خودیاری انجام می شود مشخص کردن اهداف گامی اساسی و بسیار مهمی محسوب می شود. شما باید دقیقاً بدانید که هدفتان چیست؟ و به کجا می خواهید برسید و در جریان حرکت خود میزان پیشرفت خود را در فواصل زمانی مختلف اندازه گیری کنید هیچ برنامه ای را شروع نکنید مگر ان که اهداف را مشخص کرده باشید . افرادی که مبتلا به OCD هستند دقیقاً نمی دانند که رفتارهای طبیعی کدامند و رفتارهای غیر طبیعی چیستند برای اینکه آنها بینش خود را در این زمینه از دست داده و رفتارهای قبلی خود را فراموش کرده اند.

محدود مشخص کردن اهداف:

اولین اصل این است که شما باید اهداف خود را کاملاً مشخص و عینی نمایید به طوری که پیشرفت شما در طول مدت غلبه بر OCD محسوس و قابل اندازه گیری باشد مثلاً فردی که مشکلاتی از قبیل دوش گرفتن دارد هدفش می تواند بدین ترتیب مشخص باشد که روزی یک بار آن هم به مدت 5 دقیقه دوش بگیرد. این نوع مشخص کردن اهداف به مراتب بهتر از آن است که هدفش این باشد که به طور طبیعی دوش بگیرد. چنین هدفی را به شکل های مختلف می توان تفسیر کرد بنابراین چنین هدفی چیزی را مشخص نمی کند و ممکن است باعث افزایش و سرعت بخشیدن آداب شستن شود.

گروه بندی اهداف:

وقتی شما بیش از یک نوع افکار و رفتارهای وسواسی دارید سعی کنید اهداف خود را به طوری که در ارتباط با یکدیگر باشند طبقه بندی کنید به عنوان مثال فردی ممکن است اهداف خود را چنین طبقه بندی کند :

الف) ترس از آلودگی در رفتارهای مربوط به شستشو

ب) افکار مربوط به آسیب رساندن به کودکان و رفتارهای مربوط به کنترل کردن اعمال خود

ج) احتکار و جمع آوری اشیا در زمان اجرای هر هدفی امور معینی را در نظر بگیرید که برای رسیدن به هدف انجام بدهید. این امر ممکن است اعمال مشخص مواجهه شدن باشد و یا اینکه به وسیله ی رفتارهای آزمایشی خود نظریه های مختلف را مورد آزمایش قرار دهید. کارها و اموری که برای رسیدن به اهداف خود در نظر می گیرید به صورت هرم و سلسله مراتب مرتب کنید به طوری که آنها از آسان ترین به مشکل ترین مرتب شده باشند.

اهداف خود را واقعی و واقع بینانه در نظر بگیرید:

بسیاری ازا فراد مبتلا به OCD رفتارهایطبیعی را فراموش می کنند در نتیجه ممکن است اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیرند . آنها معمولاً نمی دانند از چه موقعی دستهای خود را به طور غیر طبیعی می شویند یا اینکه از چه زمانی قفل بودن درب ورودی را کنترل می کنند .... به عنوان یک اصل سعی کنید به زمانی برگردید که هنوز مبتلا به OCD نبوده اید و به یاد آوریبد که چگونه رفتار می کردید . بعضی از افراد ممکن است برای یافتن رفتارهای طبیعی متوسل به دوستان و آشنایان شوند. شاید شما علاقه ای به سؤال کردن در این زمینه نداشته باشید و احساس شرم و خجالت کنید .

اهدافی برای مقابله با کنترل کردن:

افرادی که مبتلا به OCD نیستند به دنبال قطعیت کامل نیستند در نتیجه احساس اعتماد بیشتری میکنند . آنها کارهایی را در همان مرحله ی اول انجام می دهند ولی در مورد بعضی از افراد اتفاق می افتد که آنها بار دیگر چیزی را کنترل کنند و می گویند که فقط یک بار دیگر و این کار را خیلی زود و سریع انجام می دهند آیا زوج انجام دادن یا خیلی سریع کنترل کردن هم جزء OCD است؟

بله. کنترل کردن به منظور اطمینان پیدا کردن به ایمنی در واقع نوعی اغواگری و عملی گمراه کننده است که باعث می شود OCD همچنان دوام داشته باشد.

اهدافی برای مقابله با تکرار اعمال:

این امر شامل فعالیت هایی از قبیل عبور از راهرو، نشستن و بلند شدن از صندلی .... می باشد . هدف در این مورد می تواند چنین باشد که هر نوع فعالیتی باید فقط یک بار انجام شود و حتی اگر احساس ناراحتی کنم باید آن را انجام شده بدانم. این امر می تواند قسمتی از رفتارهای آزمایشی باشد که رفتار و عملکرد را زمانی تمام شده بدانیم که احساس ترس می کنیم و فکر می کنیم فاجعه ای رخ خواهد داد.

اهدافی برای مقابله با احتکار:

یکی از اهداف اساسی و مهم در مورد جمع آوری کردن چیزهایی مانند روزنامه ها یا اشیای بی مصرف آن است که از آشفتگی در هم بودن آنها بکاهید تا بدین وسیله فضای زندگی بهتر داشته باشید. این امر شامل اهداف کوچکتری می شود شامل:

الف) تمام چیزهای غیر ضروری و اضافه را بیرون بریزید.

ب) برای چیزهای مورد نیاز فضایی سالم فراهم کنید.

ج) چیزها و اشیای مورد لزوم خود را طبق سازمان و گروه بندی خاصی قرار دهید.

اهدافی برای مقابله با افکار مزاحم:

تنظیم اهداف بر اساس افکار مزاحم مثلاً اگر نگران چاقو زدن به دختر خود هستید هدف را چنین قرار دهید: می توانم تصمیم بگیرم که با کودک خود در حالی که کارد آشپزخانه را در دست دارم تنها باشم و افکار و تصورات خود را بدون اینکه رفتارهای خنثی سازی از خود نشان بدهم تجربه کنم.

 

 

اهدافی برای مقابله با نظم و تناسب افراطی:

نظو و تناسب بودن افراطی می تواند منجر به آشفتگی و عدم تناسب بیمار گونه شود . جالب اینکه این امر به هیچ وجه نیازی به آشفتگی ندارد برای اینکه کوچکترین تغییر و انحراف در موقعیت های قبلی به عنوان عدم نظم و عدم تناسب تفسیر شده و باعث می شود که فرد احساس ناراحتی و عدم آرامش نماید. اولین گام این است که برای مقابله اهداق خود را مشخص کنید و آماده باشید بر OCD غلبه کنید.

..............فرق احساس بهتر و بهتر شد»

بهتر شدن از احساس بهتر مهم تر است.

احساس بهتر به این دلیل مهم است که وقتی احساس بدی داریم، با افت کارایی مواجه می شویم، ولی احساس بهتر معمولاً عمرش کوتاه است، ولی بهتر شدن عمر طولانی تری دارد.

اعمال یا افکاری که برای پرت کردن حواس به هنگام ناراحتی انجام می دهید مانند یوگا، کمک گرفتن از درمانگر، تفریح و ... تاثیر خوبی دارند ولی تأثیرشان موقتی است.

مراقبه باعث می شود تمرکز شما از نگرانی بر روی چیز دیگری متمرکز شود، عدم ذهنیت، آرمیدگی و ورزش و سرگرمی و نیز روان درمانی، در بهتر شدن بطور موقت یا احساس بهتر مؤثرند ولی دیدگاه و نگرش های بنیادی شما را تغییر نمی دهند و گاهی بدلیل پرت کردن حواس شما از و بازداشتن شما از روش های درمانی بهتر، مزاحم بهتر شدن پایدارتر می شوند.

 

احساس بهتر کافی نیست، بهتر شوید.

فکر و احساس تان را تغییر دهید.

برای مثال خودپذیری نامشروط را بکار ببندید، حتی زمانی که عمل بدی انجام داده اید که عده ای از شما متنفر شده اند، خود را بپذیرید، زیرا شما انسان بی همتایی هستید، زنده اید...

در این صورت مسیر بهتر شدن را در پیش گرفته اید و حتی در صورت ظلم و گرفتاری بطور جدی خود را ناراحت نمی کنید. خودتان، خودتان را ناراحت می کنید.

نظریة ABC:

گرفتاری (A)، موجب احساس افسردگی و نارحتی (C)پیامد می شود.

بین این دو B، یعنی باورهای معقول که موجب هیجانات منفی سالم (C)مانند تأسف، افسوس دلسردی و در نهایت کنار آمدن با گرفتاری (A)می شود یا باورهای نامعقول (توقع خوب عمل کردن، تأیید دیگران و ...) که باعث احساسات و هیجانات منفی ناسالم مانند پشیمانی، بهت؛ وحشت و افسردگی می شود.

بنابراین نظریه Bیعنی باور ما موجب پیامد مثلاً نارحتی ما می شود. (یعنی بنابراین نظریه ما خود ناراحتی را انتخاب می کنیم.)

رفتار درمانی عقلانی – هیجانی نمی خواهد احساسات ما را سرکوب کند، ولی برای ما یک حق انتخاب قائل می شود.

آدمها با 3 باید شدید و اصلی خودشان را ناراحت می کنند.

1) باید خوب عمل کنم.

2) دیگران باید با من صادق و منصف باشند.

3) نباید در معرض ناکامی های شدید و غیرقابل تحمل قرار بگیرم.

ارزشهای خوب مخرب فعلی تان را بشناسید.

و بهتر شوید.

 

احساس بهتر و بهتر شدن

رفتار درمانی عقلانی – هیجانی: 1) با خودپذیری نامشروط 2) دیگر پذیری نامشروط 3) زندگی پذیری نامشروط

وقتی کارها را بد انجام می دهیید، خودتان را سرزنش می کنید و به باد انتقاد می گیرید و کل شخصیت تان را سرزنش می کنید.

چون شما جایز الخطا هستید، وقتی خود را مشروط می پذیرید، به تحقیر و سرزنش خودتان منتهی می شود.

ولی در خودپذیری نامشروط، شما خود را صرفنظر از عملکرد خوب یا بدتان قبول دارید. از معیارهایتان باید مطلق نمی سازید . برای خودپذیری نامشروط باید بدانید آدم منحصر بفردی هستید، شما همان کاری که می کنید نیستید و به عنوان یک فرد زنده، مستمر و دائم التغییر هستید.

چون شما در اجتماع زندگی می کنید، اگر نمی خواهید مورد سرزنش و تحقیر و یا طرد شدن قرار گیرید، دیگران را بصورت نامشروط بپذیرید. رفتارهای دیگران را ارزیابی کنید نه کل وجودشان را . کسانی را که رفتارهای خوب دارند، به مقام خدایی نرسانید و کسانی که رفتارهای بد دارند ابلیس ندانید. انسانها جایزالخطا هستند ضعفهای آنها را بپذیرید.

چیزهایی را که مطابق میل شما نیستند و یا با منافع شما و خوب و بدهای شما همسو نیستند، وحشتناک یا هولناک ندانید. بدانید خوب و بدهای شما با خوب و بدهای دیگران متفاوت است بنابراین هیچ چیز را مطلق نسازید.

زندگی پذیری نامشروط داشته باشید یعنی بپذیرید شرایطی را که دوست ندارید ولی نمی توانید عوض کنید.

 

«احساس بهتر یک : روش های فکری و فلسفی»

می توانید در فاصله ای که بدنبال باورهای نامعقول و خودمخربتان می گردید، برای آرام کردن خود از فنون شناختی پرت کردن حواس مانند مراقبه، آرمیدگی و ... استفاده کنید.

برخی از این فنون عبارتند از:

فن آرمیدگی پیش رونده که در آن عضلات خود را از نوک پا تا نوک سر شل می کنید تا بدنتان در حالت آرمیدگی عضلانی فرو رود این روش احتمال تمرکز بر روی افکار نگران کننده را کاهش می دهد.

مراقبه: که در آن روی یک کلمه یا روی تنفس تان متمرکز می شوید.

یوگا: از یک رشته تمرین های آرامش بخشی تشکیل شده.

مراسم و دعاهای مذهبی نیز می توانند نقش روشهای پرت کننده حواس را بازی کنند.

سرگرمی های لذت بخش، پیدا کردن یک دلبستگی و هدف بلند مدت، استفاده از خودبسندگی یعنی اعتماد به خودتان صرف نظر از این که آیا فلان کار را خوب انجام داده اید یا نه، ارزش خود را به پیشرفتها منوط نکردن، ماندن در زمان حال و نگران نبودن برای وقایعی که در آینده ممکن است برای شما روی دهد، می توانند نقش بسیار مؤثری در ایجاد احساس بهتر در شما ایفاء کنند.

 

«به حداقل رساندن تعمیم افراطی و تفکر مطلق گرا»

خوب باید دانستن خود بر اساس انجام بعضی اعمال خوب یا بد، شکلی از تعمیم افراطی است.

از الفاظ «همه و هرگز» استفاده نکنید. وقتی احساس شکست و بازنده بودن می کنید، ثابت می شود که تعمیم های افراطی احساسی خلق کرده اید. برنده شدن شما را آدم بزرگ و بازنده شدن هم شما را شکست خورده نمی کند. به امور برچسب سیاه و سفید نزنید.

 

چطور می توانید خودتان را، بابت ناراحت کردن خودتان، ناراحت نکنید

وقتی بابت گرفتاری و مشکلی خودتان را ناراحت می کنید، از ناراحتی خودتان ناراحت می شوید. این ناراحتی ثانویه آنقدر شدت پیدا می کند که اجازه نمی دهد ناراحتی اولتان را به نحو مؤثری برطرف کنید، برای مبارزه با این گرایش:

- متوجه باشید که ممکن است دچار ناراحتی اولیه و ثانویه شوید.

- ناراحتی ثانویة خود را به شکل واقع بینانه ای زیر سؤال ببرید.

 

«شیوه های خودیاری متمرکز بر راه حل ساخت گرا»

درمانگران معتقدند که تشخیص دادن و «درمان کردن» زمینه ساز برچسب زدن به آدمهای مشکل دار و بیمار جلوه دادن آنها می شود. به همین دلیل گرایش بالقوه انسان ها به خودیاری، در سالهای اخیر خیلی مشهور شده است

· وقتی مشکلات رفتاری هیجانی دارید می توانید به کمک گرایشتان به خودشکوفایی این مشکلات را حل کنید.

· شما خودتان مشکلات را بوجود آورده و از بین می برید و می توانید راه حل های جدیدی برای تکرار نشدن اضطراب و افسردگی خود بیابید.

· شما توانایی زیادی برای تغییر دادن شرایط بیرونی و خودتان دارید.

 

«کاربرد فنون تخیلی در درمان»

شما می توانید به طور زنده یا بطور خیالی حساسیت خودتان را نسبت به وقایع دردناک از بین ببرید و یا خودتان را نسبت به لذت ها حساس کنید.

احساسات پریشان کننده تان را پیدا کرده و آنها را به هیجان منفی سالم مثل دلسرد شدن، پشیمانی تعجب، احساس فقدن تبدیل کنید.

 

نوشتن احساسات یا تجربه های قبلی و فعلی:

نوشتن جزئیات احساساتتان ، به شما کمک خواهد کرد این احساسات را آزاد کرده و احساس بهتری پیدا کنید و به هیجاناتی که تاکنون نپرداخته اید بپردازید. آنقدر خودتان را در معرض رویدادهای دردناک قرار می دهید که حساسیت تان نسبت به آنها زدوده می شود.

 

«بازنگری و وارسی ادراک های منفی تان از گرفتاریها»

شما می توانید بایدها و توقعات قطعی و مطلق گرایانه خودتان را زیر سؤال برده و با این کار به سرعت از ناراحتی تان کم کنید یا به عبارت دیگر تجدید نظر کنید. برخی از بدترین و غیرقابل تحمل ترین وقایع ناخوشایند را در نظر بگیرید و خودتان را مجبور کنید به جای وحشت کردن، دلسرد شوید، می توانید کمترین ناراحتی را خود ایجاد کنید.

 

«استفاده از روش های غرقه سازی شناختی»

تجربة وحشتناکی را با تمام جزئیاتش تجسم کنید، فکرتان را عملاً روی آن متمرکز و تجسم کنید که در مورد این تجربه خیالی، باورهای نامعقول مبالغه آمیزی دارید. واقعاً اجازه دهید وحشت تان را حس کنید و سعی نکنید از مخمصه فرا ر کنید! تا این که دل زده و کسل شوید و یک دفعه برای همیشه از شر آن خلاص شوید و عملاً آن را به احساس واقع بینانه ای از نگرانی تبدیل کنید.

 

بهتر شدن /3 : باز هم روش های فکری تر و فلسفی تر

فرق تمایلات و خواسته های نامعقول با تمایلات معقول، در بایدها و اصرارهای همراه آنها است.

گرایش و توقع چند جنبه دارد:

· بایدگذاری و آرزو کردن گرایشی: حتماً، همیشه و تحت هر شرایطی باید به هدفم برسم و تأیید دیگران را بدست آورم. توقع مطلق، پذیرش مشروط دیگران و شرایط بیرونی، آرزو کردن و گرایشی که تحمل بالای ناکامی ایجاد می کند آرزو کردن و گرایشی که تحمل کم ناکامی ایجاد می کند.

به سه شیوه این گرایش را زیر سؤال ببرید:

1) پرسش واقع گرایانه: آیا باورهای ما واقعیت دارند

2) پرسش منطقی: آیا از گرایش های خود و توقع خود مخربتان می توانید نتایجی را که می خواهید بگیرید؟

3) در مورد فلسفه هایی که برای شما و دیگران نتایج سودمند یا مخربی دارند، سؤال کنید.

حال این سه شیوه را در مورد باورهای معقول و نامعقول خود بکار ببرید. بایدهای خود را واقع گرایانه و منطقی زیر سؤال ببرید خودپذیری مشروط، دیگرپذیری مشروط و شرایط پذیری مشروط و آرزوها و گرایشهای خود را به شیوة بالا زیر سؤال ببرید.

 

بهتر شدن 4: روش های هیجانی، یادآورنده و تجربه ای

دقیق ترین راه بهتر شدن اینست که قبول کنید تا حدودی خودتان احساس و رفتار مخربتان را ایجاد کرده اید و می کنید. باورهای من حتماً باید خوب عمل کنم، دیگران باید ملاحظه مرا بکنند و شرایط زندگی من باید خوب باشد.

ولی شما می تواتنید باورهای اجباری تان را کنار بگذارید ولی انسان ها گرایش شدیدی به نادیده یا رسم کم گرفتن فلسفه های رفتار مخرب خویش و اصراط ورزیدن بر آن دارند.

 

باورهای نامعقول خود را شدیداً زیر سؤال ببرید.

در صورتی که غیرقاطع باورهای نامعقول خود را زیر سؤال ببرید موقتاً احساس بهتری پیدا می کنید ولی این احساس ناندگار نیست. بعضی از عقاید خود مخربتان را روی نوار ضبط کنید و کاملاً آنها را از لحاظ منطقی بودن، واقع گرایانه بودن و عملی بودن زیر سؤال ببرید. به نوار ضبط شده گوش دهید و ببینید آیا زیر سؤال بردن شما محکم و قاطعانه بوده است . سپس سؤالاتان را قاطعانه تر کنید.

 



موضوعات: افکار وسواسی
برچسب ها: <-TagName-> ,
بازدید : 6
[ چهارشنبه 30 تير 1395 ] [ 19:26 ] [ رز ابی ]
[ ]
صفحه قبل 1 صفحه بعد

آخرين نوشته ها

نويسندگان

آرشيو

نظرسنجی

<-PollName-> <-PollItems->

خبرنامه

<-MailForm->

آمار

آنلاین : <-Online->
بازدید امروز : <-Today->
بازدید دیروز : <-Yesterday->
بازدید هفته گذشته : <-Week->
بازدید ماه گذشته : <-Month->
بازدید سال گذشته : <-Year->
کل بازدید : <-All->
<-GoogleRankGraphic->
<-PostContent->
برچسب‌ها: <-PostTags->
نوشته شده در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> توسط : <-PostAuthor-> | دسته : <-PostCategory-> | <-PostHit-> بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • PAGES
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | خوشنویسی با خودکار | تور کيش | تور نوروز 96 | خريد بليط هواپيما | بازار فرش کاشان | عمده فروش الجی | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | طراحی وبسایت | فروشگاه کتاب 3630 | سونوگرافی | فرش کاشان | بانک شهر | سايت صنعت ايران
    X
    تبليغات